خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال 1370؛ کتاب سازندگی و شکوفایی

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال 1370؛ کتاب سازندگی و شکوفایی

پایگاه خبری تحلیلی صحبت بعدها نوشت: آیت الله هاشمی رفسنجانی در سفر روز 30فروردین 1370به شهر لار ضمن افتتاح چند پروژه، دستور احداث سد سلمان فارسی را داد. چنانکه در عکس ها پیداست وی از آب برکه منزل آیت الله العظمی آیت اللهی وضو گرفت و از آن هم نوشید.

  • جمعه ۳۰ فروردین ۱۳۷۰

جمعه 30 فروردین |  4 شوال 1411 19 آوریل 1991

 

ساعت شش و نیم صبح به پادگان رفتیم و با هلی‌کوپتر به سوی روستاهای زلزله‌زده داراب پرواز کردیم. همه جا در مسیر از روی جلگه‌های سرسبز و معمور عبور کردیم. در بخش رستاق[1] منطقه فورگ فرود آمدیم.

 اهالی روستاها جمع بودند و استقبال گرمی کردند؛ خواسته‌ها مطرح شد. برای آن‌ها صحبت کردم و وعدة برق و چند مدرسه اضافی دادم. روند بازسازی خوب است، ولی بعضی از مردم توقع بیشتری دارند؛ جای مستعدی است، ولی محروم.

از چند روستای در حال بازسازی بازدید کردم. به منطقه عشایری [قشقایی] پرواز کردیم. عشایر استقبال گرمی کردند و خوشامد جالبی خواندند. خواسته‌ها را مطرح کردند و صحبت‌های امید بخشی از من شنیدند.

به شهر داراب پرواز کردیم. ظهر رسیدیم. استقبال مردم خیلی وسیع و گرم بود. در کنار مصلا برای تجدید وضو، به یکی از خانه‌های محقر کنار مصلی رفتم. چون ازدحام بود و امکان رفتن از راه نبود، با نردبان از طریق پشت بام‌شان رفتم. صاحبخانه بنّا بود، کمی در اتاق محقرشان نشستم، چای خوردم و سئوالات زیادی از وضع زندگی مردم کردم[2] و چند سکه به آن‌ها دادم.

در مراسم نماز جمعه صحبت کردم. به خاطر ازدحام بی حد، صحبت کوتاه و مشکل بود. برای ناهار و استراحت به فرمانداری رفتیم. مسئولان شهر نیازها را گفتند؛ تعهدهای متعددی برای ساخت راه و مدرسه و سالن و... دادیم.

به سوی لار پرواز کردیم. در مسیر، روستای بازسازی شده زیراب و حاجی‌آباد را از هوا دیدیم. ساعت چهارونیم به فرودگاه لار رسیدیم. استقبال رسمی انجام شد و به سوی شهر حرکت کردیم.

به خانه آقای [سیدعبدالعلی] آیت‌اللهی، امام‌جمعه شهر [لارستان] رفتیم و نمونه آب انبارهای مورد استفاده را دیدیم. سیلاب‌ها را در آن‌ها جمع می‌کنند و در طول سال برای شُرب استفاده می‌شود. مدعی بودند آب فعلی که برداشت می‌شود، از پنج سال پیش ذخیره شده است. به ورزشگاه شهر رفتیم؛ اجتماع عظیمی بود. فرماندار گزارش داد و من صحبت کردم.

به مهمانسرای شهر رفتیم. پس از پذیرایی و شنیدن خواسته‌ها و چند تعهد برای امور عمران شهر، به سوی فرودگاه حرکت کردیم. استقبال و احساسات مردم اعجاب‌انگیز بود. با فالکن عراقی که اخیراً به ایران آمده، به سوی شیراز پرواز کردیم. در فرودگاه شیراز به انتظار رسیدن هواپیمای سی - 130 حامل همراهان، نماز مغرب و عشا را خواندیم و به استانداری آمدیم.

خانواده شهید [سیدعبدالحسین] دستغیب آمدند. با آن‌ها گرم گرفتم. شام را با ما خوردند. خواهر شهید دستغیب که گفته شد نود سال دارد، صحبت کرد. داستان دستگیری برادرش در زمان طاغوت و کتک خوردن خودش را تعریف می‌کرد و دیگران از طولانی شدن صحبت ایشان خجالت می‌کشیدند و می‌خواستند جلوگیری کنند؛ منع‌شان کردم.

سپس به خواسته شهردار شیراز و چند نفر از نمایندگان و دانشگاه‌های شیراز گوش دادم. می‌خواستم استحمام کنم، آب سرد بود، به فردا موکول کردم. خاطرات سه روز را نوشتم و خوابیدم.

 

 

[1] - بخش رستاق در منتهی‌الیه جنوب شرقی سلسله جبال زاگرس قرار دارد و در حوضه جنوب شرقی این رشته کوهها واقع شده این بخش در فاصله 340 کیلومتری جنوب شرقی شیراز قرار گرفته است. مرکز بخش در مسیر جاده اصلی شیراز ـ بندرعباس واقع شده وفاصله آن تا بندرعباس 265 کیلومتر است. این بخش در 65 کیلومتری جنوب شرقی داراب واقع شده است.

[2] - صاحبخانه با مشاهده رییس جمهور در خانه‌اش، چنان‌که ویژگی شیرازی‌هاست، با اصرار از ایشان خواست که میهمان‌شان شوند. رییس‌جمهور دعوت صاحبخانه را پذیرفت و وارد خانه آنها شد. ایشان در این دیدار غیررسمی، از صاحبخانه دربارة زندگی و چگونگی معیشت‌اش پرسید. صاحبخانه که از یک زندگی ساده برخوردار بود، اظهار رضایت کرد و خدا را سپاس گفت که می‌تواند کار کند و در کنار زن و فرزندانش آرامش خیال داشته باشد. آقای هاشمی در گفت‌وگوی خودمانی با اعضای این خانه، به آنها گفت که خیال نکنید تهران تافتة جدا بافته‌ای است و همه از زندگی مرفه و راحت برخوردارند. در تهران و سایر شهرهای بزرگ، عده‌ای هستد که همه چیز دارند، اما اینها هم آن آرامش لازم را ندارند، اما طبقات متوسط و پایین در واقع سخت می‌گذرانند. ایشان در گفت و گوی بی پیرایه (Äبه مرد و خانواده اش گفت که سعی بر این است همه مردم از رفاه برخوردار شوند که در آن صورت باز هم شما آرامش و فراغت را بیشتر از تهرانی ها دارید. اگر بتوانیم مسایل بهداشتی را حل کنیم و امکانات آموزشی به اندازه کافی در اختیار شهرستانی‌ها قرار بدهیم، باور کنید که شهرستان‌ها بهتر از تهران است. رییس‌جمهور پس از دقایقی از مرد و خانواده‌اش خداحافظی کرد که به بقیه برنامه‌اش برسد، اما مرد اصرار داشت که برای صرف غذا بمانند. آقای هاشمی به مرد گفت که همراهانش بسیارند و منتظر. صاحبخانه که نشان می داد تعارف‌کردنش از صمیم دل است، گفت: «اگر همراهانتان از پذیرایی ناچیز ما ناراحت نمی شوند، قدم شان روی چشم.» آقای هاشمی گفت: «برای من همین اندازه که می‌بینم آدم‌های قانع و زحمتکشی هستید، کافی است و می‌پذیرم و قبول دارم که از هیچ چیز مضایقه نمی‌کنید. خدا حفظ‌تان کند و این را بدانید که آرامش‌تان نتیجه قانع بودن‌تان است.» منبع: مجموعه سفرنامه‌های رییس‌جمهور در سال 1370، سفرنامه استان فارس، آرشیو دفتر نشر معارف انقلاب.

تصاویر ضمیمه