خطبه ها
  • صفحه اصلی
  • خطبه ها
  • نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

  • دانشگاه تهران
  • جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۷۸

  بسم‌الله‌الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین والصلاه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه‌المعصومین اعوذبالله من الشیطان الرجیم ربنا آتنا فی‌الدنیا حسنه و فی‌الاخره حسنه و قنا عذاب النار. اوصی عبادالله بتقوی الله والتباع امره و نهیه.
با توجه به بحثی که در خطبه‌های اول نماز جمعه در مورد اخلاق داشتیم امروز همان بحث را ادامه می‌دهیم و گفتم به‌این بحث توجه عمیق و جدی داشته باشید که حکمت عملی برای همه سعادت دنیا و آخرت ما در معارف اسلامی تعبیه شده در چند خطبه از تعریف علم اخلاق موضوع علم اخلاق اهمیت علم اخلاق و جریان تاریخی شکل گرفتن علوم اخلاقی صحبت کردیم و در آخرین خطبه بحث به اینجا رسید که هدف علم اخلاق را روشن کنیم در یک جمله بطور مجمل گفتیم که هدف علم اخلاق که همان حکمت عملی است تأمین سعادت انسان است هم فرد و هم جامعه، البته این سعادت احتیاج به توضیح دارد که بعدآ خطبه‌ای برای خود سعادت ایراد خواهیم کرد مراد از سعادتی که اخلاق اسلامی دنبال می‌کند چیست. قبل از این بحث دیگری باز شد که ناتمام ماند که در خطبه امروز می‌خواهم آن را تمام کنم و آن این بود که این سعادت، سعادت هم دنیا است و هم آخرت منتهی این بحث را باید یک مقدار باز کنیم باید ادله آن را بگوئیم چون یک بحث ما درس است و یک مسأله نیست یک راه است و یک برداشت کلی است که مصادیق بسیار فراوانی دارد، لذا می‌ارزد که بیش از یک مورد یک فصل اخلاقی درباره آن حرف بزنیم. در قرآن آیات مربوط به‌آخرت است و شاید هم بیش از هزار مورد قسمت دنیا هم آیات بسیار فراوانی دارد یک جمع‌بندی من فقط از اینها عرض می‌کنم و چند آیه را فقط بعنوان دلیل قرائت می‌کنم. جمع‌بندی این است که از این آیاتی که در قرآن است ( چون بحث من الان قرآنی است روایی نیست. ما از سیر معرفی قرآن الان وارد بحث اخلاقی شدیم نه بعنوان یک بحث مستقل خارج از قرآن ) جمع‌بندی از آیات از نظر من این است که سعادت دنیا و آخرت هر دو مطلوب خداوند و قرآن است دوم اینکه سعادت آخرت مقدم و ارجح است و سوم اینکه سعادت دنیا آنطوریکه بعضی از جریانهای فکری مخصوصآ در تصوف شعبه‌هایی از تصویف پیگیری می‌کنند مزموم نیست. به‌هیچ‌وجه و بلکه ممکن است که نداشتن سعادت دنیا به سعادت آخرت هم آسیب برساند گرفتاری‌ها و ریاضت‌ها. بحث دیگری این است که نفی سعادت و رفاه دنیا هم مذموم است و مطلوب خداوند نیست و مسیر تربیتی قرآن را نقض می‌کند. این مجموعه‌ای از برداشت‌هاست که از اینها می‌شود.
در مورد آخرت فکر می‌کنم خیلی روشن است که سعادت اصلی در آخرت است. از لحاظ عمق قابل مقایسه با سعادت دنیا نیست تنوع آن، از لحاظ زمان بی‌پایان است و از لحاظ آلوده، نبودن به گرفتاریها و تلخی‌ها که معمولا خوشی دنیا خالی از آلودگی‌ها و موارد تلخ نیست. آخرت اینجوری نیست. آنجا که سعادت است مطلق است و این چیزی که تقریبآ همه الهیون دنیا هم قبول دارند. شما در هر یک از ادیان از حضرت ابراهیم و حضرت موسی و حضرت عیسی و ادیان شرقی مثل هندوئیسم بودیسم و هر جا که بروید می‌بینید که روی سعادت آخرت تکیه دارند، حتی آنهائیکه تناسخی هستند و آخرت را در همین دنیا می‌دانند. مرحله بعد تجدید حلول روح را آخرتی برای این مرحله می‌داند باز هم برای آنها مفهوم دارند خیلی کم هستند افراد الحادی صرف و مادی که اصلا بعد از مرگ هیچ چیز قائل نباشند که تمام شده تلقی کنند اینها بسیار همیشه در دنیا کم بودند حالا هم کم هستند. البته هستند، پس از لحاظ وسعت قلمرو اعتقادات اکثریت نزدیک به اتفاق بشریت را در همه تاریخ بشریت شامل می‌شود و عمق و کیفیت و زمان را هر چقدر که حساب بکنیم قابل مقایسه نیست شکی هم خیلی در آن نیست که من در این معطل بشوم چون معمولا مردم متدین و حتی غیرمتدین هم آنهایی که تاحدی با اسلام آشنا هستند قبول دارند. فقط دو سه آیه را می‌خوانم بعنوان نمونه قل متاع الدنیا قلیل والاخره خیر، اصلا رفاه و سعادت دنیا را در مقابل آخرت متاع تعبیر می‌کند. متاع یک واژه‌ای است که در مقابل آن جمله بعدی که والاخره خیر بگذاریم خودش را نشان می‌دهد. یعنی یک کالای کوچکی است همینطور هم هست بالاخره یک عمر کوتاه و خوشی‌های مخلوط به سختی‌ها، لذات مخلوط به‌نکبت‌ها معلوم هست که متاع است و این مضمون در قرآن خیلی فراوان است. یا مضمون دیگری که شبیه به‌این است والاخره خیر وابقی. اینجا ادامه زمانی است و دوام و خلود است یا از زاویه دیگری که قرآن نگاه می‌کند این مضمون هم خیلی هست در قرآن. فاما من طغی و اثرالحیاه الدنیا فان الجحیم هی الماوی کسی که از مرزها تجاوز بکند و دنیا را بر آخرت ترجیح بدهد. آن آینده سختی دارد که همان حجیم است یعنی بحث تقدم و تأخر و ارزش کمتر و بیشتر اینجا مطرح است که ترجیح دنیا اینجا خطرناک است و آدم یک وقت سعادت دنیا را هم می‌خواهد این ترجیح نیست. یک بار ترجیح می‌دهد این را بر آخرت یعنی در هنگام تعارض دنیا را انتخاب می‌کند این خطرناک است. فان الجحیم؟ تهدیدیش هست. یا تعبیر دیگری و مالحیوه‌الدنیا فی‌الاخره الامتاع. نسبت به آخرت که نگاه می‌کنیم فقط یک کالای کم ارزشی است. آیات زیادی داریم که خرید و فروش مطرح است. خرید دنیا و فروختن آخرت که همه آن مزمت است. بنابراین بخشی از بحث خیلی روشن است و فرهنگ دینی و همه ادیان هم به‌این توجه دارند. در بعضی از ادیان بیشتر و در بعضی از ادیان کمتر دو فرض دیگر باقی می‌ماند. یک فرض اینکه دنیا را مساوی با آخرت بدانیم یا اینکه دنیا را ترجیح بدهیم برای آخرت هر دو آنها نادرست است آخرت ترجیح دارد بر دنیا یک فرض دیگر این است که من الان این قسمت را بیشتر می‌خواهم تکیه بکنم و آن این است که سعادت دنیا را هم بی‌اهمیت ندانیم. البته در عمل خیلی کم هستند آنهایی که بی‌اهمیت می‌دانند شاید خیلی احتیاج به نصیحت نداشته باشد و ما باید بر عکس آن نصیحت کنیم که مردم خیلی اهل دنیا نشوند ولی من می‌خواهم معارف قرآنی را بگویم. قرآن حقیقتآ با واقعیت‌های زندگی و با فطرت انسان سروکار دارد. قرآن که نمی‌خواهد ما را فریب بدهد می‌خواهد حیاتی که برای ما خواسته در دنیا و آخرت قلم آفرینش برای ما نوشته ما را به‌آن حیات برساند فطرت است. فطره‌الله التی فطرالناس علیها لا تبدیل لخق الله تعبیر آن هم این است که ذالک الدین القیم دین ثابت استوار و ماندنی و جاویدان این است که با فطرت منطبق باشد و ما هم می‌دانیم خودمان بالاخره بشر هستیم با فطرتهای دیگران هم آشنا هستیم. فطرت بشری در دنیا هم بسیار علاقه‌مند به سعادت است اگر هم صرفنظر می‌کند بعنوان آخرت صرفنظر می‌کند و بعنوان ایثار از محبوب خودش می‌گذرد در محبوبیت دنیا تردیدی نیست. حالا من آیاتی که وارد شده و اکثر آن را شما می‌دانید اما با مورد آن عرض کنیم برای شما روشن شود. یکی از آیات همین آیه‌ای است که خواندم. مورد این کجاست. این که در قنوت‌ها بچه‌هایی که نماز می‌خوانند هم می‌دانند و شماها همه و همه مردم ما می‌دانند این آیه را: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی‌الاخره الحسنه و قنا عذاب النار. در حدود آیه 200 در سوره بقره آیات بعد از حج اول آیات حج است. ببینید محل گفتن این آیه کجاست، انسان رفته مکه اعمالش را انجام داده عرفات، مشعر و منا را حالا خداوند مواقع را برای دعا کردن مناسب دیده و دارد یاد می‌دهد به حاجی که چگونه دعا بکند. می‌گوید « فاذاالغیتم مناسککم فاذکر والله کذکرکم آبائکم » با خدا مواجه بشوید و ذکر تکیه خدا را مانند آن‌که پدرانتان را می‌خوانید یعنی همان حالا شفقت و حجت و علاقه به خیر و برکت که برای پدر هست بر خدا هم هست بعد بالاتر می‌زند « اواشد ذکرآ » خدا بیشتر از پدر. خوب قطعآ صحبت خداوند به‌ما قابل مقایسه با پدران و مادران و اینها نیست. یک محبت عمیقی است که خداوند عاشق مخلوقات خودش است همانطوریکه ما باید عاشق خداوند باشیم. لذا خداوند می‌گوید اشد ذکر از پدر و مادر. خوب چه بخواهید خوب این خیلی روشن است قرآن تقسیم می‌کند می‌گوید بعضی مردم هستند که می‌گویند خدایا در دنیا به ما سعادت بده، بعضی‌ها می‌گویند دنیا و آخرت ما را آباد کن، سومی را نمی‌گوید که بعضی‌ها بگویند فقط آخرت ما را آباد کن برای اینکه با فطرت انسان خیلی نمی‌سازد و کم هستند کسانیکه آبادی دنیا را نخواهند اگر هم اینطوری هستند یا منحرف هستند یا قابل تأویل هست. نمی‌شود بگوئیم کمی نمی‌خواهد در دنیا راحت باشد و سعادت داشته باشد سعادت را بعدآ معنا می‌کنیم. بعد خداوند می‌فرماید بعضی‌ها می‌گویند خدایا دنیای ما را آباد کن اینها را مزمت می‌کند، می‌گوید اینها خیلی چیزی بدست نمی‌آورند. فمن الناس من یقول ربنا آتنا فی‌الدنیا و ماله فی‌الاخره من خلاق. این دنیا را خواسته و از آخرت سهل نمی‌برد خوب معلومه کسی که رفته مکه و آنهمه معارف را دیده، انهمه بساط ملکوتی را در کنار خانه خدا دیده یاد آخرت را نمی‌کند. خوب معلوم است که توجهی به آخرتش ندارد. در مقابل آن کسانی هستند که دنیا و آخرت را می‌گویند که همین آیه بعد می‌فرماید اولئک لهم نصیب مماکسبوا اینها سهم خوبی را می‌برند از عملشان خوب این سند قاطعی است. من فکر می‌کنم قابل تشکیک نیست. آیه بعدی را که برای شما می‌خوانم سوره آل عمران است که این هم یک موضع جالبی است. « فاتاهم الله ثواب الدنیا و حسن ثواب الاخره » یک جریانی را نقل می‌کند بعد خداوند می‌فرماید ما به اینها سعادت و ثواب دنیا و بهترین سعادت آخرت را داده‌ایم. اینها چه کسانی هستند. این مربوط است به ربیونی که در رکاب انبیاء جهاد می‌کردند حدود آیه 145 به بعد و کاین من نبی قاتل معه ربیون کثیر تاریخ پیامبران نشان می‌دهد ربیون اشخاص ممتاز الهی در رکاب انبیاء همیشه جهاد کرد. « فما و هنوالمااصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استکانوا » مصیبتهایی که در راه خدا دیدند نه ضعیفشان کرد و نه از جهاد بازشان داشت و دعا کردند ... بعد خداوند می‌فرماید: این انسانها را ما ثواب آخرت و دنیا دادیم. خوب ثواب نتیجه‌اش سعادت است دیگر. خوب ببینید موضوع ربیون افراد ممتاز شاخص، مجاهد در رکاب انبیاء در تاریخ هستند وقتی خداوند می‌خواهد دستاورد اینها را معرفی کند می‌گوید ما به اینها ثواب دنیا و آخرت را دادیم اگر مذموم بود سعادت دنیا که چنین تعبیری نمی‌کرد می‌گفت اینها در آخرت مقام عالی دارند دنیا را هم نمی‌خواهند دیگر از اینها که بهتر من فکر می‌کنم ان السابقون السابقون که ما در سوره واقعه داریم اینها هستند. اگر مصداقی داشته باشند سابقون در قرآن در تاریخ ما ربیونی هستند که رکاب انبیاء جهاد کردند.
دیگر از اینها که ما بهتر نداریم از مقام انبیاء و اولیاء که پائین بیائیم نوبت اینها می‌شود. بنابراین، این سند بسیار خوبی است جایش بود آن یکی مکه را گفتم آن نکته حساس دعا این یکی از لحاظ موردی انسانهایی را گفتم که انسانهای ممتازند و دنیا و آخرت را دارند. این دو، سوم درباره حضرت موسی است میعادی که حضرت موسی داشت و رفت با خوبان خودش برای مناجات خداوند و آن حادثه برای ایشان پیش آمد. بعد با گرفتاریهایی که پیدا کرد اینها مردند و چه بر سرشان آمد. حضرت موسی با خدا مناجات می‌کند. آخرش این است بعد از اینکه مشکلش حل می‌شود و در آن نقطه‌ای که قطعآ دعا مستجاب است و مذاکره مستقیم پیامبر با خداوند است و آنجاست که خط اصلی را از خداوند می‌گیرد و هدف رسالت خودش را تأمین می‌کند این است، این در سوره اعراف آیه 156 است. واکتب لنافی هذه‌الذنیا حسنه و فی‌الاخره اناهدناالیک از چیزهایی که از خداوند می‌خواهد یکی این است که می‌گوید در دنیا و آخرت برای ما حسنه بنویس یعنی تقدیر کن. ما را در راهی قرار بده که خوبی و سعادت دنیا و آخرت را با هم داشته باشیم. دیگه شما جایی حساس‌تر از آن پیدا می‌کنید یک پیغمبری در آن شرایط ممتاز که هر لحظه عمرش آنجا ارزش یک عمر انسانهای دیگر را دارد که باید از آن استفاده بکند جزء خواسته‌های اصلی آن این است نه خواست خودش تنها، ما یعنی برای امت خودش و اینها اصلا قرآن مسأله را مطرح می‌کند. به‌این صورت حدود آیه 30 فکر می‌کنم.
« قل من حرم زینه‌الله التی اخرج لعباده والطیبات » قرآن ملامت می‌کند کسانیکه نعمتهای خداوند را برای دنیا می‌خواهد ندیده بگیرند می‌فرمایند پس اینهمه نعمتهایی که خداوند قرار داده اینها را برای چه کسی خواسته آخرش، آیه طولانی است آخرش می‌فرماید این مال مردم مسلمان مؤمن است. یعنی حق آنها است. در دنیا البته خالصش و بهترش در قیامت است که آخر آیه این است اولش سرزنش است نسبت به کسانیکه بی‌اعتنایی می‌خواهند بکنند به نعمتهای الهی در دنیا نتیجه‌گیری آخر این است.
« قل هی للذین امنوا فی احیاءالدنیا خالصه یوم القیامه » بگو این حق انسانهای مؤمن است، در دنیا و خالصش در قیامت، خوب این چهار مورد که همه‌اش سند است.
در مورد دیگر درباره حضرت ابراهیم (ع) است برگردیم به عقب‌تر تا پدر ادیان الهی می‌خواهیم برویم ادیان ابراهیمی هر دو مورد برای ابراهیم یک تعبیری است.
« و ایتناه فی‌الدنیا حسنه و انه فی‌الاخره لمن الصالحین » و همین مضمون هم در سوره عنکبوت دارد، این در سوره نحل است و در سوره عنکبوت هم همین در سوره عنکبوت آیه 27 اینجا هم آیه 122 تعبیرش هم این است که ما به ابراهیم در دنیا و آخرت حسنه دادیم در آخرت جزو صلحاست و در دنیا هم حسنه داریم. حالا ممکن است بعضی‌ها خیلی دیگر ریاضت طلب باشند، بگویند حسنه دنیا نعمت دنیا نیست این دیگر در نمی‌آید از این حسنه‌هائیکه ما برای شما گفتیم این نیست. درباره مجاهدین مهاجر، مهاجر فی سبیل‌الله در سوره نحل قرآن می‌فرماید « لنسبوتتنهم فی‌الدنیا حسنه » یعنی مکانت حسن و سعادتمندی را در دنیا به ایشان دادیم. در سوره زمر « للذین احسنوافی هذه‌الدنیا حسنه » باز همین تعبیر است و آخرین آیه اینکه برای شما می‌خواهیم نصیحتی است که خوبان قوم حضرت موسی (ع) به قارون می‌گفتند حالا که این همه پول داری.
« واتبغ فیما اناک اللّه دارالاخره و لاتنس نصیبک من الدنیا » از اینهمه پول و ثروت خانه آخرتت را آباد کن و سهم دنیا را هم فراموش نکن دنیا را داشته باش در حد خودش همانکه الان بحث من است، یعنی قابل مقایسه نیست. دنیا چیز کم ارزشی است، آخرت بسیار پر ارزش است. لذا اینجا، اینجا « لاتنسی نصیبک من الدنیا » است و دار آخرت را می‌گویند آباد این بخشی از آیاتی است که می‌خواستم بخوانم. و خلاصه حرفم این است که این سعادتی که ما تعریف می‌کنیم برای جامعه و می‌گوئیم علم اخلاق دنبال این سعادت است و این سعادت را برای بشریت خواسته یا همین آیاتی که در قرآن هست و تعداد بسیاری از آیات دیگر که شما می‌توانید اگر اهل مطالعه باشید، پیدا کنید، نتیجه این است که جامعه اسلامی باید تلاش کند که هم دنیایش را آباد و هم آخرتش را آباد بکند.
اینجا یک نکته بسیار مهمی را باید اضافه کنم که قدری یک پله می‌خواهم برویم بالاتر و آن اینکه تلاش برای آباد کردن دنیا اینهایی که تا بحال من گفتم همه شخصی است، یعنی این آیاتی که می‌خواندم همه این بود که دنیای خودمان را آباد کنید.
زندگی خودمان را سعادتمند کنیم، در دنیا که خیلی از افراد دنبال تصوف و زهدهای غیراسلامی هستند، اینطور حرفها را منکرند قدم مهمش این است که حرف بالاترش اینکه اگر آباد کردن دنیا و دادن رفاه به اهل دنیا برای دیگران باشد، برای جامعه باشد، برای امت باشد، در خدمت دیگران باشد، این اصلا دنیا نیست، این اصلا  آخرت است.
یعنی اگر تقسیم بندی کنیم و بگوئیم یک کسی از صبح تا شب تولید می‌کند، تجارت می‌کند. ولی هدفش این است که امت اسلامی را، کشور اسلامی را آباد کند. آزاد بکند مستقل بکند، نیتش این است، این در آن طرف قضیه قرار می‌گیرد، یعنی دارد آخرت خودش را آباد می‌کند.
بنابراین دو تا هم مخلوط نشود یک وقت صحبت سر این است که تلاش بکنیم، زحمت بکشیم، بی‌خوابی بکشیم، عرق بریزیمم برای اینکه مملکتمان را آباد کنیم، برای اینکه منابع زمینی را برای امت اسلامی نقد بکنیم، برای اینکه انقلابمان را قوی کنیم این را از مقوله آخرت باید حساب کنیم.
من تازه روی آن بخش دیگرش حرف می‌زنم که اگر انسان یک تلاش بکند برای اینکه زندگیش را راحت کند، خانواده‌اش راحت باشند، مسکنش خوب باشد، غذایش بد نباشد، محتاج دیگران نباشد، حتی اینها هم در آن مقوله اولی می‌گنجد.
بنابراین امت اسلامی چون این یک مقدار هم این بحث مربوط می‌شود به خطبه دوم که می‌خواهم درباره برنامه و کارهای اقتصادی که این روزها مورد توجه رهبری بوده و دولت دنبالش است من درباره اینها می‌خواهم صحبت کنم، آن بخش اصلا به دنیا خیلی مربوط نمی‌شود. یعنی کسانیکه در آن بخش تلاش می‌کند، برای عمران و آبادی کشور و اسلام و تقویت بنیه جامعه، آنها را بالاتر از این ما ببینیم آنها را عبادت می‌بینیم و کارهای مهمتری از اینهاست.
در همین حد متعارف مردم که بالاخره شغلی بگیرد، کاسبی بکند، تجارت بکند، برای آنکه آبرومند زندگی کند، برای اینکه بچه‌هایش درس بخوانند، بچه‌هایش راحت باشند، من همینها را می‌گفتم، یعنی اینها هم جز مواردی است که محبوب و مطلوبش این است که انسان را از خداوند و از آخرت و از آبادی و سعادت آخرتش دور نکند و تشخیص آنهم مشکل نیست برای همه یا اکثریت قابل تشخیص است که کجا این مانع سعادت آخرت است و کجا مانع نیست که دیگر وارد بحث ریز این موارد نمی‌شوم.
امام جمعه موقت تهران در پایان خطبه اول سوره مبارککه « توحید » را قرائت کرد.


خطبه دوم

بسم‌اللّه‌الرحمن‌الرحیم

الحمدلله رب العالمین. والصلاه والسلام علی رسول الله و علی علی امیرالمؤمنین وعلی الصدیقه الطاهره و سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفربن محمد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمدبن علی و علی بن محمد والحسن بن علی والخلف الهادی المهدی (عج)
اوصیکم عبدالله بتقوی الله. امیدواریم که جوهر تقوی و تحصیل اخلاق اسلامی برای همه امت ما میسر گردد و آنهائیکه از این زینت الهی برخوردارند بتوانند راهشان را تقویت کنند. در مناسبتهای هفته گذشته و آینده چند نکته را عرض می‌کنم. یاد شهدای گرانقدر هفته قبل و هفته آینده، شهید عراقی و فرزند عزیزش « حسام »، شهید لاجوردی  همراه و همرزم دوران مبارزه و در انقلاب، شهید قدوسی دادستان مظلوم و پرتلاش انقلابمان، شهدای 17 شهریور که برای آنها یک بحث مستقلی هم داریم و شهدای انفجار دفتر نخست وزیری که بحث اصلی ما همین هفته دولت و آثار شهادت آنهاست و مسائل دیگری که از مسائل مهم هفته است در بحثهای کوتاه این خطبه خواهم داشت.
17 شهریور یکی از روزهای تاریخی و تاریخساز دوران مبارزه انقلاب اسلامی است، جمعه خونینی که کمر رژیم پهلوی را شکست و اعتماد مردم را و امام ما را به تداوم جهادشان بیشتر کرد. رژیم با دیدن آن راهپیمائی‌های عظیم ترسیده بود و خواست مردم ما را بترساند مثل 15 خرداد تا دوباره خودش را برای یک دوره‌ای راحت کند که این فاجعه را بوجود آورد. و عمدآ هم اینکار را ترتیب داد و تا اینطوری بشود چون شب، اواخر شب و شاید ساعت 12 و یا دیرتر اینها تصمیم گرفتند که حکومت نظامی را برقرار نمایند و خب آن موقع، ساعات بعد اعلام کردند و تمام مردم هم خوابند و خبری ندارند و می‌دانستند که امت ما، در راهپیمائی قبلی خود اعلام کرده بودند که روز جمعه و هفده شهریور را برای حضور وسیع مردم در خیابانها و این را می‌دانستند و بعد از نیمه شب اعلام بکنند که حکومت نظامی است، همه مردم که از آن اطلاع ندارند چرا که خیلی‌ها رادیو ندارند و آنهائی هم که رادیو داشتند آن‌موقع خبر نمی‌شدند. لذا مردم بدون اطلاع از حکومت نظامی به خیابانها آمدند شاید هم اگر می‌دانستند باز هم می‌آمدند ولی بهرحال اکثرآ بدون اطلاع آمدند و رژیم هم آماده شده ب ود که شدیدترین قساوت‌ها را از خودش بروز بدهد و بدتر از 15 خرداد که مردم بفهمند که شوخی در کار نیست و با همین سیاست آن کشتار بسیار وقیحانه انجام شد و آنهمه مردم در خیابانها و کوچه‌ها شهید شدند و بخاک و خون غلتیدند و رژیم خیال می‌کرد که از آن به بعد دیگر چند سالی مردم حساب کارشان را کرده‌اند و هیچ فکر نمی‌کرد که همان روز مردم در صحنه باقی بمانند، مردم ایستادند، اجساد شهدایشان را جمع کردند، تشییع کردند، به بهشت زهرا (س) بردند، آن‌جا تداوم جهاد را اعلام کردند و یک گام بطرف عمیق شدن و توسعه کمی و کیفی مبارزه برداشتند. چنین روزی در تاریخ ما وجود نداشت. خیلی روز مهمی است و شهدای آن‌روز در حقیقت عمیق‌ترین توطئه رژیم و اربابانش را خنثی کردند و نشان دادند که دیگر مردم حاضر نیستند دست از انقلابشان بردارند و تا هر جا لازم باشد پیش می‌روند و ما اسنادی را که می‌بینیم، در مذاکرات جلسات امنیتی رژیم، مشاهده می‌کنیم که از آن به بعد همه  آنها ترسیده‌اند و اگر هم تصمیمات تندی گاهی گرفته‌اند دیگر با ترس و حساب عواقب آن گرفته‌اند و لذا ما واقعآ باید 17 شهریور را روز مهمی حساب کنیم و باید روی آن بیشتر حرف بزنیم، باید خطباء، نویسندگان، جراید و همه تحلیل بیشتری بکنند و شهدای آن روز را باید ما برجسته کنیم و برای آنها و یاد آنها و یادگار آنها باید در تاریخمان خیلی چیزها را نگهداریم. قبل از آن ما از لحاظ تاریخ آن روزها نه از لحاظ سال، مسأله انفجار دفتر نخست وزیری را داریم و شهید شدن رئیس جمهور و نخست وزیر و بعد از آن افرادی که آنجا مجروح شدند، بعدآ شهید دستجردی و افراد دیگری که در آن حادثه جانشان را از دست دادند و به ملکوت اعلاء پیوستند که هفته دولت هم به‌این مناسبت در تاریخمان ثبت شد. واقعآ دوره سختی بود. سال 60 را عرض می‌کنم مثل این روزها بحرانی‌ترین دوران عمر انقلاب است. ما انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی ایران را هم داشتیم که آنجا از قوه قضائیه و قوه مقننه و قوه مجریه و شخصیت‌های حزب، عده زیادی بیش از 70 نفر شهید شدند و ضربه هولناکی به نیروهای انسانی کادر انقلاب وارد شد و تا امروز ما دائمآ شهید داده‌ایم. من اکنون یادداشت‌هایم را که نگاه می‌کنم، می‌بینم که هر روز ما چند تا شهید داشته‌ایم حالا اگر یک روز مثلا 5 شهید کمتر بوده، آن روز، روز بدی نبود. تعداد زیادی از مردم، شخصیت‌ها، شهید می‌شوند که شهید قدوسی هم که در این هفته جزو مراسم ما هست، جزو همین دوره‌هاست. واقعآ روزهای سختی بود و بعد از شهادت شهید رجائی و شهید باهنر بنده که از سالهای قبل از پیروزی انقلاب با اینها خیلی مأنوس بودم، حقیقتآ ذائقه‌ام تلخ بود و یک حالت خفگی احساس می‌کردم اما این را نمی‌توانستم بروز دهم ما  باید جامعه را شاداب و با نشاط و در میدان و نیرومند معرفی کنیم و همین کار را می‌کردیم ولی واقعآ آن حادثه سنگین بود.
از دو جهت یکی از جهت اینکه این افراد را از دست داده و اینها آدمهای کوچکی نبودند، اینها خیلی عمیق و عظیم و محکم و با صلابت و کاردان حلال مشکلات انقلاب بودند از طرفی این نگرانی عمیق وجود داشت که بالاخره ما چند روز از آن حادثه حزب را داشتیم و کمتر از دو ماه دوباره می‌بینیم آنقدر کوتاهی می‌شود و یا نمی‌توانیم امنیت را حفظ کنیم که این حادثه اتفاق می‌افتد. آن منطقه را ما خیلی به شدت حراست و حفاظت می‌کردیم و در بین آن هم انسانهای بزرگی داشتیم که بتدریج آنها را از دست می‌دادیم، یک حالت خفقانی برای انسان پیش می‌آمد و اگر اعتماد و ایمان به خداوند و ایمان به تحقق وعده‌های الهی که خداوند بنده‌های مقاومش را فراموش نمی‌کند و آنها را حفظ می‌کند نبود و اگر آن صلابتی که امام داشتند و برای ما پناهگاه عظیمی بودند که همه خستگی‌هایمان را در ملاقات ایشان فراموش می‌کردیم نبود واقعآ یک مقدار مقاومت در آن زمان برای افرادی که بهترین دوستان دوران تحصیل و مبارزه و زندانش را از دست می‌دهد تحملش آسان نبود، اما این امت ما و حضور عجیب مردم در این مراسم و آن شور و حمایت‌های فوق‌العاده مردمی و استقامتی که مردم از خودشان نشان می‌دادند و خانواده‌های شهدا ما را هم دلداری می‌دادند، بهرحال حوادث تلخی گذشت که فکر می‌کنم برای دشمنان انقلاب ما باید درس باشد. بیشتر از آنچه که برای ما درس است و بفهمند که این انقلاب را به‌این آسانی نمی‌شود از پای درآورد، دیگر بدتر از آن بزودی نمی‌شود شرایطی را درست کرد و آنطور نیرومند بیرون آمدیم و ضدانقلاب را خوار و ذلیل کردیم و به لانه‌هایشان خزیدند، یا فرار کردند و گم شدند، حالا دوباره سروکله آنها گاهی می‌بینیم پیدا شده، اگر همان قطعات تاریخ را توجه کنند دوباره خودشان را به زحمت نمی‌اندازند و ما هم با اتکا به همان شرایط روحی که داشتیم، ان شاءاللّه می‌توانیم این انقلاب را توسعه دهیم که ان شاءاللّه روحیه‌ها هم تقویت شده است.
به‌شما عرض کنم آنکه امروز ضدانقلاب را از میدان در کرد معنویت امت انقلابی، شجاع مردم، هوشیاری مردم، در صحنه بودن مردم، نه همه آن روز هم یک بخشی از مردم بودند همان بخشی که حالا هم هستند، آن وفاداران به انقلاب یک بخش خاصی از جامعه بودند و باز هم هستند و حضور و هوشیاری رهبری و مقاومت کسانیکه مسئولان در دولت و مجلس و قوه قضائیه و جاهای دیگر بودند نیروهای انقلاب، نهادهای انقلابی که تازه بوجود آمده بودند، همه رشد کردند و گاهی که این روزها نغمه‌های دلسردکننده‌ای از بعضی از افراد می‌شنوید بدانید اگر به‌آن تاریخ برگردید می‌بینید که تاریخ گواه براین است که انقلاب اسلامی بوجود آمده تا بماند، قوی‌تر شود و رو به پیش باشد ان شاءاللّه. اما مسئله‌ای که یک قدری می‌خواهم روی آن بحث بیشتری داشته باشم بحث برنامه‌های دولت برای برنامه سوم و مطالبی که رهبر بزرگوار انقلابمان در هفته دولت با دولتمردان، سفرشان به جنوب خراسان در مشهد اظهار کردند.
دو نکته از اینها مهم است، خوب همه مطالب مهم است اما دو نکته مهم آن که احتیاج به توضیح دارد یکی توجه به نیازهای اقتصادی جامعه و مردم و خود انقلاب و یکی مسئله حفاظت از قداست و ارزشهای انقلاب و مواظبت از اصول قطعی اسلام که مورد تعرض دیگران گاهی قرار می‌گیرد، هردوی آن اهمیت دارد در مورد حفاظت از ارزشها و اصول و مبانی انقلاب، مسئله کاملا واضح و روشن است، این انقلاب با اسلام حرکت کرد مبارزات با روح اسلام پیش می‌رفت و سرانجام با حضور نیروهای اسلامی مبارزه پیروز شد و بعد از پیروزی انقلاب هم آنکه انقلاب را حفظ کرده همین حقانیت و روح اسلام است و عشقی که مردم به‌این انقلاب دارند، به‌خاطر اسلام است و از قرآن و اسلام حمایت می‌کنند. هر وقت ببینید از این چیزها نعوذبالله بخواهیم فاصله بگیریم رابطه بین مردم با انقلاب، حکومت و نظام ضعیف می‌شود، ما آن دوران سخت و شورش‌های کدر را که دوران تثبیت انقلاب است با حمایت مردم گذراندیم که نمونه‌اش همین حضور مردم در نماز جمعه و مراسم شهدا و امثال اینها بود و حمایت‌های دیگر، دفاع مقدسمان را با این حمایت‌های مردمی به‌آن نقطه درخشان و پیروز رساندیم که بسیج برآمده از همان حمایت‌های مردمی است و تبلور حضور مردم در میدانهای جنگ و سایر میدانهاست و دوران سازندگی را با حضور، سرمایه‌گذاری، صبر، متانت، پشتیبانی مردم توانستیم بگذرانیم و آن دستاوردهای ارزشمندید که در تاریخ ایران کمتر می‌توانیم پیدا کنیم در آن 8 سال در تاریخمان ثبت کردیم و امروز و فردا هم با همین مردم و با همان بخش وفادار به‌انقلاب، آنهائیکه حاضرند برای انقلاب بمیرند، با آنها سروکار داریم، و اینها نمی‌پذیرند که به مقدساتشان اهانت شود، اینها نمی‌پذیرند که در مورد اصول مسلم اسلام و قرآن تردید شود، کسانی که حسن‌نیت دارند مطمئن باشند که این حرکت‌ها جز ضرر برای خودشان در جامعه ما چیزی ندارد و نعوذ باللّه اگر موفق شوند بدترین ضربه را به انقلاب و کشور و مردم زده‌اند چون هیچ خیری در این نیست که رابطه مردم را با اسلام ضعیف کنیم. رابطه مردم را با قرآن ضعیف کنیم، تردید در دلهای مردم درست کنیم، یا اختلاف در بین مردم بیاندازیم، این نقطه قوت ماست، این نقطه پیروزی ماست، نقطه شروع مبارزات را ببینید، امام از همین جا شروع کردند و با همین روحیه تا امروز پیش آمدیم، یقینآ امت ما، رهبر ما و مسئولان ما همگی از اصول اسلام حمایت می‌کنیم و کسانیکه می‌خواهند به‌اسلام جسارت کنند، غیر از اینکه برای خودشان خسران بیاورند کار دیگری نمی‌کنند.
نقطه دوم اینکه رهبری هم در سفرشان و هم در آنجا تأکید کردند و دولت هم دنبال همین مرحله است، مسئله توجه به‌امور اقتصادی مردم و سازندگی است، حالا اگر از کلمه سازندگی، بعضی‌ها خوششان نمی‌آید نمی‌خواهند تعبیر کنند یک اسم دیگری پیدا کنند، خودش را بیاورند اسم حالا هر چه که می‌خواهد باشد اما این یک واقعیتی است که ما باید به‌آن توجه کنیم و آن خطبه قبلی من هم مربوط می‌شود و تصادفآ اینها به‌هم رسیده والا خطبه دیگری است، الحمدللّه دولت زحمت کشیده و برنامه‌ای تهیه کرده که آنچه در آن برنامه من دیدم می‌تواند قسمت زیادش می‌تواند کارساز باشد و سیاست‌های آن برنامه را قبلا رهبری تصویب کردند، چیزی است که خودمان در مجمع تشخیص مصلحت ساعت‌ها، روزهای فراوان بحث کردیم و آن سیاست‌های کلی را نظر دادیم و رهبری هم اعلام کردند، تصویب کردند، مقدمات فراهم شده در این برنامه اهدافی دیده می‌شود که قابل توجه است، اینکه ما نرخ رشد 6 درصدی را حفظ کنیم اگر تحقق پیدا کند بسیار خوب است، ما در برنامه اول و دوم مجموعآ نرخ 5/5 درصد داشتیم و اگر به 6 درصد برسد یک گام به جلو هم می‌تواند حساب شود، اینکه برای اشتغال و برای استقلال کشور اهدافی را در نظر گرفته‌اند قابل توجه است و من امیدوارم اما مسئله با برنامه و حرف تمام نمی‌شود، اول مجلس ان شاءاللّه کار می‌کند و این برنامه را غنی‌تر می‌کند، همت بلندی پشت این برنامه دیده می‌شود، حرفهای مأیوس کننده این روزها خیلی فراوان است، هر کس شاید به انگیزه‌های سیاسی یا مسائل خاصی طوری می‌خواهد این کشور را ضعیف نشان دهد، اقتصاد غیرقابل اصلاح نشان داده شود، این کارها درست نیست، حقیقتآ ایران قوی است. حقیقتآ منابع ما عظیم است، حقیقتآ ما استحقاق داریم که از ه ما کشورهای منطقه و رو به توسعه جلو باشیم و نشان دادیم که اینها می‌شود، زیر سئوال بردن بعضی از کارهای گذشته دردی را دوا نمی‌کند، ما به نقاط قوتمان باید تکیه کنیم و بدانیم چکار می‌توانیم بکنیم، کمی به عقب برگردید، حالا من با شما حرف می‌زنم، ده سال پیش، خوب ده سال پیش که ما می‌خواستیم کار کنیم که کار از حالا خیلی مشکل‌تر بود. شما آن روز برق نداشتید که کارخانه‌تان را بگردانید، گاز نبود که خانه‌هایتان را گرم کنید، بندر نداشتید که واردات‌تان را تهیه کنید، حمل و نقل نداشتید که از بندر به انبارها بیاورید، سیستم توزیع درستی نداشتید و همه چیز دولتی بود و سوزنمان و تانکمان را باید وارد کنیم و با ارز هفت تومانی در سیستم سهمیه‌بندی و یارانه‌ای مردم بدهیم که مفاسدش را هم می‌دیدید، یک میلیون تن فولاد داشتیم، 5 میلیون تن مصرف‌مان بود، چهار میلیون تن وارد می‌کردیم، نفتمان را خودمان تولید می‌کردیم اما پالایشگاه نداشتیم و از خارج قسمت اعظمی از فرآورده‌ها را وارد می‌کردیم. ما لوله‌هایی که بنا بود نفت از ایران به‌خارج صادر کند و به خارک ببرند معکوس کرده بودیم، از خارک نفت وارداتی را می‌آوردیم به‌داخل کشور، اصلا پتروشیمی چیزی نبود، هر کس هم کارخانه مصرف کننده پتروشیمی مصرف کن از پتروشیمی‌مان مواد می‌گیرد و 500 میلیون دلار هم صادر می‌کنیم تازه با ظرفیت هم کار نمی‌کنند، فولادمان را مصرف 5 میلیون را می‌دهیم دو میلیون تن هم صادر می‌کنیم، مصالح ساختمانی را امروز ما داریم و صادر می‌کنیم، در گذشته ما شیشه و کاشی، دستشویی، شیرآلات، سیمان وارد می‌کردیم، اول که من آمدم دیدم سه میلیون تن سیمان وارد کرده‌ایم، و امروز سه میلیون تن سیمان صادر می‌کنیم، آن روز تولیدات کشاورزیمان، گندممان 7 میلیون تن بود و امروز یازده میلیون تن است، آن روز کارخانه‌هایی که می‌خواستند کار کنند از مردم کارخانه‌های چه دولتی و چه مردمی مواد اولیه‌شان وارداتی بود و امروز فلزاتشان را خودمان تأمین می‌کنیم، بسیاری از قطعات واسطه را خودمان تأمین می‌کنیم، سوختشان را خودمان تأمین می‌کنیم، همه کشور وابسته به بنزین و نفت سفید و اینها بود و امروز در همه شهرهای کشور گاز دارد، گاز لوله کشی دارد، شهر صنعتی محدود بود، امروز 250 شهر صنعتی، آب، برق، گاز، راه، همه چیز آماده دارد که مردم سرمایه‌گذاری کنند، چرا ما، یک میلیون تلفن داشتیم، امروز 7 میلیون تلفن ارتباطات مردم را تأمین می‌کند، حمل و نقل ما حقیقتآ ضعیف بود، امروز وضعمان اینطور است، صنایع مختلف مصرفی در کشور نبود، شما می‌دانید که ما همه چیز را وارد می‌کردیم، امروز اکثر اینها را می‌توانیم صادر کنیم، مواد غذایی، مرغ، کره، پنیر و همه چیز را وارد می‌کردیم، یک مقداری تولید می‌کردیم. تخم مرغ وارداتی بود. امروز داریم صادر می‌کنیم، کار ما به‌اینجا رسید ما حالا بنشینیم بگوییم که نمی‌شود کشور را اداره کنیم، این چه حرفی است. اینها که قلم‌هایشان دل مردم را سرد می‌کند، اینهایی که دل مردم را می‌لرزا ند، صحبت از طرحهای نیمه تمام همین هاست، اگر نبود نمی‌شد کشور را اداره کنیم، هر مناسبتی که می‌شود چند هزار طرح را اجرا می‌کنیم، خوب اینها قبلا مطالعه شده، تعیین بودجه شده، سیاست سازی شده، قسمتی ساخته شده، در دست کار است، امور کشور دارد می‌شود. وقتی که ما شروع کردیم حداقل بیکاری ما نزدیک 16 درصد بود، مگر نبود، بروید ده بار تیتر روزنامه‌ها را بخوانید، با همان شرایط با نبودن بندر، با نبودن برق، مواد، این مصالح، بعد از 8 سال بیکاری به 9 درصد رسید، تازه آن بیکاری با این بیکاری، قبلا آنهائیکه کار هم می‌کردند، در کارخانه‌ها بیکار بودند، عده زیادی در جنگ کار می‌کردند نه در داخل کار می‌کردند، همه اینها کار پیدا کردند اینها 6 درصد،  5/6 درصد بیکاری کاهش یافت، مگر راهی غیر از سازندگی هست، یک کسی بیاید تعریف کند واقعآ چرا ما اینقدر سیاسی کار می‌کنیم، منافع اسلام و قرآن و انقلاب را به چه چیزی می‌خواهیم بفروشیم، از چه راه دیگری می‌خواهید شغل درست کنید، غیر از اینکه سرمایه‌گذاری کنید، غیر از اینکه سازندگی کنید، اگر یک کارخانه نسازید، اگر یک راه نسازید، اگر یک بندر نسازید، هر کار نکنیم مردم بیکارند، بالاخره کار درست کردن از سازندگی است، بله یک کشوری که همه چیزش را ساخته آماده است. می‌رود دنبال فقط تجارت، و کارهای جهانگردی و امثال اینها و فعلا ما باید همه اینها را برویم، همین جهانگردی را، خوب شما امروز اگر یک روز صد هزار مسافر بخواهد وارد شود هتل ندارید، اگر بخواهیم کار کنیم اول سازندگی می‌خواهد، وسیله حمل و نقل می‌خواهد، هر کاری که بخواهیم بکنیم الان مسیرش سازندگی است، تقدس سازندگی را به عنوان یک ارزش فراموش نکنیم، یک راه درست اینها کارهایی نیست که دولت بکند، همه اینها را که دولت نمی‌تواند انجام دهد، دولت همان حد محدود را دارد، یک مقدار خودش سرمایه‌گذاری می‌کند، یک تعداد شرکتهایش سرمایه‌گذاری می‌کنند ما باید شرایطش را پیدا کنیم، مسئله مهم اینجاست. در همین برنامه سوم هم اکثریت منابع را در بخش خصوصی دیده‌اند باید شرایطی پیدا کنیم که مردم به‌دنبال کار کردن و سرمایه‌گذاری کردن بیایند، نگوئید سرمایه در داخل کشور نیست، هست، مطمئنآ هست، مردم اگر رونق ببینند، اگر شرایط مناسب ببینند، اگر فضا را فضای عبادت ببینند، همان بحث قبلی من، تقویت جامعه را تقویت دین و انقلاب ببینند، تقویت میهن را تقویت خدا ببینند، اگر این فضا را درست کنیم و به‌مردم اطمینان بدهیم که ما اینها را در سیاست‌های کلی دیدیم و اعلام شده، اگر اینکار را بکنیم، مردم همانطوریکه در همان دوران 8 سال می‌کردند، فرششان را می‌فروشند، طلاهای همسرشان را می‌فروشند، گاهی خانه‌شان را می‌فروشند، وسائل زندگیشان را می‌فروشند، پولهای ریزشان را از اطراف جمع می‌کنند، خوب بانکها و دیگران هم کمک می‌کنند، تشویق شوند، این رونق را مردم باید درست کنند، حد دولت همین است که دارید می‌بینید، بالاخره یک درآمد نفت است، یک درآمد مالیاتی است، کمی زیاد و کمی کم می‌شود، اما کار عمده باید درست کنند، حد دولت همین است که دارید می‌بینید، بالاخره یک درآمد نفت است، یک درآمد مالیاتی است، کمی زیاد و کمی کم می‌شود، اما کار عمده باید در بستر خلق انجام شود و این احتیاج به اعتماد و آرامش دارد، این وضع رسوایی که هر روز مردم در روزنامه‌ها بمب زیر پایشان منفجر می‌شود و هر روز که از خواب بیدار می‌شوند منتظرند تا ببینند امروز چه دسته گلی به آب داده می‌شود به چه کسی، چه کسی احضار می‌شود و چه کسی دعوا می‌کند و چه کسی بدنام می‌شود و چه کسی خوشنام می‌شود، این بازی‌ها نمی‌تواند کشور را نجات دهد، اینها در یک کشور با رونقی خیلی خوب است. خوشبختانه از پیشرفت‌هایی که در این دو سال کرده‌ایم این هست که امروز هم همان‌هایی که دو سال پیش می‌گفتند توسعه سیاسی مهم است و توسعه اقتصادی مانع است حالا می‌گویند حداقل می‌گویند با هم، با هم آن را هم قبول دارند. ما هم همین را فعلا قبول داریم، بنشینیم توسعه اقتصادی را همرنگ توسعه سیاسی کنیم و با هم کار کنیم، روزنامه‌ها کمک کنند، صدا و سیما کمک کند، مجلس کمک کند، ائمه جمعه از تریبونها کمک کنند، این نمی‌شود بالاخره اینکه رهبری مهم‌ترین حرفشان در حرفهایی که در ملاقات با دولت که به مسائل اقتصادی برسید اعلام شد خوب این سیاست را نشان می‌دهد. این سیاست ماست. خود رهبری حتمآ برای ایجاد جو آرامش کمک می‌کنند که بارها کمک کرده‌اند و ما هم همه‌مان کمک می‌کنیم، مسائل قابل حل است، ما وقتی که شروع کردیم واقعآ مشکل داشتیم، من در این خطبه‌های نماز جمعه هیچ‌وقت نمی‌آمدم دل شما را خالی کنم در همان شرایط امید می‌دادم، بله ما مشکل داشتیم، وقتی که ما شروع کردیم 13 میلیارد تعهد خارجی داشتیم. 7 میلیارد درآمد ارزی نفتی ما بود، و آن همت بلند را مجلس و دولت ما در آن برنامه اول ارائه دادند و پیاده هم کردند و می‌شود. منبع وجود دارد، ملت ما می‌توانند همراهی کنند و می‌کنند، شرایط درست است ولی من قبول می‌کنم اگر اینجور بخواهد شرایط باشد که دولت سرگرم مسائل دعوایی و اختلافی و وقتشان را صرف مسائل اینجوری و اعصاب خردکن کنند، کارکردن آسان نیست و باید دولت را کمک کنیم، آنها نیاز به حمایت و آسایش و آرامش دارند. دولت بیشتر از قوای دیگر گرفتار است، او جواب این مسائل را بیشتر باید بدهد، و خود آنها هم باید کمک کنند، دوستانشان نگذارند جو متشنج باشد، نگذارند مسائل اصلی فرعی شود، مسائل فرعی اصلی شود، این اتفاقات خطرناک است، ان شاءاللّه با این توجه‌ای که در این یکی دو هفته ما از ر هبری از خود دولت و شخص رئیس جمهور دیدیم و حمایتی که ما خواهیم کرد و حمایتی که قوه قضائیه و قولی که آقای آیت‌الله شاهرودی دادند مجموعه مسائل ان شاءاللّه بتواند یک تحرک جدیدی نیرومندتر از آنچه که ما در برنامه اول انجام دادیم بوجود آید.
آیت... هاشمی رفسنجانی امام جمعه موقت تهران در پایان خطبه دوم نماز جمعه سوره کوثر را قرائت نمود.

 والسلام علیکم و رحمه‌الله