خطبه ها
  • صفحه اصلی
  • خطبه ها
  • نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

  • دانشگاه تهران
  • جمعه ۱۶ شهریور ۱۳۸۰

 بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

والصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین اعوذبالله من‌الشیطان الرجیم، بسم‌اللّه الرحمن‌الرحیم. الحمدلله والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین، اوصیکم عبادالله بتقوی الله والتباع امره و نهیه.
خدا توفیق بدهد که هیچوقت از جوهر و زیور تقوی جدا نباشیم و در همه زندگی خدا را و حق را در نظر بگیریم که همان روح تقوی است.
خطبه قبلی من درباره ذکر و نقطه مقابلش غفلت بود و گفتم که کمی هنوز احتیاج به توضیح دارد و مقداری از مصادیق ذکر را باید عرض کنیم، فلذا این خطبه را هم درباره همان فصل مهم اخلاقی و عرفانی ایراد می‌کنم.
گفتیم که ذکر با یاد خدا با فارسی و توجه و یقظه که تعبیرات مختلفی در علم اخلاق و علم عرفان دارد یکی از زیربنایی تربیتی و سیستم اخلاقی اسلام به‌طور جد براساس ذکر و یقظه استوار می‌باشد گرچه بیشتر به‌این مسأله در کتب عرفانی می‌توانیم برسیم و در بحث اخلاق کمتر به‌آن توجه شده و باید بشود.
گفتیم در قرآن بیش از 300 آیه از ذکر صحبت کرده و در بیش از 40 آیه غفلت مذمت شده و آیات به مضمون خیلی فراوان بوده و روایات بسیار بسیار زیاد است و در سیره ائمه و معصومان ما بهای زیادی می‌بینیم که به‌حالت یاد و توجه به‌حضور خداوند شده است.
یکی از راههای تحصیل ذکر و ایجاد حالت توجه در برنامه‌های اسلامی عبادات است. عبادات اسلامی تمامآ به‌این نکته توجه دارد و جهت عبادت را که انسان نگاه می‌کند، می‌بیند بسیاری از این محتوی می‌خواهند بهره‌گیری کنند. این آیه‌ای که اول صحبتم خواندم می‌گوید « واقم الصلوه لذکری » نماز را برای یاد خدا بخوانید اگر منظور این باشد که مهمترین هدف از نماز یاد خداست در مسیر این بحث من قرار می‌گیرد و البته تفسیرهای دیگری هم دارد. با این توجه می‌خواهم امروز یک کمی به نماز که کار معمولی مسلمانهاست و در زندگی ما خیلی عادی است یکی کمی جامعه را توجّه دهم که خوشبختانه ما در آستانه برگزاری اجلاس بزرگ نماز در اصفهان هستیم و همه ساله با همتی که آقای قرائتی دارند نماز بخوبی در مدارس، دانشگاهها و همه جا مطرح می‌شود.
خوب اینجا هم یک توجهی در حد نیم خطبه داده شود بسیار بجاست، عبادات فراوان است، عبادات واجب خیلی زیاد نیست مهم آنها عبارت از نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر و بعضی از عبادات دیگر است اما عبادات مستحب بسیار فراوان می‌باشد. ادعیه و مناسکی که داریم و بطورکلی تمام زندگی انسان می‌تواند عبادت باشد. یعنی برنامه کار، کسب، تحصیل و هر چه در زندگی انسان است اگر با نیت خالص و با برنامه درست و هدفدار انجام گیرد می‌تواند در زمره عبادات باشد کمااینکه عباداتی را که انجام می‌دهیم، اگر نیّت ما بد باشد و اهل ریا باشیم عبادات ما هم عبادت نیست بلکه گناه محسوب می‌شود.
به‌هرحال عبادت یک روح و یک رکن دارد که بسیار مهم است و آن به نیت برمی‌گردد و ذکر می‌آید، در بین همه عبادات هیچ یک مثل نماز در جهت این محتوی و هدف عبادت نیست همه ارزشمند است و من از آنها چیزی نمی‌خواهم کم کنم بلکه اهمیت نماز را عرض می‌کنم.
نماز یک عبادت بسیار ساده‌ای است خیلی کوتاه، کم حجم، منظم با الفاظ و شیوه منظم، با عملیات و شرایط خاصی که همه را شما می‌دانید و نمازگزاران با ریزکاریهای مستحب آن نیز آشنا هستند. یک مجموعه آسمانی در اختیار بشریت قرار گرفته تا روزی پنج بار که از او خواسته شده نماز بگذارد به راحتی و بدون زحمت بتواند این وظیفه را انجام دهد. البته مستحبات فراوانی دارد و می‌توان نماز را خیلی طولانی کرد و مشکل کرد و بعضی‌ها هم این کار را انجام می‌دهند و ما آنها را سرزنش نمی‌کنیم بلکه تحسین می‌کنیم اما موضوعی که حق اسلام و قرآن است، از ما خواسته‌اند بسیار مهم است.
« اقم الصلوه لذکری » در همین نمازهایی که ما می‌خوانیم بخشهای مستحب و واجب دارد من امروز می‌خواهم یک مقدار فقط واجبات آن را بیشتر بیان کرده و باز کنم شاید هم باز باشد. یعنی من زیره‌ای به‌کرمان می‌برم و شاید تحفه‌ای برای شما نباشد اما توجه به‌آن فکر می‌کنم مفید باشد. از بحث اذان و اقامه فعلا می‌گذریم چون فصول اذان و اقامه اولا مستحب است و ثانیآ در همان حرفهایی که در نماز عرض خواهم کرد می‌بینید تکرار شده و وجود دارد از واجبات شروع می‌کنیم و شرایط ابتدایی را همه می‌دانند. اول قبله است که واقعآ باید به‌طرف قبله باشد که بسیار بسیار مهم می‌باشد، مخصوصآ از بعد اجتماعی و روانی، طهارت لباس، وضو، طهارت مکان و غصبی نبودن و حرام نبودن فضا و مکان و شرطهایی که هست و هم سازنده و مهم بوده و برای یک چنین حالتی آنها هم لازم می‌باشد و در دستگاه تربیتی خداوند طراحی شده است.
وقتی که حالا بناست با همه این شرایط نماز بخوانیم و رو به قبله ایستادیم و بخصوص نمازهای جماعت که این آثار را مضاعف دارد و بویژه نمازهایی که در مسجد برپا می‌شود و بعد تأثیرگذاری بسیار عمیقی دارد و از جهات مختلف عبادت را به هدف واقعی خودش نزدیک می‌کند و بهرحال اینها هم در نماز فرادی و انفرادی هم هست اولین حالت نیّت است که این نیت با ذکر که مورد بحث من است کاملا همراه می‌باشد، یعنی همان است وقتی که انسان می‌خواهد نمازش را شروع کند باید بداند که چکار می‌کند اگر نداند نیت نیست. حالا آن حالات خاصی را که بعضیها فکر می‌کنند باید خیلی ریزه‌کاری راحتی با الفاظ در ذهن عبور دهند یک‌جور و خیلی‌هایش لازم نیست و قدر مسلم این است که وقتی ایستاد بداند الان در حال خواندن نماز صبح است این مقدار توجه را که ما اسم آن را نیت می‌گذاریم ضروری است.
پس انسان خود را در محضر خداوند می‌بیند و وارد یک تکلیف می‌شود که می‌داند خداوند به‌او داده است و این فضا ایجاب می‌کند تا با حالت گذشته یک تفاوتی داشته باشد چون ما تا بحال مشغول امور زندگی در دنیا بوده‌ایم. یکدفعه می‌خواهیم با خداوند ارتباط برقرار کنیم. شما هم در هر شرایطی اگر به‌یک چنین حالتی دست پیدا کنید یک حالت جدیدی است و لذا تکبیره‌الاحرام اینجا معنا می‌یابد که « الله اکبر » این « الله اکبر » با « الله اکبر » اول اذان تفاوت دارد مضمون یکی است. اما اینجا می‌خواهد شما را در حالت احرام ببرد. یعنی ارتباط شما را با چیزهایی که با خداوند منافات دارد قطع کند و در شرایطی قرار بگیرید که باید یک چیزهایی را مراعات کنید. خوب مصداق بارز احرام را در حج دارید و کسانی که مکه رفته‌اند می‌دانند احرام یعنی چه، یک قدر کوچکتر از آن در نماز است و آدم دیگر حرف زدن، خوردن، خندیدن، گریه کردن با صدا و خیلی چیزها را بر خودش حرام کرده و با گفتن تکبیره‌الاحرام بعد از نیت، یعنی وارد یک حالت ویژه و حضور در محضر ربوی می‌شوید عرض کردم که مستحبات را نمی‌گویم تمام مستحبات معنادار می‌باشد که در نماز وجود دارد و بجاست اما آنچه تکلیف ماست سوره توحید که بعد خوانده می‌شود ابتدا سوره حمد قرائت می‌شود که تمام نمازها این سوره را دارد. خیلی در فضیلت سوره حمد گفته شده که بنده بحث آنها را نمی‌کنم فقط از کلمات آن یک عبور سریع خواهم کرد که با بسم‌اللّه شروع می‌شود که هر کاری باید با نام خدا شروع شود و اینجا واجب است و بقیه جاها مستحب می‌باشد اما اینجا واجب بوده و با همین صورت که ابتدا حمد آغاز می‌شود و جز این سوره است شروع به‌اسم خدا خودش برای انسان آموزنده و سازنده خواهد بود و به‌دنبال کلمه « اللّه » که اسم جامع صفات کمالیه خداوند « رحمان و رحیم » می‌آید که تکیه بر رحمت خداوند دارد و این اصل در آفرینش است و قطعآ خداوند در آفرینش موجودات رحمت را اصل قرار داده و هر چه غیررحیمانه اتفّاق می‌افتد از ناحیه خود ما و خود موجود است آنچه که خداوند برای موجودات خواسته و دوست دارد که آنگونه باشد همان رحمت است و مؤمن فلاح و رستگاری و رسیدن به قرب خدا و مقام رضایت از خدا و رضایت خدا از انسان آن هدف است که این کلمه « الرحمن الرحیم » می‌خواهد این را القاء کند که انسان اول نماز به‌این توجه پیدا کند « الحمدالله رب العالمین » یک فصل نیرومندی از بیان توحید است که می‌گوید همه ستایشهایی که می‌شود در مقابل یک موجود دیگری کرد همه مال خداست و منحصر به خداوند می‌باشد و این معنایش این است که هر چه خوبی، زیبایی و عظمت در نیا و از هر چیز و هر کس می‌بینید از آب، دریا، خشکی، کوه، زمین، انسان، دره، کهکشان و هر چه می‌بینید اینها از خودشان نیست بلکه از خداوند است و خداوند اصل و اینها همه سایه آن نور ازلی و ابدی خداوند هستند که به اشکال مختلف خودشان را نشان می‌دهند. دیگر توحیدی از این رساتر نمی‌شود و العالمین هم همینطور، هم ربوبیت مطرح است هم عالمین، عالمین را ادبا می‌گویند جمع است چون عالم مفرد می‌باشد و عالمین عالمهاست و « ال » دارد که در ادبیات عرب قطعآ به‌معنای عمومیت کامل را دارد یعنی همه عوالم و اینکه عوالم چیست ما کمی را می‌دانیم و بسیاری را نمی‌دانیم یعنی ستایشها را باید بخصوص خداوند و اگر انسان اصالت قائل باشد برای دیگران در ستایش، قطعآ روح عرفان و توحید او مخدوش است بله به‌صورت عرضی خیلی‌ها قابل ستایش هستند به‌عنوان سایه خدا و « الحمدلله رب العالمین » و « الرحمن الرحیم » باز تأکید همان چیزی است که در بسم‌اللّه گفتیم و مطلبی اضافه که دارد را عرض نمی‌کنیم. « مالک یوم الدین » که هم مالت خواندند و هم ملک اما مالک قوی‌تر است ملک هم قرائتی است و خیلی‌ها قبول دارند ملک اگر باشد یعنی فرمانده روز قیامت. مالک اگر باشد هم ملک است و هم صاحب که ملکیت یک مقوله نیرومندتری از مقوله فرماندهی است. البته خداوند مالک همه چیز بوده و بیش از مالک است همه چیز سایه است، با این توصیف‌ها از خدا، ما وارد یک دعا می‌شویم. اولش برای دعا زمینه‌ســازی می‌کنــم « ایاک نعبدو وایاک نستعین » فقط ترا می‌پرستیم و این جنبه منفی‌اش، نفی عبودیت طاغوت و همه قدرتها و هم زیبائی‌ها و همه ماسوی الله یعنی در مقابل عظمت الهی دیگر هیچ چیز ارزش عبودیت و بندگی ندارد و این خیلی حالت با ارزشی است که آدم فقط خودش را بنده ذات جمیع صفات کمالیه بداند.
و کمک هم از دیگری نمی‌خواهیم، البته از ابزار مادی و انسانی استفاده می‌کنیم اما اینها همه از توست و از خداست. ببینید چه حالت مهمی است. آدم اگر موقع نماز با توجه، آن ذکری را که روح سخن و صحبت و خطبه من است، اینجا شما آن را بیاد داشته باشید. من می‌گویم این‌ها موقع اقامه نماز، مورد توجه باشد. اقم الصلوه لذکری یعنی اینها را حالا آنها را که می‌فهمند خب عمیق‌تر توجه می‌کنند و آنهائی که ساده مسائل را می‌توانند درک کنند برای آنها هم قابل درک است. آنها هم می‌توانند همین را بگویند. خب نه در مقابل کس دیگری عبودیت داریم و نه از کس دیگری کمک می‌خواهیم. چرا از ابزار استفاده می‌کنیم ولی می‌دانیم که این ابزار هم از توست. خب حالا که اینطور شد، هدایتمان را هم از خودت می‌خواهیم. تو ما را هدایت کن. اهدناالصراط المستقیم. اینجا دیگر دعاست. زمینه‌سازی دعا شده و ما قرائت قرآن می‌کنیم و نیت دعا فرع بر آن است. یعنی شما باید به قصد قرآن بخوانید این قطعه نماز را، اما در عین حال توجه داشته باشید که دارید از خدا چیز بزرگی می‌خواهید « هدایت » آنهم هدایت در راه مستقیم. صراط مستقیم در قرآن و روایات خیلی زیاد است و صراط مفرد است و راههای مستقیم نمی‌گوید، تنها یک راه وجود دارد. مستقیم هم دو نقطه را اگر ما بخواهیم بهم وصل کنیم. فقط راه مستقیم می‌تواند نزدیکترین باشد. هر انحرافی و کجی، راه را دور می‌کند. از انسان به خدا، یک راه هست، نه اینکه به‌طرق مختلف نمی‌توانیم خدا را بشناسیم. خیلی چیزها هست اما آن که رابطه بین انسان و خداست که صراط مستقیم نامیده شده، آن یکی است و بعد هم خود سوره توضیح می‌دهد که این راه در اختیار اشخاص خاصی بوده و ما می‌خواهیم که ما، در راه آنها حرکت کنیم به‌اصطلاح الگو ارائه می‌کند. اینجا کلی است، خدایا راه راست را به‌ما نشان بده، بعد الگو می‌گیریم، الگوی ما کیست؟ الگوی ما آنهائی هستند که مورد نعمت تو بوده‌اند و هستند. انسانهای منعم به نعمت الهی، الگوی انسان نمازگزار است در راه و طریقی که می‌خواهد بسوی خداوند حرکت کند.
حالا اینها چه کسانی هستند؟ در یکی از آیات قرآن ( ظاهرآ سوره نسا ) به اینها اشاره شده، اما بیش از اینهاست. فاولئک مع‌الذین انعم الله علیهم من النبیین والصدیقین و الشهداء والصالحین. چهار اسم برده شده که خداوند به‌اینها نعمت داده و این نمازگزار می‌گوید که من در راه این چهار گروه باشم. انبیاء صدیقین، صالحین و شهدا. هم شهدا احتیاج به تفسیر دارد. هم صالحین احتیاج به تفسیر دارد که بنده در این خطبه فرصت توضیح آنها را ندارم. شاید خیلی‌ها از شما بدانید و اگر هم ندانید باید مراجعه کنید و همین جا از خدا می‌خواهد الگوهای بد را راهشان را نصیب ما نکند. الگوهای بد چه کسانی هستند، آنهائی که خداوند برآنها غضب کرده است و آنهائی که گمراهند. البته این کلی است و احتیاج به بحث دارد که شاید یکوقتی بتوانیم در یک خطبه‌ای عرض کنیم ببینید، این سوره و از این سوره وقتی شما فارغ می‌شوید، باید یک چنین تصویری در ذهن شما، اگر بخواهید ذکر واقعی باشد، داشته باشید. حال سوره بعدی که سوره «توحید» است می‌تواند سوره توحید یعنی قل هوالله احد باشد و می‌تواند هر سوره دیگری از قرآن باشد. مشخص نیست ولی عمدتآ در خیلی از روایات حداقل ما داریم که در یکی از نمازها، در یک رکعت از نمازهای یومیه، سوره قل هوالله را بخوانید بقیه سوره‌ها را هم می‌توانیم بخوانیم و شاید هم تنوع آن بهتر باشد ولی روزی یکبار قل‌هوالله خوانده شود. آنجا هم تمامش توحید است. بسم‌الله آن که همان بود که عرض کردم. قل هوالله احد همان توحیدی است که قبلا گفتیم الله الصمد لفظش تازه است بخاطر اینکه می‌خواهد بگوید خداوند از هر جهت بی‌نیاز واحد است. نه خلل‌پذیر است، نه تغییرپذیر است، نه نفوذ پذیر است. ازلی است، ابدی است و همان تفسیرهای مفصلی که از صمد شده، نه توالد دارد و نه تناسل دارد و نه شریک و شبیه دارد. همان بحث توحید است که در اذان، اقامه، سوره، حمد، تکبیره‌الاحرام و همه جا تکرارش می‌کنیم. اینجا هم باز با الفاظ بهتری تأکید می‌کنیم. بعد می‌رویم سراغ رکوع، حالت بسیار، بسیار مهمی است. خب رکوع یک چیز عرفی است. در مردم و در جوامع هست. خیلی‌ها از ضعفا در مقابل اغنیا تعظیم می‌کنند و تعظیم آنها اینطوری مخصوص خداست، رکوع هم حالات و شرایطی دارد، باید آن حالت خضوعی که انسان می‌خواهد در مقابل یک معبود آنچنانی که در این اظهارات قبلیمان توصیه کردیم. اظهار کردنش و عبودیت و بندگی و ضعف و نیاز و احتیاج و درخواست و دعا بکند، یک چنین حالتی، حالت ارزشمندی است، ذکرش هم جالب است. سبحان ربی العظیم و بحمده، حمدش را قبلا توضیح دادیم. تسبیح حرف تازه‌ای است. تابحال نگفته بودیم، سبحان اشاره دارد که این خدائیی که من برایش رکوع می‌کنم، هیچ نقصی ندارد و کمال مطلق است هر چه که ممکن است نقص باشد، خداوند از آنها منزه است و هر چه که ممکن است مثبت باشد، خداوند آنها را دارد که کمالش را در گذشته گفتیم که ستایش‌ها مال اوست و نقصش را اینجا عرض می‌کنیم.
می‌گوئیم این خداوند بدون عیب است، کلمه عظیم هم که اینجا آمده، متناسب با رکوع است. یعنی مخلوق دیگری و موجود دیگری، عظمتی ندارد که برای او رکوع کنیم. بعد می‌رویم سجده و سجده اوج خضوع و خشوع است و شرایط ویژه‌ای هم دارد اگر بخواهد خوب انجام شود که چگونه باشد، پاها چگونه باشد، پیشانی و دستها چگونه باشد که اینها جزو مستحبات است ولی آن حالت اصلیش، حالت خضوع ویژه‌ای است. ذکرش هم شبیه همان رکوع است. جای « عظیم » « الاعلی » می‌آید. الاعلی با الاکبر زیاد فرقی ندارد. بخاطر این خضوع و خشوعی که می‌کنیم، این کلمه « اعلی » مناسب است بخاطر اینکه به زمین چسبیده‌ایم، کلمه « اعلی » تناسب بیشتری از « عظیم » دارد و لذا این کلمه انتخاب شده است. از اینکه بگذرید دیگر چیز واجب زیادی نیست. تسبیحات اربعه خب رکعت دوم هم مثل رکعت اول است. قنوت را عرض کردیم مستحب است. در مکتب اهل بیت برای همه نمازها و در اهل سنت، شافعی‌ها بخصوص، آنها قائل به قنوت هستند و در بعضی از نمازها قبل از رکوع و بعضی بعد از رکوع و خیلی از آنها هم خیلی قائل به قنوت به‌این شکل نیستند. ما گفتیم که اکنون بحث مستحباتمان نیست. در تسبیحات اربعه، سبحان الله را قبلا گفتیم، سبحان الله و الحمدالله را گفتیم، الله اکبر را هم گفته‌ایم همانهائی بوده که قبلا بحث آن شده، سجده‌ها دیگر همه شبیه بهم است و می‌رسیم به تشهد. در تشهد، باز بحث توحید و حمدش تکرار همان بحث‌های قبلی است که حالت انسان را تداوم می‌دهد تا آخر نماز.
و یک چیز اضافه می‌شود و آن شهادت به رسالت حضرت پیغمبر اکرم (ص) است که این بسیار مهم است که در نماز آمده، زیرا این نماز برای خداست و آوردن کسی غیر از خدا اینجا و بخصوص آل پیغمبر (ص) این یک نکته مهمی است اولا اهمیت به رسالت است چون اساس اسلام و ادیان الهی، از خدا شروع می‌شود. رسالت بین خدا و انسان رابطه برقرار می‌کند و به قیامت ختم می‌شود. ما قیامت را در سوره حمد گفتیم. تابحال جای رسالت خالی بود، اینجا رسول مطرح می‌شود و نکته دوم، درود فرستادن است که این خیلی اهمیت دارد که خداوند در این چند کلمه که برای همه بشر گذاشته تا قیامت، کلمه درود بر پیغمبر را اینجا آورده است و جزو وظایف دائمی و مکرر ما کرده و از ین می‌فهمیم که بسیار مهم است و مهم هم است در زندگی در مشی، در ایمان و عقیده و عمل و احکام اسلام و اهتمام به رسالت بسیار مهم است. البته همین جا توجه داشته است که این پیغمبر، بنده‌ای است، یک وقت این را « این » خدا نبینید. غلو نکنید، غلوی که گاهی در اشعار و تعبیرات دوستانه ما نسبت به مقدسین ما می‌آید، از همین جا، قرآن و نماز به ما توجه داده است. هم « رسول » است و هم « عبد » است. البته نکته اساسیش اینستکه این عبودیت، مقدمه رسالت است. اگر بنده مخلص نبود، نمی‌توانست رسول باشد. اول عبودیتش را باید ثابت کنیم بعد رسالتش را. بنابراین آمده کلمه عبودیت هم درس است و هم توجه بسیار جدی است و مسأله « آل » فوق‌العاده مهم است. اینجا مسأله ولایت است، بعد از پیغمبر مطرح است که آل آمده، البته اینجا ما یک بحثی با برادران اهل سنتمان داریم و به کتب صحاح آنهم مراجعه کنید، صلوات بر پیغمبر را بدون ذکر آن، ناقص می‌دانند و من در اینجا نمی‌خواهم در این خطبه وارد بحث اختلافی بشوم، بهرحال ما خیلی برایمان روشن است که بهمان دلیلی که در درود بر پیغمبر اهمیت داشته که در نماز بیاید، درود بر آل هم اهمیت پیدا می‌کند بخاطر روال مدیریتی جامعه اسلامی و بعد به سلام نماز می‌رسیم، سلام به پیغمبر، خب برخی هستند که سلام را واجب نمی‌دانند و مستحب می‌دانند. بعضی یکی از آنها را واجب می‌دانند. حالا آنهم بحث‌های دیگری دارد ولی قطعآ اسلام آخر نماز هست، سلام بر پیغمبر و سلام بر بندگان صالح خدا و سوم آن سلام بر عموم است. البته بعضی‌ها می‌خواهند بگویند که این سلام سوم هم عموم خلق‌الله نیستند. بلکه آنهائی هستند که همراه ما هستند، بعضیها هم عام می‌دانند. بهرحال اولی مخصوص پیغمبر است. دوم عباد صالحین و سوم مخصوص عموم است. حالا این عموم حوزه‌اش چقدر باشد، باز قابل بحث است اما من نتیجه‌ای که می‌خواهم از این تفضیلات که خیلی از آنها را هم شما می‌دانید، بگیرم اینست که اگر نمازی با همین شرایط و آن مسائلی هم که در اذان و اقامه گفته شده، تقریبآ همین‌ها است. توحید است، رسالت است و آنجا تأکید بر نماز است که در چیزی که ما، در نماز گفته‌ایم آن نیست و چند بند است، اذان و اقامه به نماز برمی‌گردد که آنها هم جدید است منتها جزو مستحبات نماز است.
اگر ما واقعآ با شرایط درست و با حال و با توجه و به یاد و بدون غفلت، بدون حواس پرتی آن مقدار که خیلی کم است، نماز را بخوانیم، این همان است که خداوند گفته است. ان‌الصلوه، اگر معراج مومن می‌تواند باشد. همین است که انسان را به‌معراج می‌برد. اگر فرموده است اقم الصلوه‌لذکری، این سه آیه را با هم ببینید، اول می‌گوید نماز را برای یاد من بخوانید. در آیه‌ای دیگری می‌فرماید که الا بذکرالله تطمئن القلوب - با ذکر خدا دلها آرام می‌شود. انسان اطمینان قلب پیدا می‌کند و این گام دوم و گام سوم در سوره والفجر می‌گوید که یاایتهاالنفس المطمسه ارجعی الی ربک، راضیه المرضیه. فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی. این سه آیه را کنار هم بگذارید، نماز ذکر است و کسانیکه ذکر دارند، قلبشان مطمئن است و کسانیکه قلبشان مطمئن است، مخاطب دعوت خدا هستند و موقع مرگ که وارد بهشت بشوید و وارد بزم بندگان من بشوید و راضی و مرضی هم خدا از تو راضی است و هم تو از خدا راضی هستی، چه از این بهتر است؟
چرا ماها کوتاهی و غفلت می‌کنیم، چرا برای نمازمان کاهلی کنیم. یا وقت مصرف کنیم، چرا باید بخوانیم؟ چرا توجه نکنیم.
چرا نماز را با حال نخوانیم؟ انرژی مصرف می‌شود فقط آن حالت بد شیطانی است که شیطان هم می‌آید انسان را غافل می‌کند از یاد خدا و این چیز بسیار بدی است. بهرحال خداوند این نعمت بسیار بزرگ را بما داده که مثل پیغمبر اکرم (ص) به‌معراج بروید و در پایان زندگی دنیوی خودتان به بزم خوبان و بندگان صالح خدا راه یابید.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در پایان خطبه اول نماز جمعه تهران، سوره شریفه « کوثر » را قرائت کرد.

خطبه دوم

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

الحمدللّه والسلام علی رسول اللّه و علی علی امیرالمؤمنین و علی الصدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی‌بن الحسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف الهادی المهدی (عج) صلوات الله علیهم اجمعین. اوصی عبادالله بتقوی الله واتباع امره و نهیه.
مناسبت‌های هفته را با اختصار عرض می‌کنیم که جبران طولانی شدن خطبه اول را بنمائیم. میلاد حضرت زهرا (س) را داریم که منشاء همه برکات و خیرات اسلامی هستند که حقیقتآ مصداق خوبی برای « انااعطیناک الکوثر» هستند.
به‌ما توفیق بدهد که بتوانیم از این کوثر روانی که در اختیار امت اسلامی گذاشته شده بهره درست بگیریم و همینجا میلاد امام راحلمان را هم به‌امت بزرگوارمان تبریک عرض می‌کنیم. در مناسبتهای دیگر هفدهم شهریور را داریم که روز تلخی بر تاریخ انقلاب اسلامی ما گذشت اما روز پربرکتی بود از جهت شروع سیر نزولی سریع رژیم منحوس پهلوی، که بسیار مهم بود.
مردم چند ماهی بود که رعبشان شکسته شده بود و به میدان آمده بودند و تقریبآ در سراسر کشور تظاهرات و حرکتهای دسته جمعی جدی شده بود و رژیم برای فریب دادن مردم، دولت آشتی ملی درست کرده بود گویا به نخست وزیری شریف امامی، ولی همان روزهای اول در برخورد با تظاهرات مردم عده‌ای زیادی را در شهرستانها شهید کردند. در همان دولت آشتی ملی. و این باعث شد جامعه روحانیت مبارز تهران برای اظهار تنفر از این کشتارها و تجلیل از شهدا و مصدومان حوادث سراسر کشور اعلام راهپیمایی کند که روز 16 شهریور شاید پنجشنبه‌ای بود که مردم تهران دعوت شدند و رژیم باور نمی‌کرد این‌جور می‌شود با این کشتارهایی که شده بود. جمعیت خیلی زیادی آمد. حقیقتآ برای رژیم ترسناک بود این جمعیت انبوه بعد از آن کشتارها و روحانیت هم جلوی صفوف مردم ایستاده بود و آماده شهادت بود.
اتفاق دومی که افتاد و رژیم را بیشتر وحشت‌زده کرد این بود که در آن راهپیمایی نیروهای نظامی که آورده بودند در خیابان برای حفاظت، در خیابانها که جلوی مردم قرار می‌گرفتند. ابتکاری کردند که مردم که شعار « برادر ارتشی چرا برادرکشی » را از آنجا شروع کردند و گل به گردن سربازها و افسرها انداختند یا در لوله‌های تفنگ آنها شاخه‌های گل گذاشتند و آنها هم خیلی خوب استقبال کردند و جواب دادند و انس گرفتند با مردم. و تا آخر راهپیمایی برخوردی نبود و این چیز عجیبی بود. شنیدم وقتی که به شاه گزارش دادند که امروز ارتش با مردم همدلی نشان داده خیلی ناراحت شده و دو دستش را روی سرش گذاشته و گفته ما دیگر به چه چیزی متکی باشیم. و این اگر درست باشد که بنظر می‌آید درست باشد چون برای آن خیلی وحشتناک است که میلیونها نفر از آدم از شمیران یا میدان آزادی خیابانها را پر کنند و آن شعارهای تند را بدهند و ارتش هم آنها را ببیند و با هم اینطور صمیمی باشند و گل به‌جای گلوله مبادله شود، این یک حرف تازه و مهم بود شاید در تمام تظاهراتهای دنیا و یک تحول اساسی بود و همانجا چون مردم مطمئن شدند در راهپیمایی اعلام کردند که فردا هم از میدان شهدا مراسم داریم و آنها هم دیگر وقت نداشتند که برنامه‌ریزی کنند و یک تصمیم عجولانه‌ای گرفتند و گفته می‌شود این تصمیم عجولانه با مستشاران خارجی و بخصوص آمریکایی هماهنگ شده و برای اینکه از حرکت ارتش مطمئن نبودند که فرمان ببرد از نیروهای بیگانه استفاده کردند. باز من اینجا سند معتبری ندارم ولی آن موقع مسلم بود که اینجور اتفاق افتاده است. در ظرف چند ساعت در اواخر شب تصمیم می‌گیرند که حکومت نظامی اعلام کنند و اویسی هم فرماندار نظامی تهران می‌شود و در خیلی از شهرها، اعلامیه حکومت نظامی را وقتی شب پخش می‌کنند دیگر اوایل صبح بوده و مردم هم رادیو نداشتند و مطلع نبودند یا اگر هم بودند قرار نداشتند اهمیت بدهند، مردم اول وقت به خیابان آمدند و رژیم هم آمادگی و عصبانی و وحشت او را فرا گرفته بود کشتار فجیعی از مردم کردند. یک فیلم 50 دقیقه‌ای خارجیها تهیه کرده بودند، خبرنگاران خارجی آن موقع در ایران زیاد بودند. در ایران هم گویا این فیلم پخش شد. کوچه‌ها و خیابانهای فرعی را بسته بودند تا مردم نتوانند بیایند و نتوانند فرار کنند، تانکها بودند، مسلسلها بودند و شقاوتمندانه مردم را قتل عام کردند، عدد شهدا هم هنوز واضح نیست برای ما اگر هم هست من نمی‌دانم. خیلی شهید شدند. فکر آنها این بود که با این حرکت مردم آن شجاعتی را که پیدا کرده بودند را از دست می‌دهند. بیانیه امام و بیانیه‌های مسئولان راهپیمایی‌ها و بخصوص روحانیت جو ارعاب را هم شکست و ماجرای انقلاب تا آخر ادامه پیدا کرد و دیگر خیلی هم طول نکشید. از 17 شهریور تا 22 بهمن به‌هر حال شهدای 17 شهریور در تاریخ انقلاب ما جایگاه مهمی دارند و انتظار ما اینست که امت ما و ملت ما اینها را فراموش نکنند، باید این روز خیلی مورد توجه در تاریخ انقلاب ما باشد، فردا هم مراسم داریم.
از مناسبتهای دیگر، شهادت شهید آیت الله قدوسی، شهید آیت الله مدنی دومین شهید محراب، شهید سرتیپ دستجردی که در حادثه انفجار دفتر نخست وزیری مجروح شده بودند و شهید می‌شوند و همچنین درگذشت آیت‌الله طالقانی است که انصافآ حق زیادی بر انقلاب دارند و از اسوه‌های تاریخ ما هستند و هفته زن و روز مادر به‌مناسبت میلاد حضرت زهرا (س) این روزها هست که بنده خاضعانه از سهمی که خانمهای ما در انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب در کشور ما داشته و دارند و همکاریهایی که کردند و نقشی که برای آینده این کشور دارند و نیمی از سهم انقلاب به‌آنها تعلق دارد قدردانی کنم و خوشحالم که زنهای ما در این انقلاب عاقبت به‌خیر شدند و آن خوابی که غربی‌ها برای زنان ایرانی دیده بودند تعبیر نشد و آن برنامه‌های شوم تعبیر نشد و امروز بهترین زنان دنیا در ایران هستند، هم تحصیل کردند، بسیار بالا که ببینید کنکورها را بیش از آقایان فتح می‌کنند و می‌بینید در سطوح عالی تحقیق و تعلیم کار می‌کنند و به مدیریت‌ها هم وارد می‌شوند و سهمشان را مسائل اجتماعی ادا می‌کنند. البته هنوز اول کار است و اگر با حفظ آرمانهای اسلامی و حدود اسلامی و شرایطی که اسلام برای حضور زن در جامعه قرار داده عمل بکنند این حرکت ریشه‌دار می‌شود و یک الگو در تاریخ جهان بشریت می‌شود گرچه شیاطین به‌شدت دارند کار می‌کنند که زنها را از این مسیر خوب و صراط مستقیمی که انقلاب جلوی پایشان گذاشته منحرف کنند، انشاءاللّه هوشیاری زنان ما و مدیران کشور ما مانع از اجرای این توطئه خواهد شد ( تکبیرنمازگزاران ).
روز تعاون را داریم که تعاون در کشور ما یک حرکت بسیار آرمانی و مهم و بنیانی است بخاطر اینکه از جهت تعدیل ثروت و تقسیم امکانات و استفاده از نیروهایی که ثروت و سرمایه ندارند اما امکانات انسانی دارند و جذب سرمایه‌های کوچک در مسیر سازندگی کشور، تعاونی‌ها کارسازند که باید اینها تقویت شوند و مراقبت شوند و روز جهانی مبارزه با بیسوادی را داریم که ایران جزو کشورهای موفقش است و بعد از انقلاب بیش از 50 درصد مردم ما بیسواد بودند. امروز به‌جایی رسیدیم که 85 درصد مردم‌مان تقریبآ باسوادند و بیسوادها بیشتر در افراد مسن‌تر و پیر است و دیگر خودشان حاضر نیستند به کلاسها بیایند، اگر بیایند آنها هم بالاخره آموزش خواهند دید و حداقل خواندن و نوشتن را یاد خواهند گرفت.
اما مسأله جهانی و بین‌المللی که می‌خواهم بحث کنم مسأله فلسطین است و در رابطه با فلسطین آنچه که در آفریقای جنوبی و دوربان می‌گذرد که بسیار مسأله مهمی است. من بطور مختصر یک تحلیل ارائه می‌دهم و باید روی این مسأله بیشتر کار کرد و از لحاظ علمی هم باید آمادگی بیشتری داشت. اتفاق بسیار مهمی است. البته اصلش در فلسطین که با شرارتها و جرمها و تجاوزها و بی‌رحمی‌های اسرائیل افکار عمومی دنیا کم‌کم پی می‌برد به ماهیت دولت اسرائیل و صهیونیست. واقعآ این یک چیز عجیب و غریبی است که یک دولتی هر روز با هلی‌کوپتر بالای سر مردم پرواز کند مردمی که قدرت دفاع ندارند و از پیش مأمورینش و جاسوسهایش به او اطلاع دهند که مثلا در فلان خانه کیست، در فلان خیابان کیست، آن ماشین چه کسی حاملش است و مردم را با رگبار مسلسل و موشک ببندند. یا از چند کیلومتری توپخانه‌هایشان را باز کنند روی سر مردم. هر روز این اتفاق می‌افتد. اینطرف آدم در فیلم‌ها می‌بیند یک مشت انسان بی‌سلاح و رنج دیده سنگ دستشان است و پرتاب می‌کنند به‌آن طرف حالا گلوله‌ای که 30 کیلومتر را می‌زند، موشکی که از هوا می‌آید، در مقابل سنگ چه اثری دارد، اثرش اینست که این سنگ‌ها وقتی که منظره را به مردم نشان می‌دهد دلهای مردم را می‌تواند در سراسر دنیا صید کند. سنگ ممکن است به تانک اسرائیلی می‌خورد، اثری نداشته باشد اما آن چشمی که این را می‌بیند، او تبدیل می‌شود به یک سرباز همیشگی علیه اسرائیل که چرا باید وضع دنیا بگونه‌ای باشد که یک عده مردم مظلوم که خانه و زندگی و هستی‌شان غارت شده اینجوری باید از خود دفاع کند. حال یک وقتی هم اینها یک عملیات مسلحانه کوچکی دارند. اینها قابل مقایسه نیست. این یک دفاع مشروع است، آن یک تجاوز ظالمانه است و هر چه که پیش می‌رویم بدتر می‌شود و بهتر نمی‌شود. البته طرفداران اسرائیل ریاکارانه ادعا می‌کنند اسرائیل راهی ندارد. خوب چه بکند. اسرائیل اگر بخواهد بیت‌المقدس را بدهد، شهرک‌ها را بدهد، اگر آوارگان بخواهند برگردند، قدم بعدی چه خواهد شد. خوب این سئوال را باید از خودتان کنید. شما که آمدید اینجا را گرفتید و 4 میلیون آدم را آواره کردید، سئوال بعدی‌اش را هم شما باید جواب بدهید و بگویید چه باید شود. بالاخره آن 4 میلیون آدم چی؟ اگر اسرائیل بخواهد همیشه این را ادامه بدهد چی؟ مسأله‌ای که از نظر من مهم است الان وجدان عمومی دنیاست. برخلاف میل غربی‌ها و برخلاف تبلیغات سهمگین امپریالیسم خبری و اطلاع‌رسانی که واقعآ شعبده‌هایی اینها در تبلیغات دارند، فلسطینی‌ها توانسته‌اند از دیوار ضخیم این تبلیغات عبور کنند و به قلوب و افکار و عواطف دنیای بشری وارد شوند و حتی در آمریکا، حتی در کانادا، در انگلیس. همه جا الان افراد زیادی را اینها تسخیر کردند در خود آمریکا گروه سازمان یهودی که علمای متبحر یهود هم در آن هست. آنها مخالفت خودشان را با صهیونیست اعلام کردند و الان در دوربان هم هستند و به نفع فلسطینی‌ها دارند کار می‌کنند.
حالا اینها نمودش در آفریقای جنوبی است. این بسیار مهم است و این را می‌خواهم باز کنم. ببینید در افریقای جنوبی چه اتفاقی می‌افتد. کنفرانس از سازمان ملل است. کشورها که شرکت کردند در سطح عالی شرکت کردند. 30 رئیس جمهور آمده، بقیه در سطح وزیر خارجه و کمی هم در سطوح پایین‌تر آمدند، 150 کشورآمده است. در کنار اینها سازمانهای غیردولتی هم از همین کشورها رفته‌اند. هزاران نفر از مردم هم آنجا جمع شدند. یک سازمان دیگر بنام سازمان جهانی جوانان هم در کنفرانس دارد. سه کنفرانس در آنجا برگزار می‌شود. تقریبآ به‌اتفاق آراء این کنفرانس که سازمان ملل هم اداره می‌کند علیه سیاستهای غرب و بخصوص آمریکا بشدت جریان دارد که اینها فکر نمی‌کردند یک روزی که به‌این زودی افکار عمومی اینطور در مقابلشان قرار بگیرد. علتش هم اینست که اینها دچار تضاد شده‌اند در درون خودشان، مثلا اینها می‌خواهند علیه کشورهایی که دولتهایشان با آنها خوب نیستند کار کنند، می‌خواهند ملتها را تحریک کنند، از رسانه‌های عمومی جهانی یک ملتی که می‌خواهند تحریک کنند همه می‌فهمند نه اثرش را در جاهای دیگر می‌گذارد. این بیداری که در یک ملت خاص به قول خودشان می‌خواهند بوجود بیاورند همه جا بوجود می‌آید. شمشیر دولبه شده، یکطرف دشمن خودشان را می‌زنند اما یک طرف برای خودشان ملتهای بیداری را در دنیا خلق می‌کنند که علیه اینها قیام کنند. در مورد فلسطین اینها به‌یک مسأله دیگری گیر کرده‌اند. اینها چند سال پیش آمدند برای اینکه کمک جهانی کنند به اسرائیل، یک مسأله مطرح کردند و گفتند که در جنگهای جهانی اول و دوم یهودیها خیلی کشته شدند و خسارت دیدند و غارت شدند باید خسارت اینها را داد. خیلی خوب یک طرح انسانی است. آلمان باید بدهد، فرانسه باید بدهد، بانکهای سوئیس بدهند، امثال اینها شروع کردند به‌دادن.
کشوری نشست و فکر کرد خوب اگر بناست بدهند ما همینجور هستیم. برده‌دارها، مردم ما را برده‌اندو برده کردند، استعمارگران آمدند و منابع ما را بردند، خسارت‌هایی که دیدیم تبدیل به یک خواست جهانی شد. اشتباه بزرگی کردند که اول آمدند این را زیبا جلوه دادند، حالا یک خواست واقعی شده است، در کنفرانس دوربان این دو مسأله به هم رسیده است. از یک طرف مسأله نژادپرستی که در آفریقای جنوبی که انصافآ جایش هم آنجا بود چون در آفریقای جنوبی سالها حکومت آپارتاید بود و مردم تا مغز استخوانشان مرارت‌های آپارتاید را لمس کرده بودند، که یک عدد معدودی سفیدپوست اکثریت نزدیک به 80 درصد سیاه پوستان را مثل حیوانات اداره می‌کردند، آنها فراموش نمی‌کنند بقیه آفریقا هم همینطور است. این مسائل در کنفرانس دوربان جمع شد، دو خواسته بسیار مهم مطرح شد که هر دو مثل تیر و موشکی است که به‌کاخ سفید می‌خورد ( شعار مرگ بر آمریکای نمازگزاران ).
از یکی دو ماه پیش مسئله روشن بود که آمریکا یک مشکل جدی در دوربان خواهد داشت، من در خطبه قبلی که حدود چهل یا سی و پنج روز پیش اینجا خواندم این مسئله را مطرح کردم و هشدار دادم، آمریکا دارد کارشکنی می‌کند، خیلی آمریکا تلاش کرد که این کنفرانس تشکیل نشود، از دستش در رفت. تلاش کرد که قطعنامه و بیانیه‌هایی که صادر می‌شود ضد صهیونیست نباشد و تقاضای خسارت از دوران برده‌داری هم نباشد. اروپائیها هم تلاش کردند، نشد. البته آنها یک تنزلی کردند گفتند اروپائیها، غربی‌ها باید از برده‌داری عذرخواهی کنند، بعضی‌هایشان گفتند عذرخواهی چه دردی را دوا می‌کند، باید خسارت و غرامت بدهند ولی این فکر در دنیا جا افتاد، مسئله صهیونیسم هم یکبار سازمان ملل قبلا تصویب کرده بود که ماهیت صهیونیسم آپارتارید دارد و ضدنژاد پرست است و نژادپرستی در آن هست. این تصویب شده بود و این سابقه هم وجود داشت، این روزها آمریکا خیلی تلاش می‌کند بیرون رفتن آمریکا و اسرائیل چیزی را حل نکرد، بلکه جو کنفرانس را داغ‌تر کرد. البته بعضی از کشورها متأسفانه اسلامی هستند مثل آمریکا در سطح پائین شرکت کردند ولی تأثیری نداشت. اینها مسخره شدند. وقتی آمریکا رفت بعضی‌ها جشن گرفتند، گفتند خوب بهتر، حالا بهتر حرف می‌زنیم. اروپائیان ماندند با یک تاکتیک، که تعدیل کنند. همین امروز هم که باید حرف نهایی زده شود. اروپائیها دارند تهدید می‌کنند و می‌گویند اگر می‌خواهید اینگونه عمل کنید ما هم می‌رویم ممکن است که بتوانند نظرشان را تحمیل کنند چون بالاخره بعضی دولت‌ها با اینها ارتباط دارند اگر هم تحمیل کنند چیزی را حل نمی‌کند چون مردم دنیا را عصبانی‌تر می‌کند. همه می‌فهمند که این فشارها از کجاست، همه می‌فهمند این کسانیکه تسلیم شدند خودشان ضعف داشتند، اکثریت اعضای شرکت کننده به‌خصوص سازمانهای غیردولتی بیانیه‌شان را داده‌اند و تمام شده و آنها اسرائیل را به‌شدت محکوم کردند. نژاد پرست معرفی کردند، آدم کش معرفی کردند. شارون را کسی که قتل عام می‌کند، معرفی کردند و خواستار محاکمه بین‌المللی او شدند. بنابراین آنها کار مردمی را کردند و کار دولتها هر چه باشد ولی حرفها زده شده، هنوز هم من مطمئن نیستم که بتوانند تحمیل کنند. شاید تحمیل کردند، اگر هم بتوانند اشتباه می‌کنند بالاخره مردم و همه چیز را این روزها فهمیده‌اند. بعد بحث‌های بعدی افشاء کننده هست، یک اعتباری هم برای مسلمانها و اعراب شد. رئیس جمهور آمریکا گفت که کنفرانس دوربان تحت مدیریت مسلمانها و عربهاست. از 150 کشور خیلی حضور جدی ندارند، خوب باشد این برای اینها افتخار است. او خیال می‌کرد عیب است ولی این افتخار است، اگر اعراب و مسلمانها موفق شدند یک چنین کار اساسی در سطح جهانی انجام دهند کار بزرگی کرده‌اند، سخنرانیها آنجا بسیار افشاگرانه بوده، از مسئله غرامت بردگی نمی‌شود گذشت، اکثر این پیشرفت‌ها و عمرانها و آبادانیهائی که شما در اروپا و آمریکا می‌بینید از خون همین بردگان است، از غارت نیروی کار همین بردگان است. از غارت نیروی کار همین بردگان است. اینها کشتی کشتی آدم قوی از آفریقا بردند در مزارع و کارخانه‌ها و معدنها، زیر زمین‌ها کار کردند تا در آنجا مرده‌اند و به قیمت جان اینها این کشورهایشان را آباد کردند، هیچ چیز هم به‌اینها نمی‌دهند، خوب باید بدهند، باید سهم بدهند، ما در کشور خودمان می‌بینیم چقدر انگلیسی‌ها و آمریکائیها نفت و معادن و ذخایر ما را بردند، خوب  اینها اگر بنا شد امروز می‌شود پول غرامت یهودیهای جنگ دوم جهانی را داد چرا نمی‌شود غرامت مردم هند را داد که انگلیس‌ها آن مدت طولانی بردند، این حرکت مهم جهانی است، متوقف کردند این احتیاج دارد به خیلی انرژی و چنین انرژی در اختیار نه آمریکاست و نه اروپا و مسئله فلسطین خوشبختانه امروز موتور این حرکت است. من از اینجا به مردم خوب فلسطین، مردم مظلوم فلسطین سلام می‌کنم و به‌آنها پیام می‌دهم، عرض می‌کنم شما اگر آنجا هنوز نتوانسته‌اید اسرائیل را به عقب برانید ولی در تمام دنیا اسرائیل و آمریکا را عقب زدید ( تکبیر نمازگزاران ).
پیروزیهای کنفرانس دوربان را باید به پای شما مردم فلسطین نوشت و قبل از شما به پای نیروی مقاومت اسلامی لبنان نوشت که اسرائیل را به پشت مرزها انداخت.
این حرکت شما تأثیر جهانی دارد. و برگشت آن از دنیا پیروزی شماست. مقاومت می‌خواهد و مسلمانها به تدریج در کنار شما قرار خواهند گرفت. هر شهیدی از شما امروز انتقام خودش از صهیونیسم‌ها و حامیانشان در آینده به‌وسعت گرفته می‌شود.

 والسلام علیکم و رحمه‌الله وبرکاته