خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال 1372؛ کتاب صلابت سازندگی

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال 1372؛ کتاب صلابت سازندگی

  • دوشنبه ۲ فروردین ۱۳۷۲

دوشنبه 2 فروردین 1372   | 28 رمضان 1413 22 مارس 1993

 

دیشب هم کمی برف باریده. با همشیره فاطمه و کاظم سحری خوردیم. پیش از ظهر به دفتر رفتم. آقای [مسیح] مهاجری، [مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی] آمد؛ اصرار دارد که برای افتتاح چاپخانه روزنامه جمهوری اسلامی بروم. آقایان [محمد] خاتمی، [مشاور رئیس ‌جمهور]، [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] و [محمدعلی] نجفی، [وزیر آموزش و پرورش] آمدند. کمی دربارة حوادثِ جاری روسیه و سیاست خارجی‌مان مذاکره شد.

آقای [حسین] محلوجی، [وزیر معادن و فلزات] آمد. دربارة آقای [محمدتقی] بانکی، معاونش و [محسن] کلاهدوز و شرکت فولاد و شرکت مس صحبت شد. گفتم بهتر است برای ورود محصولات فولادی و پتروشیمی که مواد پایه و خوراک صنایع کشورند، تعرفه‌ای نبندیم.

آقایان حلاجیان و شهسواری با مهدی آمدند. راجع به اصلاح منزل و تغییرات آن صحبت کردیم و تصمیم‌نهایی اتخاذ شد. با محسن در رفسنجان تلفنی صحبت کردم و گفتم تعمیر خانه پدری در بهرمان نوق را انجام دهند.

تلفنی با رهبری که در شمال هستند، در مورد برنامه عید فطر و اینکه باید برای احتمال عید بودن چهارشنبه یا پنج‌شنبه آماده باشیم، صحبت کردم. عصر فیلم جدید «از کرخه تا راین» را دیدم. کارگردان آن نیز توضیح می‌داد؛ جالب است اما اشکالاتی هم دارد.[1]

عصر به خانه برگشتم. احمدآقا آمد و از سفرش به اسپانیا تعریف کرد؛ از آلمانی‌ها به خاطر تفتیش بدنی ایشان در فرودگاه گله داشت. اطبا گفته‌اند که برای جلوگیری از تشدید کسالتش، به داخل شهر تهران که آلوده است، نرود.

در گزارش‌ها، هنوز مسأله روسیه در صدر است. پارلمان تشکیل شده و از دادگاه قانون اساسی خواسته که دربارة اقدام یلتسین نظر بدهد که اگر خلاف قانون اساسی باشد، می‌تواند به استیضاح یلتسین بیانجامد. شکست حزب سوسیالیست فرانسه در انتخابات مجلس، خبر مهم دیگر است.

 

[1] - از کرخه تا راین، فیلمی به نویسندگی و کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا است. این فیلم داستان رزمنده‌ای به نام سعید است که بر اثر بمب‌های شیمیایی نابینا شده و به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام می‌شود. خواهر سعید که سال‌هاست در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یونس زندگی می‌کند، سعید را در آسایشگاه می‌بیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار می‌شود. یکی از همرزمان بسیجی سعید قصد دارد پناهندگی بگیرد و سعید و دوستان دیگرش نسبت به عمل او معترض هستند. با کوشش پزشکان، یکی از چشم‌های سعید معالجه می‌شود، اما او بر اثر گازهای شیمیایی مبتلا به سرطان خون شده است. در این فیلم علی دهکردی و هما روستا نقش‌آفرینی کرده‌اند. موسیقی ماندگار این فیلم از آثار مجید انتظامی می‌باشد.