خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1366/ کتاب «دفاع و سیاست»

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1366/ کتاب «دفاع و سیاست»

  • سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۶۶

 

چهارشنبه 31 شهریور   |  28 محرم 1408                 22 سپتامبر 1987

سحرگاه، ]دریادار ملک زادگان[  فرمانده نیروی دریایی ارتش، با تلفن خبر داد که آمریکا به یک کشتی باری ما حمله کرده است. قبل از دستور درباره حمله آمریکا به کشتی باری ما در شمال بحرین صحبت کردم.

به میدان آزادی رفتم و در مراسم رژه نیروهای مسلح شرکت کردم و صحبت کوتاهی نمودم. رژه تا ظهر طول کشید.

ظهر جزئیات اخبار مربوط به حمله آمریکا را گرفتم. در کشتی باری ما چند مین دریایی بوده و ظاهراً به طرف بوشهر می‌رفته. دو هلی‌کوپتر آمریکا به آن حمله کرده‌اند و کشتی را از کار انداخته‌اند. در این حمله سه نفر شهید و دو نفر مفقودند و جمعی را گرفته‌اند و سر نوشت بعضی‌ها نامعلوم است. آنها از نزدیک شدن نیروهای ما به کشتی ممانعت به عمل می‌آورند.

آقای ]میرحسین موسوی[ نخست وزیر اطلاع داد که یدک‌کش شرکت نفت به کشتی ایران اجر نزدیک شده، ولی آمریکایی‌ها اخطار کرده‌اند که برگردد. نیروهای نیروی دریایی ]ارتش[ که قرار بود صبح زود بروند، با تاخیر وارد منطقه شده‌اند. سرانجام معلوم شد که 26 نفر زنده‌اند و اسیر و سه نفر شهید و دو نفر مفقود.

ظهر آقایان ]حسن[ روحانی و ]محمد علی[ هادی و ]سیروس[ ناصری آمدند، درباره خط تبلیغ که قرار شد مین گذاری را قبول نکنیم و راجع به حامل مین بودن برای بوشهر هم چیزی نگوئیم.

عصر چند ملاقات داشتم؛ وزیر دفاع و... شب گروهی از مسؤولان فنی موشکی سپاه، برای مشورت در مورد ایجاد خط تولید موشک سجیّل - که اخیراً سپاه آزمایش کرده و حدود یک صد کیلو متر برد دارد - همراه محسن آمدند؛  قول حمایت مالی و اداری دادم.