خطبه ها
  • صفحه اصلی
  • خطبه ها
  • نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

نماز جمعه تهران به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی

  • دانشگاه تهران
  • شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۲

خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه والسلام علی رسول الله وعلی آله الائمه المعصومین . اعوذبالله من الشیطان الرجیم و افوض امری الی الله . ان الله بصیر بالعباد. اوصیکم عبادالله بتقوی الله والتباع امره .
در آخرین خطبه ای که اینجا ایراد کردم بحث توکل را در مباحث اخلاقی و حکمت عملی مطرح کردم و گفتم که دو سه خطبه را باید به آن اختصاص داد که این خطبه هم در همان مورد است .
خلاصه حرف گذشته این بود که توکل یکی از مراحل بسیار بالای عرفان و مسیر حرکت بسوی خداوند و قرب الهی است و یک مقوله لفظی و خیالی و سطحی نیست . یکی حالت واقعی است که در وجدان انسان و نفس انسان باید بروز بکند و انسان به آن مرحله برسد. اگر به آن مرحله نرسد ممکن است گاهی در مراحل زندگی در مشکلات و مواقعی که انسان احساس استیصال می کند انسان به خداوند توکل می کند اما آن توکلی که ما بحث می کنیم این است که حالت ثابت و دائمی و ماندگار در وجود انسان است . هر کس به این مقام برسد و به این مرحله از عرفان برسد زندگیش بکلی عوض می شود. حالت آسایش آرامش خیال راحت وامیدوار و شجاع ومطمئن وبا سعادت زندگی می کند وهر مقدار که انسان از این مقام فاصله داشته باشد گرفتاریهای زندگی او را دچار مشکل می کند و گفتم که این متکی است به یک جهان بینی و بینش الهی . اگر بخواهیم به توکل برسیم قبل از آن باید واقعا یک بینش روشنی نسبت به جهان داشته باشیم که این جهان چیست از کجا آمده ما کی هستیم و کجا می رویم که خلاصه اش این است که مبدا جهان را خدا بدانیم و معاد را بپذیریم که دوباره برگشت بخدا می کنیم و در محضر خدا خواهیم بود. در قیامت و مابین مبدا و معاد هم خداوند با رسالت و پیام هایی که به بشریت توسط انبیا داده در کتابهای آسمانی و با وسیله فرشتگانش این جهان را اداره می کند و بپذیریم و مطمئن باشیم اینکه عرض می کنم لفظی نیست بلکه اعتقادی است . قبول داشته باشیم که خداوند عالم است یعنی همه چیز را می داند عالم مطلق و قبول داشته باشیم که خداوند قدرتمند است و قادر مطلق است و هرچه بخواهد می تواند انجام بدهد و قبول داشته باشیم که خداوند عادل است و هیچ اقدامی در جهت غیر عدل انجام نمی دهد و داوری او بین خلق خدا عادلانه است و بپذیریم که خداوند وعده داده و قرار گذاشته و اراده کرده که عدل را در نهایت بین مخلوقات خودش اجرا بکند. اینها اگر در ذهنیت ما درست باشد که نوعا جزو اعتقادات ماست و همه ما هم اینها را قبول داریم اما اینها در یک حالت زبانی است تقلیدی است گاهی ولی اگر به حالت اطمینان برسد که من خیال می کنم مشکل هم نیست . انسان یکقدری هم که فکر کند هر کسی از طریق معلومات خودش دانشمندان دقیق از طریق ضوابطی که بر جهان هستی حاکم می بینند و انسانهای متوسط تر با دیدن مظاهر حضوری خدا و روابط خدا با مخلوقاتش و چیزهای فراوانی که انسان در زندگی خودش تجربه می کند یک قدری که فکر کنیم می تواند به این مرحله برسد نیازی به آن علوم دقیق و قوی فلسفی و ریاضی وامثال اینها نیست . گرچه اینها به مراحل پیشرفته تری از اطمینان انسان را می رساند. به هر حال با آن جهان بینی این عقیده اگر برسیم به اینکه خداوند چنین ربی و چنین پروردگاری بالای سر ماست . خیلی آسان می توانیم به مقام توکل برسیم . توکل هم عرض کردم از همان ماده وکالت است که انسان خدا را وکیل خودش ببیند. حسبناالله ونعم الوکیل . اگر به این مرحله رسیدیم و خدا را وکیل خودمان دانستیم وایمان هم به این وکالت آوردیم دیگر جای دغدغه و اضطراب و نگرانی نیست . آنچه که مهم است این است که انسان وظیفه اش را تشخیص بدهد و در حد تشخیص خودش به وظایف خود عمل کند واز خداوند بخواهد که به عنوان دلیل و وکیل او و صاحب ورب او و رب همه جهان سعادت او را و آسایش و رفاه و آینده او را تامین کند. اگر چنین اتفاقی افتاد هم افراد و هم جوامع بسیار بسیار درست زندگی می کنند و همه همت انبیا در تاریخ این بود که انسانهائی از تبار متوکلین تربیت بکنند حالا بحث هائی دارند دانشمندان که مثلا توکل رضا تسلیم یقین و ایمان اینها چه تفاوتهائی دارند و چه مراحلی دارند و ما حالا وارد این بحث ها نمی شویم ولی من فکر می کنم تا آنجا که خودم مطالعه کردم و بررسی کرده ام فکر می کنم اینها همه با هم است . ممکن است از لحاظ دقت روانشناسی انسان یک فاصله ای بین اینها ببیند اما همه اینها همه با هم می آیند. اگر کسی به مرحله ایمان و یقین رسید توکل هم می کند اگر کسی توکل داشت تفویض امرالی الله هم میکند اگر امر خودش را به خدا واگذار کرد تسلیم هم می شود واگر تسلیم شد راضی هم می شود واین حالات با هم پیش می آید منتها بعضی از دانشمندان می گویند که توکل آن مرحله قبل از تفویض است و تفویض قبل از تسلیم است و تسلیم قبل از رضاست و آن حالت رضا آخرین مرحله تکامل انسان است که یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه می گوید که آن اوج سعادت و عرفان انسانی است عرض کردم حالا اینها یک بحث هائی است فنی و علمی که خیال نمی کنم ضرورت داشته باشد در خطبه هائی که در مستمعین با سطوح مختلف از معلومات دارد ما زیاد وارد این مسائل شویم . بنده فکر می کنم که اینها همه با همدیگر می آید و انسان اگر به این مرحله از شناخت و خداشناسی رسید در این مقطع دیگر همه اینها را با خود خواهد داشت .
منتها ممکن است مراحل و مراتب اینها و حد وقوف و رسیدن به اینها یک مقدار تفاوت داشته باشد که انسانها همین تفاوتها را دارند. بنده الان حرف مهمی که دارم این است که ما سعی کنیم با مطالعه و تفکر و دیدن تاریخ و تجربه و چیزهای فراوانی که خداوند در اختیار ما گذاشته ما خودمان را به این وادی مقدس برسانیم که اینجا دیگر امن امن است و هیچ خطری انسان را تهدید نمی کند. عرض کردم که منطق احدی الحسنیین هم با این عقیده سازگار است یعنی اگر انسان اینجوری خدا را شناخت دلیلی ندارد که در پیشامدها و حوادث و درگیریها و مشاجرات و اقدامات و جهادها انسان نگران باشد چون چه اتفاقی می افتد. بحثی که برادر دانشمندمان آقای احمدی داشتند پیش از خطبه ها که بحث بقا نفس بود وابدی بودن حیات انسان بود انسان واقعی این جوهر انسان ما را به همین جا می رساند و ما اگر بناست همیشه باشیم زنده شدیم که بمانیم و تا ابد هستیم دیگر محاسبات لحظه ای برای ما خیلی کودکانه است یعنی فرض کنیم مرارت وسختی چند ساعت و یا چند روز انجام تکالیف را تحمل کنیم برای اینکه تا ابد در سعادت و آسایش و آرامش و رحمت و لطف خداوند و رضایت مطلق زندگی بکنیم این چه محاسبه ای می تواند انسان را از این باز بدارد یا چقدر انسان باید نادان باشد که بخاطر لحظات کوتاهی از عیش و یا رفاه خودش را برای همیشه منکوب و شقاوت پیشگی بکند. قطعا محاسبات حتی خودخواهی ها انسان را به این جا می رساند که این را انتخاب کند و یکی از دو چیز یعنی منطق مجاهدان صدر اسلام بود که با کفار مطرح می کردند در میدان جنگ به آنها می گفتند سرنوشت شما این است که یا کشته می شوید از اینجا به جهنم می روید یا ما را می کشید و بعدا خودتان در آینده می میرید و به جهنم می روید اما سرنوشت ما این است که یا شما را می کشیم و مجاهد حساب می شویم و اسلام را تقویت می کنیم و رضایت خداوند را جلب می کنیم و یا بدست شما شهید می شویم و پرواز می کنیم به بهشت و به رحمت مطلق خداوند و ما چه نگرانی داریم چرا ما در میدان مقاوم نباشیم و همین منطق عده کمی از انسانهای مجاهد می توانند یک قدرت بزرگی را بشکنند. تاریخ بشریت این است که همیشه مجاهدتها و مقاومت ها از گروه کوچک مجاهدی شروع می شود و هیمنه های ستمگران را می شکنند. تقریبا همه انبیا اینجوری بوده اند بدون استثنا حالا آنقدر که موفق شدند از تعداد کمی طرفدار مومن و متوکل علی الله شروع می کردند وبعد پیشرفت می کردند و خودشان هم در صدر متوکلین و مقاومین و مجاهدین بودند وهیچوقت از غیر خداوند هراسی به دل راه نمی دادند. قرآنی که شما می خوانید به هر پیغمبری که می رسید می بینید او و دوستان نزدیکش تکیه گاهشان توکل بر خداست . حضرت نوح که اولین پیغمبری است که خداوند داستان او را در مواجهه با کفار نقل می کند در یک جا می فرماید که ما بر خدا توکل داریم و شما بروید همه قدرتتان را و شرکائتان را خدایانتان را جمع کنید بیائید تا ببینیم کدامیک از ما پیروز خواهیم شد. حضرت یعقوب همین را می گوید حضرت موسی هم همین را می گوید حضرت ابراهیم هم همین را می گوید تا پیغمبر اکرم (ص ) که زندگیشان سرتاپا نمونه های توکل در مشکلات و مواجهه با مشکلات بود. حضرت ابراهیم یکی از مصادیق خیلی بارز متوکلین است در چند حادثه یکی از آن مساله درگیری با مشرکان و شکستن بت ها و محکومیت به سوزانده شدن در آتش بود. وقتی که ایشان را آوردند و محکوم کردند واعلام کردند که مردم جمع بشوند برای اینکه مجازات کسی که به خدایشان اهانت کرده و بت ها را شکسته ببینند و خوشحال بشوند و آن جشن بزرگ را گرفتند و جمعیت زیادی جمع شده بودند منجنیق ها را آورده بودند و حضرت ابراهیم را در منجنیق گذاشتند و بالای آن جهنم افروخته شده ای که از آتش درست کرده بودند فرستادند که حضرت ابراهیم را بسوزانند چیزهای عجیب و غریبی در روایات و در تاریخ و اینها آدم می بیند. ملائکه پیش خداوند تضرع می کردند که یک بنده موحدی را در زمین دارند اینطوری با او رفتار می کنند جبرئیل آمد و گفت کمک می خواهی یا نه گفت از تو نه از چه کسی پس گفت از خدا. چرا دعا نمی کنی حضرت ابراهیم می گوید مگر خدا نمی داند مگر خدا نمی بیند و دشمنانش با همین غرور وتکبر او را از منجنیق به طرف آتش پرتاب می کنند و فرمان خداوند به آتش می رسد که یا نار کونی بردا وسلاما علی ابراهیم و در بعضی از روایات دیدم که نمرود هم نشسته بود و آن منظره را تماشا می کرد وقتی که دید حضرت ابراهیم در باغستان پر از گلی به جای آتش نشسته است گفت اگر کسی بناست خدائی بگیرد باید مثل خدای ابراهیم را انتخاب کند. حالا او گفته یا نگفته این یک روایتی است که من عرض کردم ولی واقعیت همین است . حالا اگر ابراهیم در آتش هم می سوخت باز برای او مهم نبود چون از همان آتش به بهشت می رفت و حال اصحاب کربلا در میدان قتلگاه هم همین بود که آنچنان مردیم که عزرائیل هم آگه نشد. آنها به گونه ای بودند که لم یحسوا الم الحدید اصحاب کربلا در قتلگاه و در میدان نبرد احساس درد فولاد و آهن را نکردند. آنهمه شمشیر و سنانی که به بدنشان خورد آنها در عشق خداوند آنچنان غرق بودند که توجهی به این دردها نداشتند و شهید یک چنین انسانی است . آنهائی که انتخاب می کنند راه جهاد و شهادت را چنین حالتی دارند خب مراحل پائین تر هم مجاهده های دیگری است که انسان در زندگی دارد. داستان مومن آل فرعون برای ماها همه تاریخ واقعا یک داستان بسیار سازنده ایست .
قرآن عنایت ویژه ای به مومن آل فرعون دارد که در دستگاه فرعون بود یک انسان جدی از نزدیکان دربار فرعون مصر آن موقعی که حضرت موسی (ع ) رسالتشان را آغاز می کنند و فرعونیان تصمیم به سخت گیری نسبت به حضرت موسی دارند این مومن آل فرعون یک مشاجره بسیار گویا و سازنده ای با درباریان و شخص فرعون دارد که خوب است بخوانند حتما در قرآن خواندید و داستان حضرت مومن آل فرعون را ببینید واقعا انسان زنده می شود وقتی آن داستان را می خواند بحث های بسیار بالایی با عرفان بالا با فرعونیان می کند که شما نروید بر فشار روی موسی و کشتن او و چیزهایی که در آنجا می گوید خوب او آمد. ما را هدایت کند حرفهای حق می زند و خیلی استدلالهای بالایی دارد آخرش که به حرف او گوش نمی کنند می گوید وافوض امری الی الله قبلش می گوید وستذکرون ما اقول لکم بزودی این نصیحت هایی را که من می کنم خواهید فهمید که چقدر درست بوده و افوض امری الی الله من سرنوشت خودم را به خدا واگذار می کنم یعنی او را هم تهدید کردند ان الله بصیر بالعباد خدا می بیند ماجراها و ماها را می بیند خداوند مومن آل فرعون را از مکر و توطئه فرعونیان واز سیئات توطئه های آنان نجات داد سرنوشت مومن آل فرعون چه شد در تاریخ روشن نیست مختلف گفتند برخی گفته اند وقتی که حضرت موسی بنا شد که از مصر هجرت کند مومن آل فرعون هم به آنها ملحق شد بعضی ها گفته اند نه او به کوهی پناه برد و مفقود شد و کسی از او خبر ندارد و بعضی ها گفتند او را کشتند و شهیدش کردند.
از حضرت امام صادق (ع ) یکی می پرسد که با این وعده ای که در قرآن می بینیم که خداوند او را حفظ می کند این کشته شدن و شهید شدن او چطور است وامام صادق (ع ) می فرمایند که این سیئاتی که برای او می خواستند برنامه ای داشتند که او را بر گردانند به کفر و می خواستند دین را از او بگیرند و قصد داشتند عقائدش را متزلزل کنند خداوند او را نجات دادو شهید شد. حالا اگر شهید شده باشد واین روایات هم درست باشد پس معنای این این نیست که اگر خداوند به متوکلین وعده نجات می دهد این است که شهید نشوند یا آسیب نبینند آسیب مادی نبینند این نیست آن هدف اصلی است بسیاری از کسانی که شهید می شوند با هدف توکل به میدان می روند شخص پیامبر اکرم (ص ) از نمونه های این متوکلین است که آنهمه آسیب هم می بیند بنابر این آسیب های دنیایی و موقت یک وقت شما را به این فکر نیندازد که متوکل نیستید ممکن است انسان توکل هم داشته باشد و کارش را هم به خدا واگذار کند و تسلیم خداوند هم باشد اما آن مصیبت های محدود هم برایش پیش آید ولی نجات اصلی آن است که انسان به اهدافش برسد.
در این بحث روایات فراوانی است و من فقط یکی دو روایت را می خوانم چون بحث توکل را یک خطبه دیگر باید ادامه دهیم چون مبحث بسیار مهمی است و روایات فراوانی است که انشاالله یک آدرسی می دهیم تا بیشتر مطالعه کنید.
حضرت علی (ع ) می فرماید که الایمان له اربعه ارکان ایمان چهار رکن دارد التوکل علی الله والتفویض الامر الی الله والرضا بقضاالله والتسلیم لامرالله این چهار رکن را اگر انسان داشته باشد مومن واقعی است .
و امام صادق (ع ) می فرمایند که المفوض امره الی الله فی راحه الابد والعیش رغب کسی که سرنوشت خود را به دست خداوند بسپارد و توکل بر خدا کند در راحت ابدی و در زندگی خوب پر برکت تا ابد خواهد بود که این تائیدی است بر این حرفهایی که تا بحال از قرآن برای شما عرض کردم و باز آن نکته مهم که در آن خطبه گفتم باز تاکید می کنم خداوند قرآن و روایات که این مطالب را می گویند دستورشان این است که از اسباب و عوامل مادی نباید غافل شویم ما باید همه اسباب و عوامل را برای اهداف خود استخدام کنیم منتهی نتیجه را به خداوند واگذار کنیم با هر چه که لازم است برای هر کاری که دنیاپرستان هم به آن متوسل می شوند ما باید از این اسباب مشروع استفاده کنیم در کنار این به خداوند واگذار کنیم که نتیجه این را آنطوری که حق است عائد ما بفرماید که این می شود دنبال این باشیم این خودش یک نکته است که در خطبه سوم که باقی گذاشتم می خواهیم این مبحث را بیشتر باز کنم که یک بار بدآموزی نباشد که انسانهایی فکر کنند وقتی توکل بر خداوند کردند دیگر راحت در خانه می نشینند اینطور نیست همین آیه وقتی که نازل شد ضمن یتوکل علی الله فهوحسبه بعضی از دوستان پیامبر اشتباهی فهمیدند فردای آن روز به پیامبر(ص ) اطلاع دادند که جمعی از مومنین بر سر کارشان حاضر نشدند پیامبر می فرماید کجا رفتند می گویند در خانه هایشان هستند فرستاد آنها را به مسجد آوردند و مقابل جمعیت فرمود چرا اینطور کردید گفتند خداوند متکفل ارزاق و آینده ما شده ما دیگر چرا زحمت بکشیم پیامبر(ص ) فرمود اینطور نیست شما باید علل واسباب را فراهم کنید خداوند برکت می دهد به آن علل و اسباب توکل و تقوی چون بعد از آیه من یتق الله است این دو با هم هستند پیامبر فرمود که نه باید علل و اسباب را فراهم آورید اگر اینطور بخواهید کار کنید بر عکس می شود خداوند هم راه شما را قبول ندارد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایان خطبه اول سوره توحید را قرائت کرد.
خطبه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام علی رسول الله وعلی علی امیرالمومنین وعلی صدیقه الطاهره و علی سبطی الرحمه و علی بن الحسین و محمدبن علی و جعفر بن محمد و موسی بن جعفر وعلی بن موسی و محمد بن علی و علی بن محمد و الحسن بن علی والخلف الهادی المهدی صلواه الله علیهم اجمعین .
اوصیکم بنفسی بتقوی الله والتباع امره
امیدوارم که هیچوقت خداوند ما را از ملکه تقوی محروم نفرماید و خودمان هم در پی تقویت حالت تقوی باشیم در مناسبت های هفته اولین آن شهادت حضرت زهرا(س ) است که طبق بعضی از روایات در نود روز بعد از رحلت پیامبر بوده که خیلی ها هم به این روایت بیشتر اعتماد می کنند و حقیقتا دل انسان خون می شود وقتی که زندگی حضرت زهرا(س ) را نگاه می کند و بی مهری که حضرت زهرا(س ) با آنهمه عظمت و رافت و خدمتی که برای آن مردم داشتند ایشان دیدند تا پیامبر(ص ) زنده بود خانه زهرا(س ) که در کنار خانه پیامبر قرار داشت دائما معرض حضور انسانهای خوب رفت آمدها و فرود آمدن فرشتگان و بخصوص جبرئیل و بالاتر از همه خود پیامبر بود که واقعا مرکز صفا عشق محبت خدمت و عبادت بود با رفتن پیامبر این خانه و این محیط اطراف پیامبر بیت الاحزان شد برای حضرت زهرا(س ) در حالیکه دنیاپرستان در مسجد کنار بیت حضرت زهرا(س ) مشغول کار خود بودند زهرا افسرده وغمگین از آنچه که تغییر مسیری که پدرش تعیین کرده بود و جبرئیل از طرف خداوند آورده بود. چه تلخی ها برای امت اسلامی خواهد داشت زهرا(س ) سخت اندوهگین بود و هر چه می توانست تلاش کرد با اینکه عزادار بود و دائما اشک می ریخت و شب و روز به همراه امام حسن و حسین (ع ) به خانه های مهاجر وانصار که احتمال می داد اینها حرکتی بکنند و کاری کنند مراجعه می کرد و آنها را مورد خطاب قرار می داد حرفهای پیامبر را به یادشان می آورد و موقعیت علی (ع ) و خودش را واهل بیت را بیشتر توضیح می داد و همه را می پذیرفتند اما نتیجه برای حضرت زهرا(س ) نامطلوب بود به فکر عامه افتاد و سخنرانی قرائی در مسجد برای مردم کرد و آنان را یکپارچه ضجه کرد اما باز هم نتیجه همان بود و با آنهمه مصیبت به استقبال مرگ می رفت و خوشحال بود که پایان این زندگی وصل مجدد با معشوق همیشگی اش پیامبر خواهد بود اما جدایی از فرزندان وهمسر عزیزش او را سخت رنج می داد روزگار سختی بر خانواده علی بن ابیطالب (ع ) در این نود روز گذشت بسیار حالت بدی در فضای خانه و اطراف حاکم بود برای اولین بار در آخرین روز حیات حضرت زهرا(س ) اوضاع کمی عوض شده بود چهره غمگین حضرت زهرا(س ) شکل دیگری گرفته بود بر خلاف روزهای دیگر وقتی که برای نماز صبح بلند شدند همه دیدند که زهرا(س ) این بار خوشحال است و تبسم بر لب دارد و به کار زندگی می پردازد وبا تمیز کردن خانه و با تنظیم وسایل و لباس بچه ها خانه داری می کند همه را خوشحال کرده بود فکر کردند دوران عزاداری تمام شده وزهرا(س ) بناست به زندگی عادی توجه کند و بیت الاحزان به زندگی معمولی تبدیل می شود اما اینطور نبود فقط تعجب این بود که بر خلاف دیگران که خوشحال بودند و امیدوار چهره علی بن ابیطالب طور دیگری بود او می دانست که زهرا چرا امروز خانه را روشن می کند چند ساعتی فضای خانه فضای خوبی بود اما همه دیدند علی بن ابیطالب غمگین از خانه به مسجد رفت و حضرت زهرا(س ) به بهانه ای حسن و حسین (ع ) را از خانه بیرون فرستاد و به اسما که در آن روز پذیرایی از حضرت زهرا(س ) را عهده دار بود فرمود من لحظه ای استراحت می کنم بعد از ساعتی سری به من بزن اگر زنده بودم که هیچ ولی اگر نبودم علی (ع ) را خبر کن اسما می گوید ما که امیدوار بودیم این جمله حضرت زهرا(س ) همه کوههای عالم را بر سرمان کوباند می دانستیم او حرفی نمی زند که بی پشتوانه اطلاعات باشد کمی صبر کردیم بعد وارد حجره شدیم هر چه صدا می زنیم جوابی از زهرا نمی رسد فهمیدیم آن مصیبت بزرگ پیش آمده قبل از اینکه کسی را به مسجد بفرستیم حسنین سراسیمه از در وارد شدند و قبل از اینکه به اتاق وارد شوند از حال مادرشان سئوال کردند عزیزان من مادرتان استراحت کرده بروید پدرتان را خبرکنید اما آنها به این توصیه اعتنایی نکردند وارد حجره شدند و چنان منظره ای خلق کردند که ملائکه عالم را به گریه انداخت انالله وانا الیه راجعون .
مساله دوم مناسبت بعدی ما سالگرد شروع نماز جمعه در ایران پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی است که اولین نمازجمعه را با امر امام (ره ) به امامت آیت الله طالقانی مردم در همین جا برگزار کردند البته این سئوال مطرح است که چرا با اینقدر تاخیر بیش از حدود هفت ماه گذشت تا اولین نماز جمعه برگزار شد که این خود یک بحثی است که حالا نمی خواهم وارد آن شوم ولی به هر حال پس از هفت ماه اولین نماز جمعه در تهران اقامه شد و تدبیر امام وانتخاب آیت الله طالقانی به امامت جمعه یکی از نشانه های حسن مدیریت امام (ره ) و هوشیاری و آگاهی ایشان است آیت الله طالقانی آنچنان وضعی در جامعه داشتند که به نماز جمعه هم وزن دادند البته نمازجمعه هم به ایشان وزن داد و ایشان هم نماز جمعه را تقویت کردند و حقا آن چند خطبه ای که ایراد کردند یکی از سرمایه های تاریخ نمازجمعه بعد از انقلاب است باید از ایشان شاکر بوده و قدردانی کنیم و قبل از ایشان از امام راحل .
همه می دانیم که نماز جمعه یکی از موضوعاتی است که با تدبیر الهی در امت اسلامی تعبیه شده به عنوان یکی از ارکان مهم حفاظتی معنوی و مادی اسلام نماز جمعه خیلی اهمیت دارد قطعا شماها می دانید که پیامبر تا مکه بودند نمی توانستند نمازجمعه اقامه کنند چون آنجا اجازه اجتماع داده نمی شد و ایشان تحت فشار و محاصره بودند. وقتی که هجرت کردند به مدینه رسیدند و در محله قبا فرود آمدند و منتظر شدند تا آنهایی که باید از مکه بیایند مخصوصا حضرت فاطمه (س ) و حضرت علی (ع ) و بعضی از همراهان آنها رسیدند بعد حرکت کردند به طرف مدینه فاصله کمی است بین قبا و مدینه . آن روز که حرکت کردند جمعه بود ظهر رسیدند به یک نقطه ای که در آنجا موقع نماز بود. اولین نماز جمعه را در اولین جمعه ای که ایشان وارد مدینه می شوند برقرار می کنند و این نشان اهمیت نماز و جمعه است . دلیل بزرگی است . و دو خطبه ای که پیغمبر در آن اولین نماز جمعه خوانده اند تقریبا راهنمای خطبه های بعدی در تاریخ نماز جمعه است . حق این است که یکبار این دو خطبه را در نماز جمعه های خودمان مفصل و مبسوط مطرح کنیم و روی آنها یک مقداری بحث کنیم شاید هم در آینده اینکار را کردیم . به هر حال خطبه های مهمی است با اینکه جمعیت کمی بود که در همان مسیر بودند جمع شدند و حضرت نماز را خواندند و خطبه ها را خواندند من فقط به خاطر اهمیتی که اینقدر پیغمبر به نماز دادند عرض می کنم در تاریخ انقلاب ما هم من حالا بی مهری به نماز جمعه ای که همیشه در تاریخ اسلام یک جوری وابسته بود به حکومت های طاغوتی و مشکل آفرین بود اینرا نمی خواهم الان وارد بشوم . فعلا زمان خودمان را می گویم . بعد از انقلاب اسلامی تریبونهای نماز جمعه الحق یکی از مراکز مهم تداوم انقلاب بوده در همین دانشگاه تهران قبل از اینکه نماز جمعه شروع بشود. فضای دانشگاه در قلمرو ضد انقلاب بود همه گروهکها اینجا برای خودشان اطاق جنگ داشتند اسلحه داشتند دائما حرکت علیه انقلاب می شد یک کارهایی علیه انقلاب در اینجا انجام می شد به محض اینکه نماز جمعه شروع شد و این جمعیت انبوه خیابانها و دانشگاه را پر کرد و دو سه هفته که تکرار شد و ضدانقلاب دید اینجا میعادگاه نیروهای مسلمان انقلابی شده خود بخود دانشگاه تخلیه شد و به مرکز دفاع از اسلام و انقلاب تبدیل شد و تا امروز هم ادامه دارد و در بسیاری از شهرستانها هم همین است با کم و زیاد و تفاوتی که وجود دارد.
به هر حال این تعبیه خداوند است یعنی تدبیر اجتماعی خداوند در عبادات ما این است که روزانه چند بار مردم را به مسجد دعوت می کند جمعه که می شود به عقیده ما شیعیان در محوطه دو فرسخی هر منطقه شعاع دو فرسخی مرکز نماز جمعه همه باید به این نماز بیایند و نماز جمعه دیگری جایز نیست .
گرچه در روزهای عادی مساجد کنار هم هستند در صفوف نماز جماعت مردم شرکت می کنند ولی نماز جمعه اینطور نیست اجتماع عمومی است و بالاتر از این هم حج را قرار داده البته آن سالیانه و جهانی است .
اما این شهری و منطقه ای است . خداوند از برکت حضور انسانهای مسلمان و معتقد و عبادت گذار به عنوان کانون قدرت و روشنگری و اطلاع رسانی تصمیمات و تحلیل های مهم و کانون عبادت و خودسازی و بسوی خدا رفتن بهره گیری کرده است . اگر ما روح نماز جمعه را همانجوری که در خطبه های اول پیغمبر اکرم (ص ) می خوانیم حفظ بکنیم همیشه به عنوان سنگر شکست ناپذیر خط دفاعی اسلام می تواند در کل جهان عمل بکند و انشاالله امت اسلامی این اهمیت را توجه بکنند و همیشه سعی بکنند نماز جمعه ها در هر جا برگزار می شود پر رونق و با حضور انبوه مردم برگزار بشود.
مساله دیگری که در مناسبت های این هفته است این روزها پنجاه و هفتمین سال بمباران اتمی ژاپن است که آمریکایی ها انجام دادند دو شهر هیروشیما و ناکازاکی را به فاصله سه روز بمباران کردند یعنی بمب اتمی انداختند و اولین بمب و آخرین بمبی که بکار رفت در جنگ همان دو بمب بود من هر دو شهر را رفتم و از نزدیک دیدم هیروشیما را قبل از انقلاب در سفر به ژاپن دیدم و ناکازاکی را بعد از انقلاب در سفری به ژاپن رفتم دیدم و با بازماندگان این فاجعه بشری صحبت کردم . چیزهای زیادی در ذهنم هست که حالا آنها را نمی خواهم بگویم . آنجا که رفتیم در هر دو جا فیلمی هم گذاشتند و منظره های انفجار بمب و حوادثی که در کنارش بود را نشان دادند که انسان را خیلی متاثر می کند و به فکر می برد. صدها هزار نفر در این دو حمله اتمی یا کشته شدند یا معلول شدند تا آخر عمرشان و یا بعدا در اثر تشعشعات مریض شدند و یا ارث بردند مرضی که آن افراد گرفته بودند در نسل های بعدی چون این به نسل بعدی سرایت می کند. آمریکایی ها خیلی جنایت بزرگی کردند و بعد از آن هم آمریکایی ها که این جنایت را موفق دیدند در شکست دشمن خودشان و ژاپن را تسخیر کردند و تاکنون هم هنوز بر ژاپن حکم می رانند و می بینید هرچه می خواهند به ژاپنی ها دیکته می کنند از جمله اخیرا در مساله قرارداد نفتی ما با ژاپن در طرح آزادگان و قبلا هم در پتروشیمی ایران و ژاپن دیدید اوایل انقلاب اتفاق افتاد خیلی ها به آمریکا نصیحت کردند که سعی کند این مساله را به گونه ای عمل کند که در تاریخ تکرار نشود اما آمریکایی ها بسرعت توسعه دادند صنایع اتمی را و فکر می کردند منحصرا دست آنها می ماند. اینجوری نشد بتدریج رقبای دیگر پیدا شدند الان تعداد نسبتا زیادی از کشورهای پیشرفته زرادخانه اتمی دارند که قدرت بزرگی در منازعات است . حتی آمریکایی ها برای اینکه به خلق اسرائیل به عنوان یک کشور کاملا نامشروع که بر ویرانه های فلسطین ساخته شده اهمیت می دادند و با آوارگی میلیونها فلسطینی این دولت را تشکیل داده اند اجازه دادند و کمک کردند که اسرائیل هم زرادخانه اتمی درست بکند. حالا می بینید که چه بلوایی در دنیا راه انداختند که دیگران از دیگران هم حالا بیشتر جاهایی که آنها نمی خواهند حتی از منافع غیرنظامی اتم استفاده نکنند. واقعا این شیوه رفتار مسخره است که خودشان اولا آن جنایت را کردند بعدا آنجا که می خواستند این سلاح اتمی را داده اند و امروز هم همینطور حفظ کردند. و بزرگترین زرادخانه ها را دارند و اگر روزی اینها بکار گرفته بشود همه دنیا را می توانند با سلاح های موجود نابود بکنند در این شرایط یک کشوری مثل ایران که سابقه تمدنش بارها بیش از امثال آمریکاست وقتی که می خواهد از منافع غیرنظامی اتم هم استفاده بکند و می بینید که این شانتاژ تبلیغاتی را در دنیا راه می اندازند. در کنار ما پاکستان و هند دارند روسیه دارد اسرائیل دارد ولی ما بخاطر منابع دینی و اخلاقی خودمان و تعهدی که قرآن برای ما درست کرده نمی توانیم دنبال یک چنین سلاحی باشیم که اینگونه با بشریت رفتار می کند و نخواهیم بود. با اینکه می دانند ما اینجوری هستیم و دیدند که در جنگ عراق که آنطور علیه ما سلاح شیمیایی بکار رفت و خودشان می دانند که ایران می توانست از سلاح شیمیایی استفاده کند و ما نکردیم ولی می بینید که تبلیغات عجیب و غریبی علیه ما راه انداختند و این دوگانگی و چندگانگی و دورویی و سیاست های یک بام و چندهواست که اعتماد مردم را به سیاست های آمریکایی ها خیلی ضعیف کرده است (شعار مرگ بر آمریکا توسط نمازگزاران ) و همین جا یک مناسبت کوچک دیگری که مربوط به خودمان است عرض بکنم . مساله روز اهدای خون است که نقطه مقابل آن خونریزی اتمی است دادن خون است که ملت ما همیشه در این مدتی که بانک خون در ایران تاسیس شده از خودش ایثار نشان داده و همیشه موقعی که کشورشان احتیاج به خون افراد داشته مردم در صفوف اهدای خون جمع شدند و خون هدیه کردند. ما در جنگ بخصوص اوج این ایثار را می بینیم . گاهی در عملیاتهای بزرگ که احتیاج به خون زیاد داشتیم به محض اینکه اعلام می شد در ظرف چند ساعت نیازهای جبهه و مریض ها و مجروحان تامین می شد که واقعا ملت ایران را باید ستایش کرد و من امیدوارم الان هم همیشه گوش به اظهارات وزارت بهداشت و درمان باشیم تا هر وقت نیاز به خون باشد. چون خون گرفتن و خون دادن برای سلامتی خود انسانها هم مفید است و آنها اگر بدانند کسی آسیب می بیند از خون دادن خون نمی گیرند. خون را از کسانی می گیرند که برای خودشان هم مفید باشد که انشاالله همیشه از این جهت جامعه ما گرفتار و محتاج و وابسته به جاهای دیگر نباشد(شعار هاشمی هاشمی خدانگهدار تو از سوی نمازگزاران )
خداوند نگهدار شما مردم خوب باشد. اجازه بدهید یکی دو مناسبت مهم دیگر داریم عرض بکنیم . یک مساله دیگری که این روزها دنیا دچار آن هست سیاست بسیار بدی است که آمریکایی ها در این دو سه سال اخیر پیش گرفتند بر اساس همان بحث قبلی مان که احساس می کنند با سلاح شان و با ثروت و صنعت شان این حق را دارند که بر دنیا حکومت بکنند. کدخدای خود خوانده دهکده جهانی باشند و لذا برای سلطه بر جهان سیاست بسیار بدی را که تحت عنوان جهانی سازی و تک قطبی جهان هست انتخاب کرده اند بعلاوه مشکلات داخلی که اخیرا گریبانگیر آمریکا شده از لحاظ اقتصادی و امنیتی و چیزهای دیگر آنها را به گونه ای پیش برده که الان آنها فکر می کنند با سیاست امنیتی که در پیش گرفته اند و ایجاد هیجان و وحشت و ترس در آمریکا و در دنیا بتوانند از قدرتشان به نفع اهدافشان استفاده کنند و باز دوران استعمار را تکرار کنند و با اخاذی از ملت ها مشکلات اقتصادی خودشان را حل بکنند. این روح سیاست فعلی است که بر کاخ سفید حاکم است و می بینید هر روز در آمریکا یک خبری را پخش می کنند که مردم را مضطرب بکنند و آماده کنند که سیاست های ماجراجویانه کاخ سفید را آنها تایید بکنند وقتی که می گویند ممکن است مثلا آبهای آمریکا مسموم بشود وقتی که می گویند ممکن است یک پودر سفیدی پخش بشود و مردم را دچار مشکلات کند وقتی که می گویند باز ممکن است که با هواپیما بزنند و مثلا یک نیروگاه هسته ای را منفجر بکنند و اشعه اورانیوم را پخش بکنند امثال اینها خب مردم مضطرب می شوند و آماده می شوند برای یک چنین حالاتی و دائما دارند این سیاست را پیگیری می کنند و در دنیا هم اینجوری است . یعنی مطرح می کنند که سلاح کشتار جمعی مثلا ایران دنبال سلاح کشتار جمعی است ـ خب جامعه را مضطرب می کنند. حالا بعدا رسوا می شوند اما می خواهند کار خودشان را بکنند. در عراق هم همینکار را کردند و حالا هم گیر افتاده اند. همه ریخته اند سر آقای بوش و می گویند آن دروغی که گفتی حالا بیا اثبات بکن . یا آقای بلر سیاست تحریک احساسات و سیاست مضطرب کردن جامعه برای بهره گیری از جامعه مضطرب در جهت اهداف استعماری الان تابلو حرکت آمریکاست و ضرر هم می کند چون این سیاست ها نمی تواند خیلی طولانی باشد و آثار طولانی و بلند مدت این بعدا به خود آمریکا برمی گردد. که حالا من می خواهم نمونه هایش را عرض بکنم که این سیاست همین حالا آثار شکستش پیدا شده هم در داخل آمریکا و هم در خارج آمریکا در زمان دولت قبل از آقای بوش آقای کلینتون در منطقه ما سیاست مهار دوگانه داشت و فکر می کرد ایران و عراق را با هم مهار بکند. اما آقای بوش یک قدم جلو گذاشت و کارهایی که در آن سیاست ها نبود دارد دنبال می کند. ببینیم چقدر تا بحال موفق شده اند.
به نظر می رسد که آثار شکست این سیاست هم در عراق هم در افغانستان هم در ایران و هم در فلسطین و به تبع اینها هم در خود آمریکا و هم در انگلستان دارد ظهور می کند البته ممکن است تحقق این تحلیل احتیاج به زمان داشته باشد ولی آثار منفی آن الان خوب خودش را نشان می دهد. در افغانستان خب اینها توفیق اولیه شان این بود که یک حکومت خشنی مثل طالبان را از بین بردند البته آنها یک حکومت مطلق نبودند بخشی از افغانستان را داشتند و شعارشان هم ایجاد امنیت و جلوگیری از مواد مخدر و مبارزه با تروریزم بود. حالا ببینیم چقدر موفق شده اند.همین دیشب آقای کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل متحد در یک گزارش و اخطاری اعلام کرد که امنیت در افغانستان به مرحله بدی دارد تنزل می کند و آینده افغانستان اگر اینجور پیش برود بسیار خطرناک است . حالا ببینید بعد از نزدیک به دو سال که نیروهای خارجی در افغانستان برای امنیت به اسم امنیت حضور دارند این نتیجه ای است که آقای عنان با احتیاط دارد اعلان می کند و باز دیروز کمیته پارلمان انگلیس گزارش رسمی خودش را صادر کرد و گفت که جنگ افغانستان و عراق نتوانست برای ما مبارزه با تروریزم را به نتیجه برساند و حالا خطر تروریزم و بخصوص القاعده از گذشته کمتر نشده است .
این یک گزارش رسمی است . در عراق هم همین اتفاق افتاد حکومت بعثی ها ساقط شد ارتش بعثی منحل شد خب تا اینجا هم منطقه اینرا قبول داشت و هم شاید مردم عراق اکثرا اینرا می خواستند منتهی نه بدست آمریکا می خواستند راه بهتری پیدا بشود که اتفاق بیفتد همانطور که در مورد طالبان هم بود. منتهی اینجا از لحاظ نتیجه کسی حرفی ندارد شاید هم راضی باشند گر چه عمل آمریکا به هر حال خلاف و تجاوز است و باید یک روزی جواب بدهد و خواهد داد چون تاریخ او را معاف نمی کند و آیندگان دنبال خواهند کرد. اما از آن به بعد که شما می بینید چه اتفاقی در عراق افتاده است الان بیش از سه ماه است که آمریکایی ها به قول خودشان حدود 150 هزار سرباز آنجا دارند و صدها کشتی و هواپیما و چیزهای دیگر اینها را پشتیبانی می کنند در اطراف بغداد و اطراف عراق و چندین کشور دیگر هم آنجا نیرو دارند که دیروز در بصره اعلام شد و فرمانده انگلیسی گفت . اینها چه کردند چقدر به وعده هایشان عمل کردند. همین امروز روزنامه « بوستون کلاب » که یک روزنامه معتبر آمریکایی ست یک گزارشی پخش کرده از گزارش های مامورین اطلاعاتی آمریکا و برنامه تحقیقاتی که در پیش دارند همه چیز را نشان می دهد که چقدر ناموفق بوده اند الان تعبیر اینکه کابوس ویتنام دوباره در آمریکا احیا شده و مردم همان وحشت های جنگ ویتنام را بخاطر دارند خبر جوانها که خیلی آن حرفها یادشان نیست . در عراق تقریبا بالاتفاق مسئولان آمریکایی می گویند که آمریکایی هایی که در عراق هستند نه در مقرشان نه در خیابانها و نه در حال حرکت و سکون هیچ امنیتی خودشان ندارند. خب وقتی که آنها آمدند امنیت درست کنند خودشان امنیت ندارند بعد نگران هستند از این حالت اضطرابی که بر اینها حاکم شده که هر لحظه ممکن است به مردم تجاوز بکنند از ترس خودشان .
یک جوکی الان در مورد آمریکائیها مطرح است و آن اینکه قبل از سوال شلیک می کنند و قبل از اینکه بپرسند شما کی هستنید اول گلوله را می زنند و بعد سوال می کنند اینقدر می ترسند. مقدار موفقیت شان در عراق را شما می بینید که بر مردم عراق چه می گذرد مردمی که آب برق نان دارو و امنیتشان پا در هواست و آینده و رای شان خوب اینجوری پیداست که چه مخمصه ای در منطقه درست کرده اند صریحا الان آمریکائیها می گویند از کشورهای دیگر مثل اردن سوریه عربستان ترکیه نیروهای مجاهد عربی می آیند به عراق برای جنگ با آمریکائیها اینها جزو حرفهای خودشان است و می گویند آمریکا شده هدف و شده کیسه بوکس برای تمرین دیگران . سراغ فلسطین می رویم همراه اینها طرح نقشه راه را مطرح کردند برای اینکه مساله فلسطین را هم آنطوریکه می خواهند ختم کنند و می بینید در قدمهای اولیه به گل نشسته و نقشه راه به بیراهه می رود و اتفاقا با کارشکنی خود اسرائیلی ها عجیب است که ما می بینیم گروههای مجاهد که طبعا آرام گرفتن آنها سخت تر از اینکه یک دولت با برنامه عمل کند آنها آرام گرفتند و سه ماه مهلت دادند اما اسرائیل کاملا مخالفت می کند بنا بود زندانیان را آزاد کند نکرد بنابود دیوار امنیتی را که می سازد متوقف کند رسما اعلام کرد با اینکه بوش صریحا روزهای اخیر ادامه ساخت دیوار امنیتی را محکوم کرد. شارون اعلام کرد که ما ساخت این دیوار را ادامه می دهیم دیواری است که در حدود 300 کیلومتر در حال ساخت است که عمدتا هم در اراضی فلسطینی ها با 6 متر ارتفاع و چه مقدار امکانات و اراضی و مستحدثات فلسطینیان رامی برند پشت دیوار و بطرف اسرائیل و چه خساراتی به کشاورزان و دامداران آنجا وارد کردند در مقابل سیاست اربابش گفته ما می سازیم . بنا بود شهرکهای یهودی نشین را تخلیه کنند . تخلیه که نمی کنند هیچ همین پریروز باز مناقصه اعلام کردند برای ساخت گروه دیگری از خانه ها در آن منطقه و اینهایی است که خود آمریکا با آن مخالف است به آوارگان هم اصلا توجهی نشد و بدتر از آن اینکه در سفر شارون به آمریکا بوش یک هدیه ای به او داد نقشه ای از اسرائیل بزرگ که بر اساس محتویات تورات محرف ترسیم شده آنرا به عنوان هدیه داد که آن من النیل الی الفرات اینها نقشه راهشان است که اینجور به گل نشسته است .و در مورد ایران خواب خوشی که برای کاخ سفید دیده بودند خیلی بد تعبیر شد آنها فکر می کردند که طرفدارانی در ایران دارند که وقتی از آنها بخواهند و دعوتشان کنند که به خیابانها بیایند و کاری برای آنها بکنند اینها همه چیز را کن فیکون می کنند اینهمه نیرو گذاشتند شخص بوش و کنگره همه اشان حرف زدند و دعوت کردند رسانه هایشان گفتند و شما دیدید که چه آدمهایی و در چه جاهایی پیدا شدند و حسابی یک خاک مرگی بر سر امیدهای کاخ سفید ریختند. آشوبهایی که خواست آمریکا در چند شهر ایران یک مشت اوباش به راه انداختند نشان داد که برعکس آنچه آنها فکر می کردند که این نظام اسلامی چقدر محکم و قدرتمند است و در جامعه طرفدار دارد و نشان داد که آمریکائیها حرفشان در داخل ایران چقدر برد دارد شما اگر به اخبار آنروزها مراجعه کنید می بینید که حرص و جوشی که در آشوبهای ایران بوش بلر و شارون خوردند چقدر بود در حالیکه ضدانقلاب ایران اینقدر حرص و جوش نخورد چقدر داد و بیداد کردند واینهمه خسران دیدند و اتفاقا بعدش هم خیلی زود عامیانه برگشتند و لحن شان را عوض کردند و اخیرا بوش صریحا گفته که ما فکر می کنیم با ایران بطور مسالمت آمیز می توانیم مسائلمان را حل کنیم خوب بله وقتی دید که این چیزها جواب نداد حالا از این نوع حرفها می زند به هر حال مانه به این مسالمت آمیز و نه بر آن آشوب طلبی اهمیتی می دهیم بلکه راه خودمان را می رویم و ما گفتیم و بازهم می گوئیم و بارها هم خواهیم گفت ایران همان سیاست تنش زدایی که از سالها پیش عنوان شده را ادامه می دهد ماجراجو نیست و سو استفاده نمی کند اهل رفتن دنبال سلاحهای کشتار جمعی نیست اما باج هم به کسی نمی دهد و برای مبارزه با استکبار و استعمار هم تا پای جان آماده است .
آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در پایان خطبه دوم نماز جمعه این هفته تهران به قرائت سوره نصر پرداخت