خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خواست علی مطهری از هاشمی چه بود؟

خواست علی مطهری از هاشمی چه بود؟

اظهارات جلال طالبانی زیر ذره بین نگاه هاشمی

  • چهارشنبه ۱۲ فروردین ۱۳۶۶
 

چهارشنبه 12 فروردین   |  2 شعبان 1407                  1 آوریل 1987

 

در منزل بودم. آقای [علی] آقامحمدی آمد. درباره مسائل قرارگاه رمضان و به‌کارگیری نیروهای معارض عراقی صحبت شد. اظهارات جلال طالبانی  قابل بررسی است[1]؛ گر چه از اقداماتش می‌توانیم استفاده کنیم. اگر روس ها و سوری ها در جریان کارهای او باشند، فعلاً قابل توجیه نیست؛ باید دقیق باشیم.

علی و محمد -  فرزندان شهید مطهری - آمدند. از وضع تحصیل و کار خود و برنامه آینده تحصیلی شان گفتند. مادرشان مریض است.  خواستند که در مراسم سالگرد پدرشان صحبت کنم. تاکید کردم که بین علوم دینی و دانشگاهی جمع کنند. عصر فائزه از رفسنجان آمد و خبر رسید که عفت امشب از آلمان می‌آید. فائزه وضع خانه را مرتب کرد. عصر و شب  به تماشای تلویزیون پرداختم.


[1] - در روز 4 فروردین 1366 جلسه ای با حضور آقای محمد باقر ذوالقدر فرمانده قرارگاه رمضان و جلال طالبانی رئیس اتحادیه میهنی کردستان عراق در قرارگاه رمضان (فتح) در "یاغسمر" محل دفتر جلال طالبانی تشکیل شد و مسائل مربوط به عملیات مشترک مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه با توجه به محورهای عملیاتی نیروهای منظم (ماؤوت و چوارتا)، محورهای عملیات نامنظم از "قیوان" تا "کاریزه،" گلاله و "سفره"  تعیین شد. در این جلسه آقای ذوالقدر گفت: « این اولین تجربه کار منظم می تواند باعث تداوم همکاری های ما و شما در زمینه کارهای برزگتر بوده باشد، چون ما تجربه خوبی در گذشته در رابطه با همکاری گروه های عراقی نداشتیم.» طالبانی نیز گفت:« من چهار نکته را به شما قول می دهم: 1 ـ من 4 الی 5 هزار پیشمرگ جنگی آماده جنگ را بسیج می کنم. 2 ـ ما راه قیوان و این مناطق خودمان همه را می گیریم. 3 ـ ما استراحت نخواهیم کرد و ادامه خواهیم داد و این را گفته ایم که تا چهار ماه مرخصی و استراحت نیست و چهار ماه دائم می جنگیم. 4 ـ ما تا آنجا که توان داریم، کار خواهیم کرد، لایکلف الله نفسأ الا وسعها. البته یک سری نقصان ها در کار بوده است ولی در رابطه با همکاری جمهوری اسلامی با اتحادیه میهنی کردستان عراق سه تجربه فتح 1 و 2، مرحله کورک  تجربیات موفقی بوده است، گذشته از یک نقصان هایی که در هر کاری هست.» جلال طالبانی سپس در مورد ضرورت اجرای عملیات گفت:« اگر ما بنشینیم، دشمن به همین جا هم حمله می کند. صدام استراتژی "دفاع متحرک" دارد، من می گویم که استراتژی "هجوم متحرک"، من عکس او را می گویم.» طالبانی همچنین پیشنهاد کرد که نیروهای ایرانی که قرار است علاوه بر ماؤوت، چوارتا را نیز تصرف کنند، چوارتا متوقف نشوند و به کمک اتحادیه میهنی کردستان تا ارتفاعات "ازمر" پیشروی کنند.» مأخذ: سند شماره 1443 مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ، دفتر چه ثبت جنگ راوی قرارگاه رمضان، محسن محمدی معین، صفحه 40، نوار شماره 24641، بی سیم.