مقالات
  • صفحه اصلی
  • مقالات
  • ‏‏گفتمان هاشمی --- دکتر ابوالفضل مروی‏

‏‏گفتمان هاشمی --- دکتر ابوالفضل مروی‏

مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)، موسسه چاپ و نشر عروج

  • جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۹۵

مقدمه ـ غروب روز نوزدهم دیماه 1395 (یکشنبه) خبری غیرمنتظره در شهر پیچید: هاشمی دار فانی را وداع گفت. کمتر کسی باور می کرد. گویی همسایه‏‎ ‎‏ای بود در این نزدیکی یا قوم و‏‎ ‎‏خویشی نزدیک. عزای عمومی اعلام شد. مردم سیاهپوش همچون امواج دریایی خاموش و غم زده پی در پی آمدند. مراسم برگزار شد. بزرگان سخن گفتند. و او به خاک سپرده شد. روزها گذشتند. هنوز هم کمتر کسی باور می کند که هاشمی مرده است. آری، هاشمی نمرده است. این صدای خمینی کبیر است : ‏‏« مردان تاریخ تا آخر زنده هستند. بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.‏‎ ‎‏»‏‎ ‎‏(صحیفه امام، ج 7،ص 495)‏

‏‏اگر بخواهیم درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی سخن بگوییم باید عمری سخن بگوییم. چون او یک عمر سخن گفت و کار کرد. مردی بود واقع گرا و عمل گرا و در عین حال، خطیبی بود زبردست و هوشیار و بخصوص زمان شناس. مهمترین کارهای او را شاید بتوان خیلی راحت و در زمانی کوتاه احصا کرد و به قضاوت نشست. ولی اندیشه او خیلی وسیع تر و پایدارتر از کارهای او به نظر می رسد. بعضی ها او را یک جریان فکری یا نماد یک جریان فکری می دانند. در واقع، مجموعه اندیشه او که در سخنانش متجلی است، یکی از گفتمان های مهم و محوری انقلاب و جمهوری اسلامی است. البته شناخت این گفتمان، نیاز به بررسی های فراوان در مکتوبات و سخنان شفاهی آن مرحوم دارد که در مقاطع زمانی گوناگون مطرح کرده است. و معلوم است که در یک  مقاله و چند مقاله نمی توان به این مهم دست یافت. با این وجود گفتمان ها اثر گذارند. تأثیر گفتمان ها بر ذهنیت و اندیشه اشخاص، چنان است که می توان هرکلام و سخن و نوشته ای را به گفتمانی خاص نسبت داد. جامعه امروز ـ بخصوص با توجه به وسعت شگفت انگیز ارتباطات و قدرت روزافزون افکار عمومی ـ عرصه برخورد و بالندگی ‏

 

‏‏گفتمان هاست.  ‏

‏‏در این مقاله سعی بر آن است تا با نگاهی به سخنان شخصیت های مختلف که در روزهای اولیه بعد از ارتحال آیت الله هاشمی درباره ایشان سخن گفته اند برخی از موازین گفتمانی آن مرد بزرگ را از دیدگاه مقامات بالای کشور و علما و متفکران بهتر بشناسیم. در واقع این مقاله به نوعی، جمع بندی توضیحاتی است که بعضی از شخصیت های صاحب صلاحیت درباره گفتمان هاشمی بیان داشته اند. ‏

‏‏ 

‏‏توضیحاتی در باره تحلیل گفتمان و اهمیت آن 

‏‏تحلیل گفتمان به زبان ساده، یک روش تفسیری است برای فهم و درک بهتر معنای متن (نوشتاری یا گفتاری). ‏

‏‏واژه «گفتمان» که ترجمه کلمه لاتین «‏‎discourse‎‏» است از نظر لغوی به معنای سخن، گفتار، کلام، وعظ و خطابه، سخنرانی و نظیر اینهاست. ظاهراً اولین بار زلیک هریس (‏‎Zellig Harris‎‏، زبان شناس آمریکایی /  1992ـ 1909) اصطلاح «تحلیل گفتمان» را بکار برده است. یعنی این اصطلاح در ابتدا در حوزه زبانشناسی مطرح شد.  ‏

‏‏البته شناخت زبان و سخن و کاربرد و تأثیر آن، ریشه در قرنها قبل از هریس و سایر زبانشناسان دارد و از دوران یونان باستان و دیدگاههای طبیعیون و قراردادیون و مکاتب جهان  اسلام مانند مکتب بصره و مکتب کوفه تا مکاتب زبانشناسی قرن بیستم مانند مکتب ساختار گرایی فردینان دو سوسور و مکتب پراگ و غیره، درباره زبان و آواها و دستور زبان و نحو و چگونگی شکل گیری معانی و مفاهیم و نیز ترجمه متون به زبانهای دیگر تحقیقات مفصل صورت گرفته و دیدگاههای و نظریات بسیار مطرح شده است که حتی نمی توان براحتی آنها را احصا کرد. ‏

‏‏یکی از مسائل مهمی که از قدیم الایام در زبانشناسی مطرح بوده است ترجمه متن به زبانهای دیگر است. با اختراع انواعی از کامپیوتر در سالهای بعد از 1950 این ادعا مطرح شد که با دادن مفاهیم واژگان و ضوابط جمله بـندی هر زبـان می تـوان متـون آن را به راحتـی و توسـط ماشـین به‏


‏‏زبانهای دیگر ترجمه کرد. آنچه مورد توجه هریس و سایر زبان شناسان قرار گرفت این بود که متن، فقط ترجمه کلمات و ساخت جملات نیست و عوامل متعددی از قبیل زمینه های تاریخی و فرهنگی و موقعیت تولید متن در ساخت آن مؤثر است بدون اینکه در متن انعکاسی داشته باشد. بنا براین با داشتن مفاهیم کلمات و طرز جمله بندی نمی توان همه معنای متن را منتقل کرد. ماشین، قادر به ترجمه هر نوع متنی نیست. هریس می خواست نشان دهد که چگونه اجزای مختلف متن- شفاهی یا کتبی- با یکدیگر مرتبط می شوند و معنای متن را بوجود می آورند و نیز شرایط خارج از متن چگونه در ایجاد معنا تأثیر دارد. ولی کار او در مدت کوتاهی مورد توجه نحله های مختلف فکری مانند ساختارگرایی و پسا ساختارگرایی و حتی فمینیسم واقع شد و عرصه های گوناگونی از سیاست و ارتباطات گرفته تا روانشناسی و نقد ادبی را فرا گرفت. ‏

‏‏امروزه مفهوم گفتمان و تحلیل گفتمان سنگ بنای تحقیق در علوم انسانی است. در این رابطه کتابها و رساله ها و مقاله های بی شماری نوشته شده و هر روز نیز بر حجم آن اضافه می شود‏

‏‏این است که حتی آگاهی فهرست وار از ادبیاتی که با محوریت «تحلیل گفتمان» در رشته های مختلف تولید شده است برای کمتر کسی میسر است. همچنین نظریه پردازی های فراوانی در زمینه گفتمان و کاربرد و اهداف آن بعمل آمده که هر یک فضایی گسترده برای تحقیقات مختلف فراهم آورده است. در این میان بعضی از نظریات مهم در عرصه گفتمان کاوی مطرح شده است که نه تنها در زبانشناسی بلکه در سایر علوم انسانی نیز کاربرد فراوان دارد. از جمله ‏


‏‏این نظریه ها، دیدگاههای میشل فوکو ‏‏(فیلسوف و تاریخ دان فرانسوی /  1984- 1926)‏‏ و یکی از مهمترین نظریه پردازان تحلیل گفتمان است که در جریان انقلاب اسلامی ایران نیز دو بار به کشورمان سفر کرد و حاصل مشاهدات و تفکرات وی از این سفرها در یادداشت ها و مصاحبه های وی مندرج است. او که در ابتدا از انقلاب ایران حمایت می کرد این انقلاب را بنیانگذار نوعی گفتمان جدید در دنیا می دانست. ‏

‏‏از دیدگاه فوکو، گفتمان قرابت زیادی با ایدئولوژی دارد. ‏‏گفتمان ها مجسم کننده معنا و ارتباطات اجتماعی هستند و علاوه بر اینکه در باره چیزهایی هستند که می توان آن را گفت یا در باره اش اندیشید، در عین حال در باره این موضوع نیز هستند که چه کسی در چه زمانی و با چه آمریتی می تواند صحبت کند.‏‏ در واقع، اتحاد قدرت و معرفت است که گفتمانهای را می سازد. گفتان، عنصر سازنده قدرت، معرفت و معناست. ‏

‏‏بررسی معانی گفتمانی  که ارتباطات اجتماعی را می سازند بدون توجه به گوینده گفتمان و جایگاه و نقش او و زبانی که بکار می برد ناقص خواهد بود. مثلاً آنچه یک استاد یا آموزگار در سر کلاس می گوید با آنچه رئیس یک حزب یا وزیر یک وزارتخانه یا یک نماینده مجلس بیان می کند هرچند از لحاظ موضوع یکسان باشد ولی از نظر مفاهیم گفتمانی تفاوت های بسیاری خواهد داشت. ‏

‏‏بعضی از محققان دیگر مانند نورمن فرکلاف (زبان شناس معاصر انگلیسی) یا تئون ون دایک (زبان شناس معاصر هلندی) مدل هایی را برای بررسی و مطالعه روابط بین زبان، قدرت و ایدئولوژی پیشنهاد کرده اند که به عنوان «تحلیل انتقادی گفتمان» نامیده می شود. فرکلاف، عمل گفتمانی را یک جنبه از مبارزه اجتماعی می داند که در باز تولید یا تغییر گفتمان حاکم و از این طریق در باز تولید یا تغییر روابط قدرت، اثر می گذارد.‏

‏‏بعضی دیگر از محققان بیشتر بر «تعامل اجتماعی» و تحلیل آن تمرکز دارند و معتقدند هر گفتمانی در شرایط اجتماعی معین ارائه می گردد. ‏‏در تعامل اجتماعی، نقش طرفین تعامل، الزامات، توقعات و اهداف آنان در یک موقعیت خاص اجتماعی، فرایند تعامل یا فرایند گفتمان‏

 

‏‏را رقم می زند.‏‏ زبان دیگر به عنوان یک وسیله خنثی برای انتقال اطلاعات در باره جهان و آنچه مردم در باره آن فکر می کنند نیست بلکه به عنوان یک ابزار فعال ساختمند که در ساختن دنیای ما مشارکت دارد شناخته شد می شود. ‏

‏‏در ادبیات اسلامی، سخن همانند عمل است و گاه از هر عمل دیگری مؤثرتر است. امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: ‏

‏‏« مَن عَلِمَ أنَّ کَلامَهُ مِن عَمَلِهِ قَلّ کَلامَهُ الّافیما یَعنیه»‏

‏‏« رُبّ قَول اَنفَذُ مِن صَول» ‏

‏‏هر گفتمانی در زمینه و حال و هوا یا شرایط اجتماعی خاصی ارائه می شود و همراه متون گفتمانی دیگری است. این همراهی- و نیز موقعیت تولیـد متـن- کلید درک گفتمان است. عمومی ترین سطح زمینه ای یا در واقع فحوای کلام، فرهنگ است. مردم در جامعه خود، جهان را و موقعـیت خود را چگونه می بینند و ارزیابی می کنند. این دیدگاه را که در دایره فرهنگ و باورهای اشخاص و جایگاه و موقعیت اجتماعی آنان، شکل می گیرد، می توان از طریق گفتمانهایی که می سازند، بدست آورد. نوع گفتمان و موضوعات آن از عوامل اصلی انتخاب زبان گفتمان است. نهایتاً می توان از طریق تحلیل گفتمان، ساختار قدرت و اهداف همراه آن را بهتر درک کرد. ‏

‏‏زمان از عناصر مهم شکل دهی گفتمان است. بافت موقعیتی یعنی شرایطی که در آن گفتمان شکل می گیرد اساساً مبتنی بر زمان است و بسا که قابل تعمیم به زمان های دیگر نباشد. این همان مسأله است که حوزویان به آن «قضیه خارجی» می گویند. در عین حال، عناصر اصلی یک گفتمان غالب ممکن است در زمانهای متفاوت قابل استناد باشد.‏

 

‏‏به هرحال در مرکز همه برداشت های مقوله تحلیل گفتمان، زبان قرار دارد. این است که در بعضی از تعاریف، گفتمان به «پیکربندی زبان در بافت» تعریف شده است. هرچند عموماً در رسانه ها گفتمان به عنوان «مجموعه دیدگاههای منسجم در شرایط زمانی خاص» تلقی می شود که سازنده الگوهای اندیشه و عمل است. یعنی ابزار عمل قدرت ـ بویژه قدرت سیاسی ـ است.‏

‏‏یکی از مهمترین نکات در تحلیل انتقادی گفتمان «منبع مشروعیت سیاسی» است. یعنی استنادات خالق متن چگونه مشروعیت سیاسی را تضمین می کند. بدون تردید «گفتمان هاشمی» یک گفتمان سیاسی و مرتبط با قدرت و ایدئولژی حاکم است و هدف آن، ارائه الگو یا الگوهای اندیشه و عمل در حوزه همین گفتمان است. این نکته را نیز باید اضافه کرد که هر گفتمانی هرقدر هم مستدل و نیرومند باشد همواره بر اثر تحولات جوامع انسانی با گفتمانهای معارض دیگری مواجه خواهد شد که یا باید عقب نشینی کند و یا با اصلاح و تنظیم مجدد خود به رشد و بالندگی خویش ادامه دهد. گفتمانها همانطور که عمر طولانی تری از سخنگویان خود دارند در طول زمان، رشد و بالندگی و نیز فرسودگی و پیری و زوال هم دارند.‏

‏‏یکی از نکات دیگر تحلیل گفتمان، شناخت شخصیتی است که مدافع گفتمان است. یعنی شخص یا یکی از شخصیت های محوری گفتمان محسوب می شود. شناخت چنین شخصیتی در فهم گفتمان تأثیر زیادی دارد. سوابق و فعالیتهای او، مطالعات او، آثار شفاهی و مکتوب او همه و همه در فهم گفتمان مهم است. ‏

‏‏همچنین وقتی گفته می شود «گفتمان حاکم» یا «گفتمان غالب» لزوماً به معنی کلام شخص حاکم ـ مثلاً رئیس جمهور ـ نیست بلکه هر شخصی است که در حوزه حاکمیت قرار می گیرد مانند یک وزیر یا یک ایدئولوگ یا یک عضو حزب حاکم و نظیر اینها. با شناخت چنین شخصی، نوع گفتمان و موضوع و زبان گفتمان، روشن خواهد شد. گرچه معمولاً گفتمان فقط توسط یک فرد ساخته نمی شود بلکه مجموعه ای از متفکران و صاحب نظران در طول زمان گفتمانی را بوجود می آورند یا آن را اصلاح و بازسازی می کنند. ‏

‏‏به هر حال، استنباط و تفسیر و تحلیل متن، بستگی به امـکانـاتی دارد که در اختیـار مفـسر است،‏


 

‏‏مانند دانش زمینه ای، روش تحلیل متن و  آشنایی با موقعیت تولید آن. ‏

‏‏ 

‏‏نمونه های تحقیق

‏‏نمونه های این تحقیق، پیامها و سخنان شخصیت های ممتاز سیاسی و علمی و متفکران و استادانی است که در فاصله ارتحال تا هفتم مرحوم آیت الله هاشمی در رسانه ها بخصوص در سایت جماران منتشر شده است. این پیامها به صورت کامل در همین شماره حضور، در بخش انتهای فصلنامه چاپ شده است و بنابراین در این مقاله به منظور پرهیز از تطویل کلام نیازی به تکرار آنها و ذکر مشخصات گوینده و پیام نیست. مضافاً اینکه پیامهای صادره به لحاظ معنایی و حتی واژگانی، مشابهت های فراوانی دارد. البته در همین فاصله بعضی دیگر از شخصیت ها و استادان پیامهای متعددی ارسال کرده اند که یا به دست نگارنده نرسیده یا نسبت به پیامهای منتخب نکته تازه ای نداشته است. ‏

‏‏مسلماً در آینده شاهد تحلیل های فراوانی درباره اندیشه ها و بهتر بگوییم گفتمان مرحوم آیت الله هاشمی خواهیم بود که مستند به سخنان و نوشته های خود ایشان خواهد بود. ولی این چند روز ویژگیهای منحصر به فردی دارد و در هرحال یک برهه استثنایی است. می توان گفت صادر کنندگان پیام آنچه را از مرحوم هاشمی در ذهن و دل داشته اند هرچه سریعتر به جامعه عرضه کرده اند. در واقع ذهنیت صادرکنندگان پیام، آینه سیمای «گفتمان هاشمی» یا به استناد پیام های مزبور، گفتمان انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران است.  ‏

‏‏ 

 

 

‏‏بیان ویژگیها و عملکردها 

‏‏اکثر پیامهای یادشده متمرکز بر ویژگیهای شخصی و سوابق انقلابی و عملکرد مرحوم آیت الله هاشمی در شرایط گوناگون مبارزه و بنیانگذاری و تثبیت نظام جمهوری اسلامی است. ویژگیها و عملکردهای ایشان فهرست بلند بالا و درخشانی است که توسط شخصیت های سیاسی و حوزوی و علمی کشور در متون تسلیت ارتحال ایشان آمده است. مهمترین این خصوصیات و عملکردها از قرار ذیل است:‏

‏‏حضور مستمر در تحولات گوناگون انقلاب اسلامی و تشکیل نظام جدید و تثبیت آن – ترجمه «سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار» از نویسنده معروف عرب، «اکرم زعیتر» و نوشتن کتاب «امیرکبیر، قهرمان مبارزه با استعمار» که تأثیر زیادی بر دانشجویان و مبارزان سیاسی زمان شاه داشت - حضور مؤثری که در زندان و بیرون از زندان در پشتیبانی از نهضت امام خمینی و اندیشه های انقلابی داشت – کنش معطوف به امید – حضور در رقابت های سیاسی – قدرت توازن بخشی عملی و نظری – خوش روحیه و امیدوار به آینده – فدا کردن دنیای خود برای انقلاب و نظام – صبر و بردباری در برابر عوام فریبان و دشمنان واقعی نظام و روحانیت – تحمل بی مهری ها و تهمت ها – راهنمایی کردن مردم و قوت قلب دادن به آنان – دعوت به وحدت – دفاع از ولایت فقیه و پیروی از امام و رهبری -  نویسنده و خطیبی بزرگ – دارای شجاعت و هوش و استعداد کم نظیر – پشتوانه دولت تدبیر و امید – دور اندیش – مدیر و مدبر و آینده بین – مجاهد – مخلص – پرتلاش – دارای اعتدال و آرامش – از بهشتی مظلوم تر – تأثیر گذار در علم و تفسیر – تأثیر گذار در سیاست خارجی – لقب امیر کبیر برای او کم است – عمری مبارزه کرد و تهمت شنید و صبر کرد – اموال او بعد از انقلاب بیشتر نشده که کمتر هم شده – مبرا از نقد و نقص و اشتباه نبود – نقش آفرینی اش بیش از شخصیت حقوق اش بود – فقط برای خدا کار می کرد - از ریا و دوچهره بودن و چند چهره بودن بشدت متنفر بود – از اول تا آخر بر اصول پایبند بود - گاهی تاکتیک ها را تغییر می داد ولی استراتژی اش همان بود- فرمانده جنگ بود - از ارکان به وجود آورنده انقلاب و شورای انقلاب - اولین رئیـس مجلـس‏


 

 

 

 

گفتمان هاشمی

‏‏ 

‏‏ و عضو مجلس خبرگان قانون اساسی بود و نقش اول را بعد از رحلت امام (س) در انتخاب رهبر آینده داشت - خط قرمز اش انقلاب و رهبری بود - روشن، آزاد و رک بود- مورد اعتماد امام – دارای سعه صدر و ظرفیت بسیار – صدیق- باوفا-  فقیه بزرگوار- همیشه امیدوار – روشش مدارا با مردم بود – معتقد به سهل گیری دین با مردم – زندگی اش جهاد و ایثار و فداکاری بود – دارای عقلانیت و اعتدال – نوشتن گویاترین تفسیر کاربردی قرآن کریم در 20 جلد – قرآن شناس عمیق - نوآوری در خطبه های نماز جمعه – مدرس عصر انقلاب اسلامی – مجاهد نستوه – دین مدار نو اندیش – آموزگار خرد ورزی و اعتدال – مظلوم مقاوم – شاگرد وفادار مکتب امام – امین امام – رکن جمهوریت و مجلس نظام – مورد اعتماد و همصدای مردم – حرکت در مسیر تحقق آرمانهای امام – خواهان سربلندی ملت و توسعه کشور – دارای بیشترین مراوده و ارتباط با امام -  از پیشقراولان نهضت امام  و انقلاب مردم ایران – دارای ‏


‏‏سالها هجرت و تلاش و جهاد – هویت اندیشه او نشاندار اندیشه و نام امام – فراجناحی اندیشیدن و فراجناحی عمل کردن – انتقاد پذیر -  خواهان یکپارچگی و وحدت جامعه و همه نیروهای انقلاب – پدر امت – سرمایه ای بی بدیل در تراز اساطیر برای کشور و نظام – برای حفظ میراث امام مورد طعن رفیق و هجوم رقیب – مظلومانه ترور شخصیت شد – دارای کارنامه درخشان خدمت به نظام – مخالف تندروی – حمایت از اعتدال و ارزشهای دموکراتیک – در معرض تهمت ها و توهین ها و جفاهای باور نکردنی – حامی اصلاحات و اصلاح طلبان – نبض سیاست و  اجتماع در دستش بود –  فقدانش خللی جبران ناپذیر در فضای سیاسی ایران است –مورد اعتماد مراجع و اساتید حوزه – توان ایجاد موازنه میان جناح های مختلف کشور - فرزند ایران سربلند معاصر -  شاگردی وفادار به مکتب فکری امام و سربازی فداکار برای نهضت سیاسی او - نامش را در تاریخ ایران، و حتی جهان جاودانه کرد – در تاریخ ایران و حتی جهان کمتر مثل او هست - نبض سیاست و اجتماع در دست اش بود – به لحاظ سیاسی فقدان وی خللی در فضای سیاسی ایران به وجود آورد که بعید است کسی قادر به جبران کردن آن باشد – مورد اعتماد اساتید حوزه و مراجع - در دو دهه پایانی عمرش مورد بی حرمتی ها، انواع توهین ها، بی مهری ها و جفاهای باور نکردنی قرار گرفت – مورد خشم و غضب تندروها - رادمرد همیشه زندۀ نهضت امام خمینی ‏‏‏روشن است که بعضی از موارد فوق که به عنوان ویژگیها و عملکرد مرحوم هاشمی بیان شده با یکدیگر تطبیق دارد ولی چون واژگان و ترکیب واژگان سخن، متفاوت است لاجرم در متون مختلف دایره معنایی تفاوت پیدا می کند. همچنین بعضی از عملکردها یا ویژگیها را می توان به عنوان اجزایی از گفتمان آن مرحوم تلقی کرد مانند حمایت از اعتدال و ارزشهای دموکراتیک. ‏

‏‏ 

‏‏بیان اندیشه ها و دیدگاهها

‏‏اندیشه ها و دیدگاههای مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی در واقع گفتمان اوست. شخصیت هایی‏

 

‏‏که افکار و آراء و دیدگاههای ایشان را بیان کرده اند ـ با توجه به موقعیت اجتماعی و آشنایی همه جانبه با آن مرحوم ـ تصویری از گفتمان ایشان را به جامعه عرضه نموده اند که به نظر می رسد در حد اعلای درک و فهم و توضیح «گفتمان هاشمی» است. این بزرگان علاوه بر اینکه با مفاهیم گفتمانی آشنا هستند و بعضاً برای تبیین اندیشه های مرحوم هاشمی از واژه «گفتمان» استفاده کرده اند، آراء و اندیشه های خودشان نیز در حوزه چنین گفتمانی قرار می گیرد. بنا بر این ما با گفتمانی روبرو هستیم که متفکران متعددی از شخصیت های سیاسی و فرهنگی و اجتماعی ـ اعم از روحانی و دانشگاهی ـ به آن اعتقاد دارند و آن را برای جامعه، تبیین و تفسیر می کنند و توضیح می دهند. مهمترین مفاهیمی که در پیامهای مورد بحث به گفتمان مرحوم هاشمی اشاره یا تأکید دارد از قرار ذیل است: ‏

‏‏هاشمی قامت رعنای گفتمان آزادی خواه و معتدل در جامعه افراط زده ماست - فقدان آیت الله هاشمی نه تنها درگذشت استوانه محکم خردورزی بود بلکه فقد خوبی هایی است که از امام برای ما به یادگار مانده بود - به فرموده امام هاشمی زنده است چون نهضت زنده است - سیاست ورزی انقلابی – دارای نقش انقلابی ممتاز و همزمان نقش ممتاز مصلحانه – 50 سال در متن بود – به الزامات سیاست ورزی مردم گرایانه تن می دهد - مرتباً خود را در معرض رأی مردم قرار داد و از حق مشارکت مردم در سرنوشت خود بیشترین دفاع را می کرد - نسبت به مسأله آزادی، دموکراسی، ضرورت ها و الزامات آنها حساس و پیگیر بود – قدرت توازن بخشی عملی و نظری – برای گفت و گو و ایجاد تعادل موافق، نقش مهمی داشت –  در موضع ‏


‏‏نماینده نظام بود – نماینده نخبه گان – نمایندگی جریان اصولگرا – نمایندگی جریان اطلاح طلب – پاسخگویی به نیازها و تقاضاهای جامعه – امیدوار به آینده – دارای مسلک معتدل و برگرفته از قرآن و عقلانیت – چرغ راه – مخالفان او، عوام فریبان و دشمنان حقیقی و پنهان انقلاب که طرفدار دین منهای روحانیت هستند بودند – راهنمای مردم – دعوت مردم به وحدت – دچار تحریم و سانسور رسانه ای و تهاجم رسانه ای – راه هاشمی یعنی دفاع از حقوق مردم و جمهوریت نظام و پیروی از ولایت فقیه -  در زمان جنگ به گونه ای صحبت می کردند و به گونه ای تفکر می کردند که دشمن را از پا در می آورد و اجازه نمی داد کسی نگاه خاصی به مملکت داشته باشد -  دارای اعتدال و آرامش – رکن  انقلاب بود - روی اصول اسلام و انقلاب پافشاری داشت – تبلیغات مسموم یک عده نافهم علیه او – راه او یعنی مردم همه کاره اند – هم احکام اسلام را هم فهمیدند و هم برای مردم بیان کردند -  دین را دین دعوت و موعظه حسنه و منطق و برهان می دانست – طرح مباحث دسته بندی شده وعمیق اجتماعی و تحلیل های کارساز سیاسی - «مدرّس» عصر انقلاب اسلامی - همصدای مردم ایران - آموزگار خرد ورزی و اعتدال - برای حفظ میراث حضرت امام مورد طعن رفیق و هجوم رقیب قرار داشت – خوش بین به آینده – مقابله با تندروی - از زمانی که ارزش های دمکراتیک برای وی پررنگ شدند مردانه همه فشارها، بی مهری ها، همه تیغ و تیشه ها و همه بی وفایی های تندروها را تحمل نمود اما حاضر نشد تسلیم آنان شده و دست از اعتدال و میانه روی و دست از حمایت از اصلاحات و اصلاح طلبان بردارد.‏

‏‏همانطور که ملاحظه می شود برخی از نکات گفتمانی با بعضی از عملکردها و ویژگیها تطبیق دارد. مثلاً امید به آینده، امیدوار بودن به آینده، امید دادن به دیگران درباره آینده، همگی یک چیز است که بر خصوصیات، عمل و کلام مطابقت دارد. در واقع ویژگیها و عمل و سخن فرد جوری با یکدیگر درهم تنیده است که نمی توان آنها را از هم جدا کرد؛ با این تفاوت که مرگ، پایان خصوصیات و عملکردهای اشخاص هست ولی نه پایان پیام و گفتمان آنها.  ‏


‏‏حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان‏

‏‏این نقـش ماند از قلـمت یادگـار عـمر‏

‏‏اینکه در پیامهای صادره بر تداوم اندیشه و راه مرحوم آیت الله هاشمی تأکید شده است یعنی گفتمان او نمرده است، کلام او زنده است و در ذهن و دل معتقدان به این گفتمان ادامه خواهد یافت. امام خمینی که فرمود: ‏

‏‏«بدخواهان باید بدانند هاشمی زنده است چون نهضت زنده است.» صرفاً به نجات وی از ترور اشاره نکرده بود بلکه به حیات جاودان چنین انسانهایی تأکید نموده بود، زیرا در جمله قبلی فرمود: « مردان تاریخ تا آخر زنده هستند.»‏‏(صحیفه امام، ج7،ص495)   ‏

‏‏ 

‏‏مشخصات پیامهای (نمونه های) مورد بررسی

‏‏پیامهای مورد بررسی این مقاله شباهت بسیاری با یکدیگر دارند که مهمترین آنها از قرار زیر است:‏

‏‏1 ـ صادرکننده پیام ـ صادرکنندگان پیام یا از شخصیت های بالای سیاسی کشور یا از علمای صاحب نام کشور و یا از استادان شاخص دانشگاه هستند که بعضا دو یا هرسه ویژگی مزبور را با هم دارند. ‏

‏‏2ـ زمان ـ  همه پیام ها در یک مقطع زمانی کوتاه یعنی از فاصله ارتحال مرحوم هاشمی تا هفتم ایشان صادر شده است. ‏

‏‏3 ـ نوع (ژانر) ـ همه پیامها، پیام تسلیت است که بعضاً به صورت شفاهی بیان شده ولی در عرصه گفتمان سیاسی، قابل درک است. یعنی نوع پیامها سیاسی است. خود این پیامها یک گفتمان ‏


 

‏‏سیاسی است که با محوریت گفتمان هاشمی، توسعه می یابد. ‏

‏‏4 ـ محتوا ـ همه پیامها علاوه بر بیان احساس و عواطف صادر کننده پیام (علاقه و احترام وافر به مرحوم آیت الله هاشمی که در تاریخ جمهوری اسلامی بجز در مورد امام خمینی برای شخص دیگری ابراز چنین عواطف غمبار و حسرت آفرینی ملاحظه نمی شود)، متمرکز بر عملکردها و دیدگاه های مرحوم آیت الله هاشمی است. ‏

‏‏5 ـ مخاطب ـ هرچند بعضی از پیامها بازماندگان متوفی را مخاطب قرار داده اند ولی مخاطب پیامها به طور کلی همه مردم ایران هستند. ‏

‏‏6 ـ ارزشهای مورد تأکید در این پیامها همگی مثبت است و اگر گاهی به اختلاف نظر آیت الله هاشمی با بعضی از بزرگان و علما و دیگران اشاره شده یا غیرقابل نقد بودن عملکردهای ایشان مردود دانسته شده است یا امری طبیعی دانسته شده یا حتی به عنوان اختلاف علما امری مستحسن محسوب شده است. همان طور که امام خمینی نیز در بعضی از پیامهای خود به اختلاف نظر فراوان علما و فقها در طول تاریخ اشاره  و بر لزوم باز بودن باب اجتهاد تأکید کرده اند.‏

‏‏7- زبان پیامها مبتنی بر توضیح و تفسیر گفتمان و با هدف روشنگری و آگاهی بخشی و در واقع تأیید و تقویت الگوی اندیشه و رفتار مطلوب حاکمیت نظام اسلامی است. ‏

‏‏ 

‏‏ جمع بندی و نتیجه گیری

‏‏انعکاس شخصیت و گفتمان مرحوم آیت الله هاشمی در ذهن و قلب مجموعه ای از بالاترین مقامات کشور و علمای مشهور و استادان دانشگاهی صاحب قلم، تصویر شخصیتی است ممتاز و استثنایی که علاوه بر ویژگیها و استعدادهای شخصی مانند هوش و استعداد و صبر و شجاعت؛ مؤمنی متعهد، صاحب علم و معرفت و قلم، سخنرانی کم نظیر و یک انسان مبارز و زجرکشیده و شکنجه دیده، از پیشقراولان نهضت امام خمینی و از بنیان گذاران نهادهای نظام اسلامی و از حافظـان نظـام و ولایـت و کشـور و از سیاسـتمداران بزرگ عالـم و در حقیقـت از‏


‏‏ارکان جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. هدف او بهروزی ملت ایران و سخن و گفتمان او همان گفتمان امام خمینی است. مبنای گفتمان او عقل و اعتدال و بینش او فراجناحی و فرا مقطعی است. تشبیه ایشان به امیرکبیر و یا حتی بالاتر به همین دلایل است. ‏

‏‏چنین شخصی و چنین گفتمانی بر اساس موازین تحلیل گفتمان، در حوزه قدرت حاکم قرار می گیرد و گفتمان او «گفتمان حاکم» (الگوهای اندیشه و عمل مورد پذیرش نظام) است. با این وجود نکاتی در گفتمان ملاحظه می شود که جای تأمل دارد. او مظلوم است و این شگفت انگیزترین چیزی است که در تحلیل گفتمان هاشمی به آن می رسیم. اگر شخصی مظلوم است گفتمان او هم مظلوم است. بنا براین در برابر گفتمان او که اعلام شده همان گفتمان امام خمینی است و مبتنی بر ولایت فقیه، میزان بودن رأی مردم و پذیرش حقوق حقه ملت و لوازم و لواحق آن است، نیروی مخالفی وجود دارد که از تحریم رسانه ای و فشار و بی حرمتی و  توهین و تهمت نسبت به چنین شخصیت ارزشمندی ابایی ندارد. آیا نیروهای مخالف، حامل گفتمان دیگری هستند که توان آن را دارد که حتی گفتمان حاکم را به ورطۀ مظلومیت بیاندازد؟ ‏

‏‏در پیامهای تسلیت، به این گروه یا اشخاصی که در برابر مرحوم هاشمی و گفتمان او صف بندی کرده اند چندان اشاره نشده است. آنها را بیشتر به عنوان تندرو یا افراطی یا گاهی عوام فریب و ... قلمداد کرده اند. ممکن است این اشخاص از طیف های مختلفی باشند ولی در هر حال کمتر کسی به صراحت آنان را در مقابل نظام دانسته است. در این پیامها گفتمان هاشمی، روشن و منسجم و عقلاتی، مبتنی بر اعتدال و میانه روی و مطابق با اهداف انقلاب و نظام است ولی ‏

 

‏‏دیدگاههای مقابل یا اساساً گفتمان محسوب نمی شود و یا مشخصات آن روشن نیست. به نظر می رسد برای درک و فهم بهتر گفتمان هاشمی جز شناخت اندیشه های مخالف ـ که می تواند گفتمان یا گفتمانهایی خاص باشد ـ و تعیین نسبت آن با انقلاب و اهداف نظام، چاره ای وجود ندارد؛ کاری که امید است در آینده به صورت عمیقی انجام شود زیرا تداوم راه و گفتمان مرحوم هاشمی که مورد تأکید آرزومندانه اکثر ارسال کنندگان پیامهای تسلیت است در گرو همین شناخت قرار دارد.‏

‏‏در هر حال اگر بخواهیم همه این پیامها را در یک جمله خلاصه کنیم می توان گفت پیامهای مزبور می خواهند به این پرسش پاسخ دهند که «هاشمی که بود؟».‏

‏‏البته هم ارسال کنندگان پیام می دانند آیت الله هاشمی که بود و هم مردم ایران به طور کلی می دانند آن مرحوم که بود و چه کرد و چه جایگاهی داشت ولی نسلی که نه شاهد حکومت شاهنشاهی بوده و نه در انقلاب حضور داشته و نه جنگ را دیده و اینک در معرض گفتمانهای مخالف  و معارض متعددی قرار گرفته و از سوی دیگر شاهد اختلاف و درگیری مسئولین و فسادها و نابرابری ها و نابرادری هاست، بیش از هرکس دیگری نیاز دارد و یا حق دارد که بداند گفتمان نظام اسلامی چیست و حقانیت و مشروعیت آن از کجاست. در واقع هاشمی چهره زیبای نظام اسلامی است که اندیشه و عملکرد وی می تواند پاسخ مستدلی به گفتمان های معارض باشد. ‏

‏‏ســعـدیا مـرد نـکـونـام نمـیـرد هــرگز‏

‏‏مرده آن است که نامش به نکویی نبرند‏

‏‏به همین دلیل این چهره زنده خواهد ماند. هرچند جای خالی او تا مدتها ـ و شاید هیچوقت ـ پر نخواهد شد. ‏

‏‏ ‏‏
 

‏‏منابع:

‏‏ 

‏‏1-  امام خمینی، صحیفه امام (22 جلدی)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، پاییز 1378‏

‏‏2- پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران‏

‏‏3- نهج البلاغه، کلمات قصار‏

‏‏4- دیوان حافظ‏

‏‏5- کلیات سعدی‏

‏‏6- صفوی، دکتر کوروش، معنی شناسی کاربردی، تهران: انتشارات همشهری، بهار 1382‏

‏‏7- عضدانلو، حمید، گفتمان و جامعه، تهران: نشر نی، 1380، چاپ اول‏

‏‏8- فرقانی، دکتر محمد مهدی، راه دراز گذار، تهران: انتشارات فرهنگ و اندیشه، 1382‏

‏‏9- فرکلاف، نورمن، تحلیل انتقادی گفتمان، ترجمه فاطمه شایسته پیران و دیگران، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، 1382‏

‏‏10- فصلنامه حضور(مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی)‏

‏‏ ‏

11 - Moira Chimbo / Robert.L Roseberry ‏،‏  “The Power of Discourse (An Introduction to Discourse Analysis” ‏،‏   Lawrence Erlbaum Assocites ‏،‏ Mahwah ‏،‏  New Jersey ‏،‏  London ‏،‏  1998 ‏،‏ p 5 / 102.

12- en.wikipedia.org / wiki / Discourse_analysis. 

13-  n.fairclough@lancaster.ac.uk.

14-   Roy ’ Cynthia B.  “Interpreting as a Discourse Process” ‏،‏   Oxford  US. New York ‏،‏