خطبه ها
  • صفحه اصلی
  • خطبه ها
  • سقوط هواپیمای آلمانی در کرمانشاه

سقوط هواپیمای آلمانی در کرمانشاه

  • دانشگاه تهران
  • جمعه ۳ خرداد ۱۳۷۰

    خطبه اوّل  بسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَلْحَمْدُلِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ، وَالصَّلوةُ وَالسَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ وَالِهِ الْأَ ئِمَّةِ الْمَعْصوُمینَ. أَعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ، "اِنَّا فَتَحْنالَکَ فَتْحَاً مُّبینَاً" عِبادَاللَّه اُوْصیکُمْ بتَقْوَیَ اللَّه وَ اَتَّباعِ اَمْرَهِ وَ نَهْیِ".   امروز بخاطر تراکم مطالب روز، ناچار باید دو خطبه را، به مسایل روز اختصاص بدهیم. و از پیگیری بحث مسلسل اسلام روش و برنامه زندگی باز بمانیم. ما روز فتح خرمشهر را داریم که حداقل یک خطبه را باید به آن اختصاص بدهیم و هم مسایل منطقه، که مسایل بسیار مهمّی است و اطلاع امّت عزیزمان از آن ضرورت دارد. که آنها هم احتیاج به یک خطبه دارند. کشور ما امروز به یاد روز بزرگ و تاریخی فتح خرمشهر اظهار شادمانی می‏کند. و امروز باید بار دیگر با حضور نیروهای مسلّح ما در خیابانها و در مراسم نماز جمعه در سراسر کشور، آن برگ ارزشمند تاریخی از کتاب انقلابمان مطالعه شود. و یاد آن روزهای پرشکوه در این مقطع زنده شود. بد نیست که توجّه کوتاهی به  مسأله خرّمشهر و مسأله جنگ بشود. و مرور کوتاهی بر روی جنگ و مسایل عجیب و غریب آن داشته باشیم. جنگ تحمیلی هشت ساله از قطعات نادر و کم‏نظیر و شاید با همه جهاتش بی‏نظیر در تاریخ دنیا است. و در منطقه و کشور ما یک قطعه کاملاً فوق العاده است.

 هنوز تاریخ دنیا آن شهامت و مردانگی و انصاف و مروّت را ندارد که حقایق این جنگ را ترسیم کند و در اختیار بشریّت بگذارد. هنوز اسناد گرانبهایی که در قرارگاههای جنگ دو طرف و در مراکز سیاسی و بین‏المللی دنیا، آنجا که جبهه مخالف ما را پشتیبانی می‏کردند و آنجا که برای تضعیف ما برنامه‏ریزی می‏کردند؛ آن اسناد سرّی است و در دست کسی نیست. و هنوز هم بخاطر اینکه دشمنان انقلاب اسلامی دست از خصومت خود برنداشته‏اند و از حرکت انقلاب اسلامی نگران هستند چیزی از اسرار جنگ را که به نفع ما است برملاء نمی‏کنند[t1]

 بنابراین تاریخ جنگ فعلاً به آن چیزی که ما از حقایق می‏گوئیم محدود است و البتّه آن چیزهایی که قابل ذکر است. همان مقدار به اندازه‏ای هست که حقیقت را آشکار کند و دنیا را وادار به اعتراف به قدرت و حقانیّت و صلابت ما، و ناحقّی دشمن ما و حامیانش وادار کند. خوشبختانه طیّ چند ماه اخیر ما برگ‏های ارزشمندی از تاریخ را از همین مجرا ثبت کردیم. واقعاً عجیب بود، در موقعی که همه محاسبات می‏گفت که ایران آمادگی دفاع ندارد و ارتش تعادل خودش را از دست داده و مسؤولان گرفتار مسایل روزمره انقلاب هستند، این حمله با همه امکانات آغاز شد و برق‏آسا در بعضی نقاط پیش رفت. اینجا خود خرمشهر در همین وهله اوّل یک استثنائی است. و استثنایش این است که این شهر مظلوم، و هدف اوّل دشمن، که امکانات و نیروی زیادی برای تصرف آن به خدمت گرفته بودند. بیش از 20 روز قهرمانانه مقاومت  کرد. نیروهای مردمی و نظامی ما واقعاً با چنگ و دندان جهاد و مقاومت کردند تا جلوی حرکت سریع دشمن را بگیرند و این خیلی در تاریخ جنگ مؤثر شد. ممکن است فکر بعضی‏ها این باشد که این 20 روز چه اثری داشت؟! جز اینکه تعدادی شهید دادیم. بالاخره که آمدند و گرفتند. این ممکن است گفته شود. ولی حرف غلطی است. همین چند روز باعث شد جبهه مقاومت در جزیره آبادان تحکیم شد و دشمن نتوانست از کارون عبور کند و وارد جزیره آبادان بشود. علّت اینکه نیروهای ما توانستند تا آخر در این طرف آب در جزیره آبادان بمانند؛ و دشمن را زمین‏گیر کردند، به دلیل همان مقاومت‏های چند روز خرّمشهر بود، که فرصتی داد تا نیروها خودشان را برسانند و توجیه بشوند و راه مقاومت را انتخاب کنند و همین کار را هم کردند. مقایسه فتح خرمشهر و اشغالش چیز بسیار گویائی است. که این موضوع را در اواخر صحبتم عرض می‏کنم، که روز فتح خرمشهر می‏باشد. اصولاً محاسبه صدّام و حامیان او غلط از آب در آمد و اینکه فکر می‏کردند ارتش تعادلش را از دست داده اشتباه بود. چون آنها می‏دیدند تعداد قابل توجهی از نفرات و امرای ارتش حذف شدند، فکر می‏کردند لشگر بی‏سردار و ارتش بی‏صاحب است. و چون می‏دیدند کارشناسان آمریکائی و مستشارارن نظامی آمریکا و خارجی از کشور رفته‏اند این طور استنباط می‏کردند که شیرازه مدیریّت نظامی و تسلیحاتی ما از هم پاشیده است و نمی‏توانیم جنگ را تدارک بکنیم. محاسبات بطور معمولی درست است. اما نکته‏ای که اینها نخوانده بودند این بود که بدنه ارتش چیز دیگری بود که آنها تصوّر می‏کردند. اینها خیال می‏کردند ارتشی که سالهای سال تحت مدیریّت و تعلیم نیروهای آمریکائی بوده، بدنه‏اش هم بدنه‏ای وابسته است. این اشتباه آنها را وادار کرد تا دست به این ریسک بزنند و این ریسک را بپذیرند و وارد ایران بشوند. خیلی زود معلوم شد که اشتباه کرده‏اند. چون علی رغم اینکه ارتش در بخشی از خطوط، بخاطر غافلگیری عقب نشینی کرده بود، فوری تعادل خودش را بدست آورد و مقاومت خود را شروع کرد. چون بدنه ارتش اسلامی و انقلابی بود. و نیروهای مانده در ارتش کسانی بودند که تا آخر جنگ صلابت خودشان را حفظ کردند که یا شهید شدند و یا تا امروز این ارتش را بعد از 8 سال جنگ سالم و نیرومندتر از اوّل جنگ برای ملّت حفظ کردند. دیدیم که، نیروی زمینی به هرحال خطوطش را در جایی تثبیت کرد و جلوی پیشرفت دشمن را گرفت آن وقت که برای دشمن قطعی بود که جاده دزفول و اهواز را قطع می‏کند و به آسانی از کارون عبور کرده. و برایش قطعی بود که خوزستان را تصرف خواهد کرد. در صحراهای خوزستان دشمن را متوقف کردند و رفتند زیر زمین و تانکهایش را زیر خاک بردند. نیروی هوائی وارد میدان شد و در مقطع حساس اول جنگ آن چنان بر پشت جبهه عراق ضربه وارد کرد که تا آخر جنگ عراقیها نتوانستند خرابیهای اوّل جنگ را ترمیم کنند، چون آن موقعی بود که دفاع هوائی خوبی نداشتند و با روزی بیش از یکصد سورتی پرواز، نقاط حساسشان بمباران می‏شد. و گاهی هم از طریق هوا جنگ زمینی را بعهده می‏گرفتند. نیروی دریائی ما موفّق شد در یک عملیّات برق آسا تقریباً نیروی دریائی عراق را منهدّم کند که آن روز، روز نیروی دریائی ما در تاریخ ثبت شد، که دیگر شمال خلیج فارس با آن عملیّات از سیطره عراق خارج شد. بعد رفته رفته نیروهای مردمی تعلیم دیدند و وارد میدان شدند و نیروهای متشکل سپاه و بسیج شکل گرفتند و تهاجم از سوی ما آغاز شد. که این بعد از مرحله تثبیت خطوط و تعقیب دشمن بود. و برق آسا پشت سرهم عملیات می‏شد. دشمن هنوز خودش را از ضربه عملیات قبلی پیدا نکرده بود. دوباره ضربه وارد می‏شد و مرحله سوّم بود که ما به خرمشهر رسیدیم.  و مثل امروز بود. و عجیب این است که موقعی که نیروهای ما خرمشهر را گرفته بودند و سربازان ما در آب اروند آن طرف خرمشهر شنا می‏کردند و یا وضو می‏گرفتند. هنوز رادیو آمریکا و انگلیس می‏گفتند، نیروهای عراقی در حال عقب راندن ایرانیها هستند. موقعی که ما حدود 19 هزار اسیر عراقی را به ستون یک در جاده‏ها حرکت می‏دادیم  و فیلم آنها را گرفته بودیم و نمایش می‏دادیم آنها باز هم می‏گفتند عراقیها دارند ایران را به عقب می‏رانند. این قدر برای حفظ روحیّه آنها و شکستن روحیّه ما از عراقیها حمایت می‏کردند و تا لحظه آخر دروغ می‏گفتند. خوابی که رژیم عراق و حامیانش دیده بودند. با شکستی که نیروهای عراقی در خرمشهر تحمل کردند، از مغزشان پرید. و اصلاً جریان عوض شد. تا آن روز صحبت از معمّره و عبّادان بود  و اسم گذاشتن روی خوزستان بعنوان عربستان و اسم گذاشتن روی دشت آزادگان و بستان و سوسنگرد و حتّی روستاهای ما. ولی اوضاع تغییر کرد. رفتند داخل خاک خودشان و نیروهای متخصص خارجی و مستشاران نظامی را دعوت کردند تا برایشان طرح دفاعی بنویسند. که آن خطوط مثلثی شکل و دریاچه‏ها در غرب خرمشهر و همه مسایل از این جا شروع می‏شود. در لاک دفاعی فرو رفتند و دیگر از آن ادعاها گذشتند گرچه در قلبشان هنوز این دعاها هست، چون همین اواخر که از کویت بیرون آمدند گفتند: ما از کویت مثل معمره بیرون آمدیم و روزی دوباره برمی‏گردیم. اما حرفشان را همان موقع پس گرفتند و شعار صلح دادند. فرار کردند ولی گفتند ما عقب نشینی کردیم. اگر فرار نمی‏کردند دو لشکرشان در حمیدیه و غرب اهواز اسیر می‏شدند. کافی بود چند روز از خرمشهر فراغت پیدا کنیم و کمی به سمت حمیدیه منحرف بشویم و راهشان را ببندیم و اینها اسیر بشوند، ولی اینها زود فرار کردند و رفتند. این کار عظیمی بود، دشمنان  ما همان روز اعتراف کردند. این بررسی رادیو بیگانه را که امروز صبح از رادیو خودمان گوش می‏دادم یکی از اعترافاتی که آن موقع نقل شد، این بود، که یکی از تحلیل گران نظامی گفت: صدّام حالا دیگر شکست خورده است، چون قبلاً گفته بود که کسی که پیش می‏رود فاتح است و کسی که عقب می‏رود شکست خورده است. حالا دیگر ماجرای بقیه جنگ را برای وقت و فرصت دیگری می‏گذاریم. تا اینجا توقف می‏کنیم و از آن عزیزانی که در آن روز با فتح خرمشهر این ارمغان بزرگ را برای ملت ما آوردند و آن روز دشمنان را مأیوس کردند و برنامه و خواب آنها را شکستند - اگر چه هنوز هم رجز می‏خوانند، - تشکر می‏کنیم. اینها حقّ عظیمی بر تاریخ ما دارند، فرماندهان و سربازانشان و افرادشان حقّ بزرگی بر گردن ما و تاریخ ما دارند و افتخار بزرگی بدست آوردند. ولی دنیا در مورد این روز حرفی نزده است  و ما خودمان مقداری گفتیم. باید به این مناسبت امروز ملّت ما یکبار دیگر برای بیش از هزارمین بار صمیمانه از نیروهای مسلّح، از سپاه، ارتش و بسیج و از کمک‏های مختلفی که جهاد و دیگران در این جنگ کردند، و مردمی که به هر صورت وارد این دفاع مقدس شدند، تشکر کند و ما آنها را گرامی بداریم و قدرشناسی خودمان را ابراز کنیم. به هر حال این نیروی مسلّحی است، که خوب دفاع کرد و خوب حمله کرد و موقعی که مصلحت رهبری و فرماندهی کل قوا این شد که قطعنامه را بپذیرد، خوب پذیرفت و خوب صلح کرد و پس از آتش بس و صلح آمادگی خود را حفظ کردند تا حقوقش را گرفت. و ما سرفرازیم که امروز نیروهای مسلح ما نیرومندتر از زمان شروع جنگ و آن موقعی که پیش از انقلاب از همه اطراف جهان کمک می‏گرفت، قویتر از آن روز، از لحاظ تجربه و ابزار جنگ و از لحاظ افراد تعلیم دیده و تجربه دیده. روی پای خود ایستاده‏اند و آماده دفاع از کشور می‏باشند. ما در پیشگاه خداوند و ملّتمان و تاریخ ایران سرافرازیم و ان‏شاءاللَّه این مردم و این نیروهای مسلّح، این کشور امام زمان (عج) را برای همیشه سرفراز و قوی نگاه خواهند داشت. اما بحث بعدی ما که باید در مورد آن چند کلمه‏ای با شما صحبت کنم مرحله فعلی بعد از جنگ و دوران بازسازی است. که در اینجا بخاطر اینکه عواطف امروز حاضر است و آمادگی دارد که روی این مسأله فکر کند من یک بحث اساسی مطرح می‏کنم. آیا با تمام شدن جنگ و به زمین گذاشتن اسلحه‏ها و خاموش شدن تفنگ‏ها مشکلات انقلاب تمام شده است؟ و ما امروز با دست بازتر و امکانات بیشتر در حال طیّ دوره سازندگی هستیم؟ یا نه. آیا آنهایی که چه علنی و چه مخفی با ما در جنگ بودند آنهایی که پشت سر حزب بعث عراق بودند آیا با ما آشتی کردند و دیگر دشمن ما نیستند و دست از سرما برداشتند؟ اگر برنداشتند چکار دارند می‏کنند؟ اگر برداشتند که حالا معلوم می‏شود. من می‏خواهم این دو نکته را روشن کنم و ادّعای ابتدائی بحثم این است که الان شرایط به مراتب حسّاستر، و مستحّق توجه و هوشیاری بیشتر، و تدبیر و مدیریّت درست‏تر است. که من قدری این مسأله را برایتان باز می‏کنم. ممکن است که الان در جامعه همچنان که ما شاهدیم کسانی هم پیدا شوند که بطور موذیانه به توّقعات مردم دامن بزنند و مدام به انتشار مطالبی از این دست بپردازند که حالا که جنگ پایان یافته چرا شرایط فعلی جامعه این گونه است؟ و ممکن است. کسی هم تابحال بطور دقیق درصدد پاسخگوئی به آن برنیامده باشد لذا ما در مورد این مباحث جهت آگاهی عموم مقداری توضیح می‏دهیم. در این رابطه اوّلین سؤالی که طرح می‏شود چنین است که آیا با تمام شدن پدیده جنگ، مخارج و هزینه‏های مربوط به جنگ کاهش یافته است؟ و ما قادریم هزینه اختصاص یافته در زمان جنگ را مصروف امر بازسازی نماییم یا خیر؟ شاید در ابتدای امر بگویید که مسلّم است، چرا که در زمان جنگ کلی مهمّات مصرف می‏شد و کلی نیروی انسانی اعزام می‏شد ولی الان این هزینه‏ها از روی دوش دولت برداشته شده است. هم اکنون من در اینجا یک سری آمار و ارقامی را در اختیار شما می‏گذارم تا به ارزیابی مسأله بپردازید، الان کشور شما در رابطه با جنگ به مراتب بیشتر از زمان وقوع جنگ با خرج و هزینه مربوط به آن مواجه هست. حتماً می‏پرسید که چطور چنین چیزی ممکن است؟ من در این زمینه عرض می‏کنم که ما در طول جنگ در بودجه سالانه معمولاً مبلغ 50 یا 60 میلیارد تومان را به امر بنیه دفاعی اختصاص می‏دادیم. البتّه آنهائی که اهل فن در زمینه مسایل مربوط به بودجه کشور هستند، نسبت به این موضوع آگاهند. معمولاً در متمّمها و یا در مقوله خرج‏های اضافی رقم اعتبارات مربوط به آن به زیر 100 میلیارد تومان می‏رسید این رقم علاوه بر حقوق پرسنل نظامی بوده است که دارای یک ردیف خاصی در بودجه کشور می‏باشد. بعد از جنگ ما در برنامه پنجساله برای پنج سال 560 میلیارد تومان گذاشتیم، یعنی سالی حدود 110 میلیارد تومان به منظور بنیه دفاعی کشور اختصاص داده‏ایم. شما این رقم را در ذهنتان محفوظ نمائید. یعنی بودجه رسمی بنیه دفاعی که در بودجه کشور قایل شدیم، خیلی بیشتر از آن رقمی است که در زمان جنگ برای امور مربوط به جنگ قایل می‏شدیم. دلیل این کار هم روشن است برای اینکه ما اگر در زمان جنگ مهمّات می‏ساختیم، حالا هم باید بسازیم تا زاغه‏ها را پرکنیم. اسلحه‏هائی که از بین رفته باید جایگزین بکنیم و بسیاری از مخارجی را که در زمان جنگ روزانه تهیّه و مصرف می‏کردیم الان نیز اینها را باید تهیه کنیم و نگهداری نماییم. چون باید برای چند ماه ذخیره، جهت عملیّات احتمالی موجود باشد و این اقدام همیشگی است، چون این قانون دفاع محسوب می‏شود. این در مورد بودجه بنیه دفاعی که یک بودجه رسمی است. یک رقمهائی هم به این ارقام اضافه شده که رقمهای بسیار درشتی است که کسی آنها را به حساب جنگ نمی‏گذارد، حال آنکه اینها مربوط به مقوله جنگ می‏شود، یکی از این پدیده‏ها، پدیده بازسازی است. ما حدود سی‏میلیارد تومان بودجه کشور را، که 27 میلیارد تومان آن رسمی و بقیه هم غیر رسمی است به بازسازی ویرانیهای ناشی از جنگ اختصاص داده‏ایم. همچنین شانزده و نیم میلیارد تومان جهت رسیدگی به وضع خانواده‏های شهداء در اختیار بنیاد شهید قرار گرفت. و همین مقدار حدود مبلغ 15 تا 16 میلیارد تومان نیز بنیاد مستضعفان خرج می‏کند، گرچه از درآمد خود بنیاد مستضعفان و جانبازان می‏باشد. لیکن این بنیاد قبلاً بعنوان زیر مجموعه دولت بوده است که الان کاملا از دولت متنزع گردیده  و بطور کلی در اختیار جانبازان قرار گرفته است. مجموع این دو رقم به 60 میلیارد تومان می‏رسد. امسال 12 میلیارد تومان هم برای آزادگان اختصاص یافته است که با این رقم به 72 میلیارد تومان بالغ می‏شود، پنج میلیارد تومان هم نیز به بنیاد مهاجرین جنگ تحمیلی پرداخت می‏شود چون خیلی از آنها به مناطق جنگ‏زده بازنگشته‏اند که با این رقم به 78 میلیارد تومان می‏رسد. حدود 10 میلیارد تومان هم بابت ایثارگران در نظر گرفته شد، آن حقوقی که شهدای ما داشته‏اند، باید بپردازیم. که حالا، یا امسال آنها را پرداخت نمائیم، یا سال بعد. البتّه قبلاً باید این مبالغ داده می‏شد لیکن پرداخت نشده است که با این توصیف جمع این رقم 88 میلیارد تومان می‏شود. برای کارهای دیگری که حول و حوش همین رقمهاست، بودجه لازم است. حقوق پرسنل نظامی را ما در زمان جنگ اعم از سپاهی و ارتشی محدود نگه داشته بودیم که بعد از جنگ ناچار اقدام به جبران عقب‏ماندگی های آنان می‏نمودیم و حقوقشان را بالا بردیم. این افزایش حقوق نسبت به گذشته بسیار چشمگیر است، از قبیل فوق‏العاده شغل و امثالهم که در قانونشان پیش بینی شده بود ولی ما نسبت به پرداخت آن اقدامی نکردیم، حدود 20 میلیارد تومان را هم این رقم تشکیل می‏دهد که ما تا اینجا جمعاً 110 میلیارد تومان در زمینه‏هائی پرداخت می‏کنیم که مستقیماً با مسأله جنگ ارتباط پیدا می‏کند. آن چیزهائی را که گفتم به بازسازی اختصاص می‏دهیم مبالغ دیگری هم پشت سر آن هست که بعنوان بازسازی محسوب نمی‏شود، مثلاً سکوهای نفتی که در خلیج فارس مشغول ترمیم آنها هستیم، کارخانه و نیروگاههائی که در سراسر کشور خراب شده و الان مشغول بازسازی آنها هستیم، اینها جزء بازسازی است که هزینه آن جزء مبالغ و ارقامی که من عرض کردم نیست و مخارجشان از جای دیگری هزینه می‏گردد. البتّه هزینه این امور در بودجه خود وزارتخانه‏ها لحاظ گشته است. شما ببینید ما نزدیک 250 میلیارد تومان اکنون در زمینه‏های مربوط به جنگ خرج می‏نمائیم که کلّ بودجه‏های جنگ و غیر جنگ آن زمان ما این مقدار نبود. بعد از اینها چیزهائی است که مربوط به جنگ است که آن هم بر عهده ما است و آنها هم مهمّ و اساسی به شمار می‏رود. در رابطه با جنگ خیلی از امکانات و مراکز خراب شده که بلا استفاده مانده است، و در واقع عدم النفع آنها برعهده ما است. در رابطه با جنگ، وقتی که جنگ خاتمه یافت مبلغ 500 میلیارد تومان طرح نیمه تمام داشتیم که به خاطر جنگ به تأخیر افتاده بود، که به روز کردن و به مرحله بهره‏برداری رساندن آنها کار بسیار دشواری بود. البتّه هزینه همه این طرحها به خاطر طولانی شدن دوران ساختشان، به چند برابر رسیده است. مثلاً فولاد مبارکه در طرح اوّل حدود 30 میلیارد تومان برایش در نظر گرفته بودند، الان ما حدود 80 میلیارد تومان باید خرج آن کنیم تا کارش به پایان برسد. و این تناسب در اکثر طرحهای صنعتی، اقتصادی مشهود است. کارهای انجام نشده‏ای را در دست داریم که به خاطر جنگ به این وضع باقی مانده است که این بدترین و مخفی‏ترین فصل مربوط به مشکلات است. چون هیچ کس آنرا در محاسبات مدّ نظر قرار نمی‏دهد و صرفاً به خاطر جنگ به تأخیر افتاده است. که ما الان باید جای خالی این طرحها را پرکنیم. ما در این 7 ، 8 سال اقدامی در جهت خرید کامیون به عمل نیاوردیم و یا کم خریدیم، باید اقدام به خرید کامیون نمائیم، اتوبوس نیز نخریده‏ایم، باید بخریم. واگن راه‏آهن نخریده‏ایم، باید بخریم. راههایمان را اصلاح ننمودیم که باید به این امر مبادرت نمائیم. بندرهایمان هم آسیب دیده که باید نسبت به اصلاح آن اقدام کنیم و یا اینکه بندرهایمان آسیب دیده که باید آنها رإ؛ظظ  ترمیم نمائیم. همچنین نیروگاه نساختیم، و یا کم ساختیم و به تبع آن با خاموشی مواجه هستیم، سد نساختیم که آبهایمان در حال هرز رفتن هستند و باید سد بسازیم، پالایشگاه نساختیم که الان باید نفت وارد کنیم. برای شهرهای کشور فاضلاب نساختیم که تمامی آنها در این رابطه مشکل دارند. نتوانستیم به شهرها آب برسانیم که بسیاری از شهرهای کشورمان در حال حاضر با مشکل کم آبی مواجه هستند. به کشاورزی به اندازه کافی بها ندادیم، کشاورزان کمبود تراکتور و کمباین دارند و به همین دلیل گاهی اوقات هنگام درو کردن، محصول روی زمین می‏ماند. به خاطر اینکه کمپانی نخریده‏ایم و خودمان هم ساخته‏ایم.  همچنین وضعیّت حمل و نقل به آن مرحله از ضعف رسیده است که به میزان دو میلیون تن از بارها و وسایلمان در دریا معطّل مانده و لذا کارخانه‏ها و انبارها منتظر رسیدن این وسایل هستند، که همه این مسایل در ارتباط با جنگ می‏باشد. همه این مسایل چیزهائی است که ما باید اکنون اقدام به انجام آنها کنیم و به حساب جنگ هم نمی‏توانیم بگذاریم مثلاً ما نیروگاه نساختیم چون پولش را در آن زمان نتوانستیم فراهم سازیم ولی حالا باید با تعجیل نسبت به ساخت آنها اقدام کنیم. هم اکنون با کمبود برق مواجه هستیم و الان بجای اینکه سالانه برای تولید دو هزار مگاوات برق، نیروگاه بسازیم، باید برای تولید 5 هزار یا 7 هزار مگاوات برق قرارداد ساخت نیروگاه ببندیم. از طرف دیگر انبارها در زمان جنگ تقریباً خالی شده بود و باید این انبارها شارژ شود، زمانی که ما کار در کارخانه‏ها را شروع کردیم، کارخانه‏ها هیچ گونه مواد اوّلیّه‏ای در انبارهایشان نداشتند. قطعات ماشینها مستهلک و فرسوده شده است که باید کاملاً تعویض گردد. قالبهای کارخانجات باید عوض شود. در طول 10 سال گذشته تمام اینها به طور راکد بسر می‏بردند. و باید اینها را مجدداً تأمین نمائیم. توقّعات مردم را باید اجابت نمود و مردمی را که در طول 10 سال، مرارت و کمبود ناشی از جنگ را تحمّل نموده‏اند و اکنون وقتی که آتش اسلحه‏ها خاموش شد، به طور طبیعی حق دارند که متوقع باشند که در شرایط زندگیشان نسبت به گذشته تغییراتی ایجاد شود. مسکن عقب مانده است چون که ما هیچ گونه مصالحی در دسترس نداشتیم، که اقدام به احداث مسکن نمائیم، در این زمینه عقب ماندگی زیادی وجود دارد. خوب همه اینها مسایل مربوط به بعد از جنگ می‏باشد، که تحلیل‏گران نظامی و اقتصادی غرب در اوایل که شعله‏های جنگ روبه خاموشی گرائید، اقدام به ارائه تحلیلی نمودند که الحمدللَّه در تحلیلشان با شکست مواجه شدند. آنها به دلیل اینکه خودشان تجارب جنگ را در جامعه‏شان تجربه نموده بودند در این زمینه اطّلاعات و آگاهی مفیدی دارند. تحلیلگران تحلیلشان بر این مبنا بود که انقلاب اسلامی تابحال تحت پوشش جنگ، مردمش را قانع می‏نمود و مردم توقع نداشتند، بعد از جنگ در تمام دهانها باز می‏شود و دستها بسته است و با جیب‏های خالی از سرمایه و پول هم نمی‏توان چیزی برای مردم مهیّا نمود. تحلیل آنها این بود که جامعه انقلاب اسلامی، وقتی بعد از جنگ، آرامش برهمه چیز حکم فرما شد، آن موقع به خودش می‏آید، مثل مریضی که تمام اعضای بدنش کوفته شده باشد و داروهای مسکن را هم از او بگیرند، یک دفعه احساس درد به او عارض می‏شود. لذا در این هنگام است که زیر پای رهبران جمهوری اسلامی خالی شده و به مرحله سقوط می‏رسند. تحلیل اینها این بود، برنامه پنجساله اوّل و دوّم برای این مسأله مطرح شده است. همه این مشکلاتی که عرض کردم و همه آنها مستند به آمار و ارقام است و کسی هم نمی‏تواند بر روی صحت و سقم آنها به خود شک و تردید راه بدهد. حتّی در مسایل ارزی هم وضع به همین منوال است، شاید بعضیها فکر کنند که خوب امسال میزان ارز ما که زیادتر شده است. در حالیکه مخارج ارزی ما بعد از جنگ بسیار بالاتر رفته است. شما همین بازسازی‏هایی که من عرض کردم و با مبلغ 30 میلیارد تومان، جهت بازسازی مناطق جنگی صرف می‏شود، این موارد عمدتاً بصورت ارزی می‏باشد. شاید مستقیماً ارز برای آنها ندهیم  ولی مصالح ساختمانی، بعلت اینکه در کشور کم می‏باشد، ضرورتاً از خارج وارد می‏کنیم. یعنی آهن، ماشین‏آلات و سایر ابزارآلات را باید وارد کشور بکنیم به این دلیل که به اندازه کافی در کشور موجود نیست. شما بر همه این مسایل و مشکلات، چند حادثه غیر مترقبه ناگوار دیگر را هم که در کشور حادث شد اضافه کنید. ما برای زلزله گیلان و زنجان یک خرج بسیار کلانی را متحمّل شده‏ایم، 30 میلیارد تومان امسال برای ساختن مخروبه‏های زلزله زده اختصاص داده‏ایم. به غیر از پولهای که سال گذشته خرج کردیم. یعنی به اندازه کلّ بودجه بازسازی مناطق جنگی می‏باشد. برای سیل زابل و بخاطر عقب افتادگی در زابل، که در این چند سال ما نتوانستیم آنجا را تحت پوشش کامل محرومیت زدائی قرار دهیم، و زابل که یک منطقه استراتژیک محسوب می‏شود در معرض خطر قرار دارد که با هجوم هر سیلی ممکن است دستخوش خسارات غیر قابل جبران گردد. امسال حدود 10 میلیارد تومان جهت زه‏کشی، اصلاح رودخانه‏ها و دریاچه‏ها و امثال اینها در آنجا متعهد شده‏ایم. چیزی مثل پدیده آوارگان که در ایران حضور یافته‏اند بیش از یک میلیون آدم گرسنه، مریض و درمانده وارد کشور شده‏اند که روزانه بطور مرتب حدود 15 میلیون دلار صرف زندگیشان می‏شود. این رقم یک رقم بسیار سرسام‏آوری برای کشور ما تلقی می‏شود. با برنامه‏ریزی حساب شده، برنامه پنجساله، حضور مردم در صحنه و کار و تلاش جدّی مسؤولان و مردم، به طور معجزه‏آسائی در حال عبور از این مسائل و مشکلات هستیم. آن خوابی را که برای ما تدارک دیده بودند در شرف تعبیر شدن است منتها به نفع ما نه به نفع آنها. دو برنامه توسعه ما هم به همین خاطر است که این جریان را تنظیم کرده و تا 10 سال آینده تمامی این مسائلی را که من گفتم عقب ماندگی است، باید به روز برسد. تولید ناخالص ملی که در سالهای آخر جنگ به مرحله سقوط رسیده بود و بصورت وحشتناکی در آمده بود و دلیل عمده فقر و کمبود، کمی تولید ناخالص بود، در سال گذشته آن چنان با شتاب حرکت کرد که گام غول‏آسائی را در راه رشد برداشته است. امروز شما در سراسر کشور نمی‏توانید کارخانه‏ای را نشان بدهید که نیاز به مواد خام داشته باشد و نتواند پیدا کند، در گذشته ما برای رساندن دارقالی، نخ، پشم و خامه به قالیبافها هم عاجز بودیم. امروز به طور عادّی در بازار قابل دسترسی می‏باشد. کارگاههای کوچکی که نیاز داشتند کارهایشان را در شهرها انجام دهند، جنسهای مورد نیازشان را - چه گران، چه ارزان - در بازار پیدا می‏کنند. و می‏خرند. کارخانه ها که فکر می‏کردند هنوز 7 یا 8 سال دیگر باید با تنگنا و نارسائی مواجه باشند، در اوج فعّالیّت خود بسر می‏برند. ملّتی که در صحنه حضور داشته باشد، علاقه‏مند به کار و تولید باشد و به انقلاب و امام و رهبر و مردم و اهدافش علاقه‏مند باشد، می‏تواند تمام این مشکلات را با موفّقیّت پشت سر بگذارد. من نتیجه‏ای را که می‏خواهم از قسمت اوّل صحبتهایم بگیرم این است که به اذهانتان این گونه القاء نکنند، حرفهائی که به گونه‏ای از تریبونهای عمومی انتشار می‏یابد و به نحوی به تضعیف روحیه شما اقدام می‏ورزند، یعنی به طرح و ایرادهائی در زمینه ضعف مدیریّت سیاسی کشور، و گرانی قیمت‏ها با توجه به نبودن جنگ، مبادرت می‏ورزند، این اطّلاعات و آمار را در اختیار داشته باشید، تا این شیطنت‏ها، کاری واقع نشود. نمی‏خواهم در رابطه با مسؤولین مطالبی را مطرح کنم. بلکه در صددم تا در زمینه روحیّات انقلابی شما حرف بزنم، می‏خواهم عرض کنم که شما را از انقلابتان پشیمان نسازند و بدانید که تمام شیاطین دنیا در صدد برآمدند که این سدّ مقاوم را بشکنند لیکن موفّق نشدند و فکر کردند که شاید در مرحله سازندگی توفیقی بدست آورند، لیکن نتیجه معکوس بوده است. لذا کشور همچنان که شاهد هستید با شتاب و توان تمام به سمت تعادل حرکت می‏کند.  ببینید ما مصمّم هستیم این کشور را با نیروها و استعدادهای خودمان اداره نمائیم و روی پای خودمان بایستیم  و بنا داریم که در بازسازی این کشور به هیچ جائی وابستگی نداشته باشیم، البتّه این عبارت به این معنا نیست که اگر از دیگران کمکی رسید، یا در ارتباطات معمولی جهانی، امکان استفاده از امکانات خارجی برای این مرحله وجود داشته باشد، ما استفاده نکنیم. اما با حفظ اصول، آرمانها و با حفظ قانون اساسی و برنامه‏ای که براساس سیاستهای ترسیم شده، در زمان امام که، شورای عالی سیاستگذاری  را ایشان، بنا نهاده است و دولت و مجلس آن را به تصویب رسانده و اکنون در دست اجراست، این کار را انجام می‏دهیم. کمکهای خارجی هم اگر مقدار جزئی باشد در کنار کار و تلاش و فداکاری خود مردم بسیار ناچیز است و بودن یا نبودنش اصلاً در تعیین سرنوشت ما محسوس نیست و خودشان هم به این امر واقفند. در همین جریان آوارگان روزی 15 میلیون دلار خرج برای ما در بر دارد. البتّه کمکهایی هم در این رابطه به ما کرده‏اند و ما بر خلاف آنچه که رسانه‏هایمان و یا برخی از افراد به طور افراطی با آن برخورد نمودند، چندان هم نباید کمکهای خارجی را دست کم بگیریم. تا بحال حدود 20 هزار تن جنس قابل مصرف فرستادند، 400، 500 هواپیما جنس آمده که البتّه اینها با آن خرجهائی که شما مردم برای آوارگان می‏کنید، قابل مقایسه نیست. یعنی تا به امروز ما 600 ، 700 میلیون دلار برایشان خرج کردیم همه اینها هم موارد وارداتی می‏باشد یعنی اگر گندم هم به آنها می‏دهیم گندم ما هم به عنوان گندم وارداتی می‏باشد. چون خود ما هم کمبود گندم داریم. یا هر چیزی که به آنها می‏پردازیم باید به جایش همان را از خارج وارد کنیم. ما چادر، دارو و امثال اینها کم داریم و برای پرکردن جایش باید اقدام به وارد کردن نمائیم. البتّه کمکهائی هم شده و من از آنهائی که کمک کردند تشکّر می‏کنم که در اوّلین ردیفهای کمک کنندگان هم آلمانها قرار دارند که پیشتازند، و بقیه هم کمک کردند. متأسّفانه چیزی مبنی بر سقوط یکی از هواپیماهای آلمانی حامل امدادگر را داشتیم که باعث تأثّر ماست و ما به مردمی که به قصد کمک به آوارگان مظلوم از خانه‏هایشان به اینجا آمده بودند تا کمک کنند، ولی دچار صانعه شدند و به خانواده و دولتشان تسلیت می‏گوئیم و از زحماتشان تقدیر می‏کنیم. لیکن این باید روشن باشد که در این زمینه بار اصلی به دوش مردم ما هست، با اینکه حادثه مربوط به ما نیست یعنی ما مردم عراق را آواره نکردیم، بلکه آنها مردم را آواره کردند. ما اینجا میهمانداری هم که به عمل می‏آوریم، خارج از اراده خودمان بر ما تحمیل شده است ولی ما وظایف انسانی خودمان را انجام می‏دهیم کار اسلامی خودمان را نجام می‏دهیم و دنیا هم به ما بدهکار است. همچنین آنهائی که مسبب این آوراگی بودند به ما بدهکار هستند. و باید روزی مخارج این آوارگی را به ما بپردازند و خواهند پرداخت، اما اینها الان بارش بر دوش ما می‏باشد. امّا مسأله دوّمی که در این رابطه می‏خواهم عرض کنم این است که آیا دشمنان ما دست از سرما برداشته‏اند؟ به نظر من خیر چنین نیست. من چند کلمه با شما ملّت عزیز حرف می‏زنم و حرفی که با شما می‏زنم امیدوارم، آنهائی که من از آنها گله دارم  هم حرف من را بفهمند. حرف این است، آمریکا که از لحظه اوّل شمشیر بر علیه ما در آورد، شمشیرش هنوز به غلاف نرفته است و ساده‏ترین دلیل آن هم این است که اموال ما که به ناحقّ در آمریکاست در حالیکه  ما خیلی به آن نیاز داریم، اینها را مسدود کرده و نمی‏گذارد بیاید. حالا هزار دلیل داریم، این دلیل روشنی است که اینها نمی‏توانند منکر شوند. البتّه منتها گذشته از کارهای دیگری که در جنگ و غیر از جنگ کرده است. مشی آنها فرق کرده و این نکته، خیلی ظریف است و من انتظار دارم جوانان و مردم کوچه و بازار کشور ما به این نکته توجّه کنند. اینها تا حالا حملات مستقیم را به حاکمیّت کشور، به امام و مسؤولان کشور ما می‏کردند، ولی شکست خوردند و دیدند که مردم برخلاف حملات آنها به نظام وفادار هستند. شیوه را عرض کردند و دیدند که حملاتشان شکست خورد، جنگ شکست خورد، کودتاها و شورشها، شکست خورد و حالا به فکر دیگری افتاده‏اند و آن اینکه باید به یک نحوی این مردم را از پشت سر مسؤولان و رهبرشان جدا کنند. اینها دنبال این مسأله هستند و از اوّل هم بودند و راه بدی را هم انتخاب کرده بودند و این دفعه شیطنتشان این است که تفرقه می‏اندازند و از زبان مسؤولان کشور ما، از زبان شخصیّتهای انقلابی کشور ما، از زبان نیروهائی که مردم آنها را حزب اللَّه می‏دانند، از زبان اینها مطالبی می‏گویند و دل مردم را خالی می‏کنند. هر حادثه‏ای که می‏خواهد اتّفاق بیافتد، از کاه کوه می‏سازند و طبقه زحمت‏کش و طبقه حزب اللَّه و مردم علاقه‏مند و انقلابی را به تردید وادار می‏کنند. من الان نمی‏خواهم وارد جزئیات شوم چون من منادی وحدت هستم و این را برای وحدت می‏گویم. ما با این همه دشمن، با این همه مشکل اگر ده سال، همه با هم خوب کار کنیم می‏توانیم کشورمان را به تعادل برسانیم، اگر همه با هم و متعهد کار کنیم. حال اگر کسانی بخواهند با اغراض باندبازی، این ملّت متّحد را متفرق کنند و جلوی کار مسؤولان و نظام، علامت سؤال بگذارند، در جلسات خصوصی‏شان می‏گویند که شما اسم مقام معظم رهبری را در صبحت‏هایتان بگوئید دیگر هرچه که می‏خواهید صحبت کنید. چون دیگر هیچ طوری نمی‏شود. معنی این حرف یعنی چه؟ این چه سیاستی است که آدم انتخاب می‏کند؟ سالهای اوّل انقلاب برای من تداعی می‏کند، آن موقع که همه مردم حزب اللَّه ما فریاد می‏زدند، درود بر سه یاور خمینی، یک عدّه‏ای بودند از این ضدّانقلابها که اینها را سه تفنگ دار حساب می‏کردند و آن جریانات را به راه می‏انداختند. پشت سر بنی‏صدر، نیروهای حزب اللَّه و مدافعین خطّ امام را انحصارگر معرّفی می‏کردند و دائماً صحبت از حذف نیروهای انقلابی می‏کردند. منافقین، لیبرالها و چپیها این طوری حرف می‏زدند. این چه نفعی است که حالا ما بیائیم و دل مردم را خالی کنیم که دارند حزب اللَّه را کنار می‏گذارند، انقلاب بی‏رنگ شده، این چه حرفی است، کجای انقلاب بی‏رنگ شده است؟ آنهائی که در سخنانشان می‏گویند حرف‏های مقام معظم‏رهبری این طوری است. در همان حرفهایشان رهبری را رد می‏کنند، چون که سیاست‏های نظام الان در شورای عالی امنیّت ملّی تصویب می‏شود که بازوی رهبری است و هیچ سیاستی بدون امضاء رهبر مطلقاً اجرا نمی‏شود. مملکت آزاد است، تریبونها آزادند، روزنامه‏ها آزادند و این آزادی به نفع ما است، حرف بزنند ولی من می‏خواهم شما هوشیار باشید، حرفی که برای خریدن رأی زده می‏شود، غیر از آن حرفی است که برای حفظ انقلاب زده می‏شود و با هم تفاوت دارد. آنهائی که برای انقلاب دلشان می‏سوزد اگر دردی هم داشته باشند امروز دردشان را می‏خورند برای اینکه وحدت بر هم نخورد. برای این که همه با هم باشیم و دستها در دست هم باشد. دشمنانی که الان ما را محاصره کرده‏اند و در جنوب و غرب حضور دارند. دیروز قایق ما را در آبهای خلیج فارس مورد حمله قرار دادند و زدند حالا شما فکر می‏کنید ما امنیّت داریم؟ این تدبیر لازم دارد که کشتی طوفانی را از این گرداب، عبور دهیم. از جان این مردم چه می‏خواهند؟ هر روزنامه‏ای را که باز می‏کردیم، سه نفری که در رأس حزب جمهوری اسلامی بودند، و درست مورد هدف همه بودند، شهید بهشتی و آیت‏اللَّه خامنه‏ای و بنده را در روزنامه‏هایشان و در مراکزی که در دانشگاهها غصب کرده بودند و در اینجا حضور داشتند. حتّی در حوزه علمیّه وقتی که در دستشان بود، اینها را به انحصارگری و حذف نیروهای انقلابی متهم می‏کردند. انقلابیهائی که الان سر از آمریکا و عراق در آوردند و حالا با شما در حال جنگ هستند و امروز هم باید ما شاهد این گونه حوادث باشیم. این چه مشی است؟ همه با هم متّحد باشید و یکدیگر را متهم نکنید و با یکدیگر همکاری کنید. بالاخره یک دوران سخت برما گذشت و آن جنگ را گذراندیم و آثار جنگ اکنون مشهود است. نیروگاهی که هفت سال پیش مورد حمله قرار دادند خرج آن حالا به گردن ما است، پلی که آن موقع زدند حال باید آنرا بسازیم. اروند رودی که پر از مین است حالا که می‏خواهیم از آن استفاده کنیم باید آنرا لایروبی کنیم. بهمنشیری را که الان بدون استفاده افتاده است باید بازسازی کنیم. هزار روستائی که از صحنه کشور محو شده حالا باید تیرآهن و سیمان و همه چیز ببریم و بازسازی کنیم این کارها را باید امروز انجام دهیم. جنگ الان آثار خودش را دارد نشان می‏دهد، ما به دنبال چه  هستیم و چه ارثی غیر از زحمت، روی زمین مانده که می‏خواهیم آن را تقسیم کنیم؟ این شکایتی است که من به شما مردم می‏کنم و آنرا به تشخیص خودتان واگذار می‏کنم و مایل هم نیستم مسؤولیت‏هایم را زمین بگذارم و به بحث‏های خسته کننده و دلهره‏آور برای مردم بپردازم، ولی این مقدار تذکر را مفید می‏دانم که ان‏شاءاللَّه راه را برای همکاری و اتّحاد باز کنم و من می‏دانم که از فردا شروع می‏کنند به جواب دادن به این حرفها، که خودشان را لو می‏دهند. شما ببینید چه کسی حرف خواهد زد. من این مطالب را دوستانه عرض کردم و نظرم الان به هیچ شخصی نیست، نظر من به یک حرکتی است که از نظر من مشکوک است و چیزی است که فکر می‏کنم اگر مستقیماً هم نباشد حداقل این است که خواسته دشمنان ما است که این اتفاق بیفتد. و بنده این تذکر را دادم و امیدوارم که همه، برادرانه این تذکر را بپذیرند، اگر لازم شد و ضروری بود در وقت خودش توضیحاتی خواهم داد که مصادیق این حرفها روشن شود. ولی امیدوارم که به آن وضع نرسیم. اَعُوُذُ باللَّهِ منَ الشَّیطانِ الرَّجیم/ بسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم/ اِنَّا اَعْطَیناکَ الکَوْثُر/ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَر/ اِنَّ شانِئکَ هُوَالْاَبتَرُ.     خطبه دوّم  بسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَلْحَمْدُ ِللَّهِ رَبِّ اْلعالَمینَ، وَالصّلوةُ وَ السَّلامُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ وَ عَلی عَلِیٍّ أَمیرِاْلمُؤْمنینَ وَ عَلی الصِّدّیقة الطّاهِرة وَ عَلی سبْطَیِ الَّرّحْمَةِ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ مُحَمَّدبْنِ عَلِیٍّ وَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ موُسَی بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِیِّ بْنِ مُوسی وَ مُحَمَّدبْنِ عَلِیٍّ وَ عَلِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ وَ ألْخَلَفِ اْلهادی اْلمهْدیّ (عج).  در خطبه دوّم دو سه مسأله اساسی را به طور مختصر عرض می‏کنم چون خطبه اوّل خیلی به طول انجامید. قبل از هر چیز ما در آستانه حلول سالگرد رحلت امام عظیم الشأنمان هستیم، دوّمین سالگرد فقدان این انسان ملکوتی و کم نظیر تاریخ. ضمن عرض تسلیت به عموم امّت و رهبر عظیم‏الشأنمان و خانواده و بیت شریف و معظم حضرت امام (ره)، می‏خواستم به امّت عزیزمان عرض کنم که با شکوه برگزار شدن مراسم این سالگرد، جزء اقداماتی است که اصل انقلاب و پایه‏های انقلاب را محکم می‏کند. این را به عنوان یک عبادت، یک فریضه اجتماعی، انقلابی تلّقی کنید، خودتان را آماده کنید و در سراسر کشور هر کس در حدّ خودش به نحوی برای باشکوه برگزار شدن این مراسم عظیم، کمک کند. و ما برای حفظ اندیشه‏ها و افکار امام، یاد امام و شخصیّت امام، از این گونه مراسم بسیار می‏توانیم بهره‏گیری کنیم. البته این طور هم هست و بنده فقط تذکر می‏دهم. چون مردم خودشان خودجوش هستند و از داخل قلبشان با امام رابطه دارند و ان‏شاءاللَّه ما شاهد برگزاری باشکوه مراسم دوّمین سال رحلت ایشان باشیم. مسأله دوّم که مهمّ است همین مسأله‏ای است که مقام معظمّ رهبری به خاطر آن اعلام عزای عمومی کردند. به نظر من این اقدام، بسیار بجا و ضروری صورت گرفت. و یک نمونه از کارهای حضرت امام (ره) است که ما معمولاً اینها را در زمان امام، الهام غیبی معرفی می‏کردیم. آن موقع ایشان مظلومیّت مردم عراق و مظلومیّت اماکن مقدّسه ائمّه را در کشور همسایه با اعلام عزای عمومی در معرض توجه افکار عمومی دنیا قرار می‏دادند. آنجا ظلم بسیار زشتی دارد می‏گذرد که واقعاً برای انسان قابل تصوّر نبود که یک دولتی بعد از آن همه اذیّت مردم و خرابی و خسارت، و بعد از آن ده سالی که مردم را در جنگ اذیّت کرد و بعد از اینکه آن ماجراجویی را کرد و نیروهای اهریمنی شیطانی را در منطقه جمع کرد و عراق را به کلی نابود کرد و این وضع را به وجود آورد و مردم این همه صدمه دیدند، حالا مردم برای ابراز نظر خودشان آماده شده بودند که خودشان مسؤولیّت را بدست بگیرند و این مشکلات را حل کنند، اگر حکام عراق عاقل بودند اینجا باید استقبال می‏کردند، و ما هم که نصیحت کردیم، آنها باید به مردمشان می‏گفتند که ما اشتباه کردیم. - البته اگر اسم آن را خیانت و غیره نگذاریم - و شما بیائید به ما کمک کنید. اگر مردم می‏آمدند و این حکومت را بدست می‏گرفتند الان آیا این فشار آمریکائیها بود؟ و این قدر فشار می‏آوردند که محاصره اقتصادی را ادامه دهید و یک منطقه‏ای را منطقه امن اعلام کنند، همه اینها به خاطر این است که این باند فاسد برسر کار است. خوب بهترین خدمتی که می‏توانستند و همین حالا هم می‏توانند بکنند این است که دست بردارند و مردم را به حال خودشان بگذارند ممکن است شلوغ شود و آشوب شود ولی دیگران از طمع کاریشان دست برمی‏دارند. حالا هر روز در شورای امنیّت در مورد عراق یک قانون می‏گذرانند، حالا اگر یک حکومتی بعد از اینها می‏آمد این اتفاقات نمی‏افتاد. عاقلانه ترین کار این بود که بگویند ما اشتباه کردیم، اگر می‏گفتند مردم هم عکس‏العمل ناجور نشان نمی‏دادند، حالا یا محاکمه می‏کردند و یا او را می‏بخشیدند. خوب اینکار را نکردند و به جان مردم افتادند. شکستن حرمت این اماکن مقدس چه نفعی برای شما دارد؟ شما که تا دیروز به این حرم امام حسین (ع) افتخار می‏کردید، شما که نام موشکهایتان را با نام اینها می‏خواستید تبرّک کنید. شما که با اینها داشتید مردم را فریب می‏دادید، چطور شد که اینها را بمباران می‏کنید و خراب کردید، این اماکن مقدّسی که همیشه مایه اعتبار عراق بوده است و در آینده هم عراق باید حول و حوش اینها شکل بگیرد. با این مردم خوب و زحمتکش که ده سال آن، همه مرارت جنگ را دیدند و صبر کردند و شما هر روز توی سرشان می‏زدید، چرا این طور می‏کنید؟ ما چه کردیم که بعد از آن همه صدماتی که از دست شما دیدیم الان باید بیش از یک میلیون نفر از آوارگان شما را این جا اسکان بدهیم و از آنها پذیرایی کنیم. در کنار اینها آن بت بزرگ، آمریکائیها را عرض می‏کنم، شما چطور برای مردم مظلوم کویت آنقدر دلتان سوخت و آمدید به آنجا لشکرکشی کردید، که دفع ظلم کنید. یا امنیّت ایجاد کنید. آیا 17 ، 18 میلیون مردم عراق آدم نیستند؟ زیر چشم شما، و در حالیکه شما آنجا بودید که مردم بصره را قتل عام می‏کردند و صدای انفجارها را می‏شنیدید، خفه می‏شدید و هیچ اقدامی نمی‏کردید. هلی‏کوپترها را می‏دیدید که از جلوی چشم شما پرواز می‏کنند و مردم را مورد حمله قرار می‏دهند. از جلوی خود شما لشکرهایشان را برداشتند و شما لشکرهای محاصره شده را آزاد کردید که بیایند تا مردم را بکشند. شما چه جوابی دارید که بدهید. به تاریخ چه جوابی خواهید داد؟ این انسانها با یک واسطه بدست شما دارند کشته می‏شوند. آیا شما خودتان می‏توانید توجیه کنید که چرا از جنوب عراق به شمال این کشور رفتید؟ ما در سوریه و ترکیه بحث کردیم و هیچ کس این به عقلش نمی‏رسید. صرفاً برای اینکه اهداف خاص خودتان را تعقیب می‏کنید. شما از اسلام می‏ترسید و اصل مسأله این است و بگذارید رک و صریح بگویم. شما در منطقه نه از صدّام می‏ترسید و نه از فرد دیگری، بلکه شما از اسلام هراس دارید و اگر هم از ما کمی حساب می‏برید به خاطر اسلامی است، که در کشور ما وجود دارد.  این ظلم قابل تحمّل و گذشت نیست و مردم آنرا فراموش نخواهند کرد و این قتل عامها تحقیقاً به حساب نیروهای متحدّین مخصوصاً آمریکائی‏ها گذاشته می‏شود. ما هم با حضور شما در شمال و هم در جنوب مخالفیم و متأسّف نیستیم که شما از جنوب به شمال رفته‏اید. اصل، این سؤال است. ما سؤال می‏کنیم چرا و شما چه می‏گوئید؟ در شمال چه هست که در جنوب نبود؟ غیر از اینکه شما از اسلام می‏ترسید، ولی خواستید دست صدّامیان را باز بگذارید تا مردم مسلمان جنوب عراق را که فکر می‏کنید به ما مربوط می‏شوند، قتل عام بکنند و هر دوی شما هم دروغ می‏گوئید چرا که هم صدّام و هم آمریکا می‏دانند که تهمت زدن به اینکه اینها با تحریک ایران، مبارزه می‏کنند دروغ است، چرا که ما بعد از اینکه اینها قیام کردند مطلع شدیم. کمک ما هم همین آب و نان و غذا و چیزهایی بود که در زمان جنگ هم می‏دادیم و الان هم می‏دهیم. صدّام می‏خواهد این را بزرگ کند و نکته ظریف، این است تا از آمریکا جایزه بگیرد و بگوید ببینید ایرانیها هستند و برای آمریکا هم تضاد اصلی همین جاست، و این تضاد اصلی را به رخ می‏کشد که اجازه ادامه حکومت به صدّام بدهند و این فرمول درست هم هست. چرا که اکنون اگر رژیم صدّام دارد عمر می‏کند برای این است که فرصتی بدهند تا مردم مسلمان عراق را بیشتر مستأصل نماید و نگذارد آنان حرکتی کنند. مردم عراق هم مطمئناً خودشان دارند حرکت می‏کنند بنابراین آنها را متهّم نکنید که از بیرون الهام می‏گیرند و ما را هم متهم نکنید که آنها را تحریک می‏کنیم. ما یک حرفی از اوّل زدیم و حرفمان هم همان است، و شما بد تعبیر کردید ما صدور انقلاب را مطرح کردیم و امام توضیح دادند، صدور انقلاب یعنی صدور اندیشه انقلاب نه صدور فیزیکی و نه دخالت در امور دیگران، و اندیشه هم چیزی نیست که شما بتوانید با سرباز جلوی آنرا بگیرید. اندیشه از لیزر هم تیزتر است. آن قدر ظریف عبور می‏کند که انسان یک وقت متوجّه می‏شود که قلبش فتح شده و هیچ کس هم نمی‏فهمد. شما اندیشه را نمی‏توانید حبس کنید بلکه با این کارهایتان اندیشه را قویتر می‏کنید، منتها به قیمت استیصال مردم مظلوم عراق و ما واقعاً از این همکاری قراردادی یا اتّفاقی که بین جریانهای مختلف اتّفاق افتاده و مردم عراق دارند باج آن را می‏پردازند، متنفّریم. مسأله دیگری که بشدّت مایه تأسّف است مسأله فلسطین است. از شرایط موجود منطقه، از ضعف بسیاری از کشورهای اسلامی و از حضور نیروهای بیگانه در منطقه دارند استفاده می‏کنند که اسراییل را در منطقه تثبیت کنند و مشروعیّت آن را به امضاء همه برسانند و این بدترین چیزی است که ممکن است اتّفاق بیافتد. عربها اگر خیال کنند که با امضای یک چنین قراردادی اسراییل را در یک جا محدود کردند این امر اشتباه است. این امضاء را می‏گیرد و فردا هم حمله می‏کند. درست کردن بهانه که کاری ندارد مگر هنگام محاکمه صدام می‏خواست به کویت حمله کند نتوانست، بهانه درست کند. آنها دنبال این هستند که امضاء بگیرند. ولو در آن بخش قدیمی اشغالی اینها حقّ باشند. این امضای بسیار خطرناکی است. خوشبختانه ما سوریها را مقاوم یافتیم، نهضتها را مقاوم یافتیم امّا شیطنتها بسیار قوی است و فشارها بسیار زیاد است و حرص و طمع اسراییل خیلی از این حرفها بالاتر است. اسراییل آن قدر مغرور و توسعه طلب است که همین حالا مدعی آمریکا است و می‏گوید چرا در مناطق اشغالی غرب رود اردن خانه وشهرک می‏سازید؟ یعنی تا این مقدار هم حاضر نیست تسلیم شود حالا اگر در این مرحله هم تسلیم شد، استراتژی اسراییل غیر از این است. لذا در هر مرحله و در هر جا ما امضاء بکنیم مشروعیّت اسراییل را باخته‏ایم. اگر بناست جنگ شود بگذارید بشود، اگر بناست طغیان شود بگذارید بشود بالاخره، یک روزی خواهد شد. این که اکنون دارند به هر قیمت از سراسر دنیا یهودیها را جمع می‏کنند معلوم است که برای این قطعه زمین نمی‏آیند بلکه برای چیز دیگری می‏آیند واّلا اگر این زمین باشد همین چند میلیون هم زیادی هستند. آنهائی هم که می‏آیند حساب شده می‏آیند و می‏دانند این جا امن نیست، این جا همه جایش در تیررس توپخانه‏های مجاور است بنابر این به فکر چیزهای دیگری هستند. ما امیدواریم در این مقطع استکبار نتواند اهداف شومش را عملی کند. البته این امر نیاز به هوشیاری، فداکاری و آمادگی دارد و همین کاری که بالاخره در گذشته عدّه‏ای انجام داده‏اند و تإ؛ظظ  اینجا مسأله را نگهداشته‏اند و نگذاشتند این جهاد خاموش شود، این شعله حرکت مردمی را نگذاشتند خاموش شود، آنها کمک کنند و این اتفاق نباید بیافتد. که البتّه ما تلاش خودمان را خواهیم کرد و امیدمان به هوشیاری و بیداری آنهاست که در آنجا حضور دارند. با تأکید بر تقوا و مراعات وظایف دینی و اجرای اوامر و پرهیز از نواهی الهی چند جمله‏ای هم برای برادران و خواهران عرب زبانمان در زمینه، همین بحث خطبه دوّم می‏خوانم.      ترجمه خطبه عربی     بسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم اَلْحَمْدُ ِللَّهِ وَالصّلوةُ عَلی رَسُولِ اللَّهِ وآله عباداللّه المتَقیِنْ. عِبادُاللّه اُوصیکُمْ بتَقْوَی اللَّه". علی رغم سکوت بی‏دلیل دستگاههای تبلیغاتی استکبار، خبرهایی از انهدام بقایای مقدّس اسلامی در نجف و کربلا و هتک به عتبات مقدّسه و رفتار وحشیانه با مردم جنوب عراق منتشر شد. هر چند این خبرها کم بود، باعث تأثّر و خشم مردم و ملّتها گشت. در این بین، سؤالات فراوانی پیراموم ادّعاهای نیروهای مداخله‏گر در بحران خلیج فارس و محافل بین‏المللی و مجامعی که وانمود می‏کنند مدافع اصول انسانی هستند، مطرح است. و مهمّتر اینکه، سکوت این قدرتها و محافل - که دلیل بر رضایتشان است -، باعث روشن شدن افکار عمومی جهان خواهد شد. امّا کسانی که با ادّعای دفاع از ملّت مظلوم کویت و استقرار امنیّت در منطقه اقدام به لشکر کشی نمودند و آن منابع موجّه بین‏المللی هم که تصمیم گرفتند و پشتیبانی کردند، چه جوابی برای این سؤالات که از عدم صداقت در گفتارشان پرده برمی‏دارد، دارند؟ آیا مردم عراق که در گذشته و حال متحمّل بسیاری از بلاها و ظلمها شده‏اند، انسان نیستند؟ پس چرا با مردم یک کشور در شمال و جنوب آن دوگونه رفتار شود؟ اعلام عزا به وسیله رهبر انقلاب اسلامی ایران و احساسات وسیع در برابر آن از سوی محافل و مراکز مردمی و دینی، به ضوح دلیل براین است که افکار عمومی و جهانی حقیقت آنچه را که دشمنان پنهان می‏دارند، درک می‏کنند. در طرف دیگر، مسأله فلسطین و تلاشهایی است که برای فشار آوردن به ملّت فلسطین و کشورهای اسلامی و عربی انجام می‏گیرد تا آنان، از خواسته‏های به حقّ و مشروع خود در باز پس گیری کامل حقوق مردم فلسطین عقب نشینی کنند. امروز این اهداف توسعه‏طلبانه و طمع‏های بی‏پایان صهیونیستها و پافشاری استکبار بر بقای اشغالگر آشکار شده است. حضور نظامی صهیونیسم در جنوب لبنان و تهدید آن برای کشورهای همسایه و حتّی ردّ پشینهاداتی که اساساً به جهت حفظ منافع نامشروع اسراییل و سلب حقوق ملّت فلسطین مطرح شده به این دلیل است که این پیشنهادات با قسمتی از اهداف کثیفشان در تضاد می‏باشد، و همین امر باعث نگرانی شدیدی است و گوشه‏ای از اسرار عملیات به وجود آوردن اسراییل حرام زاده و اهداف بلند مدّت آن را آشکار می‏سازد. ما امیدواریم که مسلمانان جهان از این حوادث تلخ درس بگیرند و تصمیمات مناسبی را جهت اعاده حقوق غصب شده خود اتّخاذ کنند.  أَعُوذُ باللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/ بسْمِ‏اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم/ »قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ/ اَللَّهُ الصَمَدٌ/ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یوُلَدْ/ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَد«.