خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1369/ کتاب «اعتدال و پیروزی»

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1369/ کتاب «اعتدال و پیروزی»

سیاستی که هاشمی تلفنی به تایید رهبری رساند *** معاون صدام به عراق برنگشت، به اردن رفت!

  • چهارشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۶۹

 

در گزارش‌ها، مسأله قیام مردم عراق در رأس است. دولت‌های غربی بی‌تفاوت برخورد می‌کنند، ولی در رسانه‌ها، اظهار نگرانی از ایجاد حکومت اسلامی به سبک ایران در عراق دامن زده می‌شود و ایران را با حدس و گمان، پشت جریان معرفی می‌کنند.

ساعت هفت و نیم صبح، برای شرکت در مراسم درختکاری، به سوی مرقد امام رفتیم. قرار بود با هلی‌کوپتر برویم، اما به خاطر بارش باران شدید که از دیشب تاکنون ادامه دارد، با اتومبیل رفتیم؛ بارندگی مایه خوشحالی است.

بعد از زیارت قبر امام، توضیحات آقای [محمدعلی]انصاری دربارة طرح جنگل‌کاری اطراف مرقد امام را شنیدیم و در مراسم، شرکت کردیم. پس از صحبت آقای [محمدعلی]انصاری، [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهادسازندگی] و احمدآقا، یک درخت


غرس کردم. به سوی دفتر حرکت کردم.


 وزیران مذاکره‌کننده با هیأت اوگاندایی آمدند و گزارش توافق‌ها را دادند. [آقای یوری موسوینی]، رییس‌جمهور اوگاندا آمد. دور دوم مذاکرات انجام شد. از توافق‌ها اظهار رضایت کرد و صحبت‌های دوستانه داشتیم و سپس در یک ماشین، به سوی فرودگاه رفتیم. در پاویون جمهوری، هر دو نفر در مصاحبه شرکت کردیم. در بدرقه رسمی، به خاطر بارش باران، از اجرای سرود خودداری و به سان اکتفا شد.

به دفترم برگشتم. در راه دکتر ولایتی، جریان مذاکره با سعدون حمادی، [معاون نخست‌وزیر عراق] را گفت. او از حمایت ایران از قیام مردم عراق شکایت نموده‌است که دکتر ولایتی، منکر حمایت شده و کار رسانه‌ها و بیانات مسئولان مجلس اعلای عراق را خارج از سیاست دولت گفته که شبیه به بیانیه‌های اخیر منافقین در عراق است.

 او خواسته که هواپیماهای حمل و نقل‌شان را بدهیم که [دکتر ولایتی]، از جواب طفره رفته و از عقب‌نشینی‌های سریع عراق، انتقاد کرده که جواب درستی نداشته است. خواستار ملاقات با من بوده که وقت فردا داده شده، ولی او عجله داشته است و عصر امروز به سوی عراق رفته، ولی در باختران خبر تسخیر شهر خانقین توسط مردم عراق را شنیده و به تهران برگشته و خواسته است که هواپیما در اختیارش بگذاریم تا به اردن برود؛ قبول کردم.

با آقایان [حسن]روحانی، [علی اکبر]ولایتی و [حسن]حبیبی در دفترم جلسه مشورتی داشتیم. دربارة سیاست برخورد با مسایل عراق مشورت کردیم. قرار شد طلبکارانه برخورد کنیم که باعث مشکلات در مرزهای ما و هجوم آوارگان به ایران شده، و سعی شود سندی مبنی بر حمایت ما از قیام مردم، به‌دست آنها ندهیم.

 آقای [محسن]رضایی، [فرمانده کل سپاه] خبر داد که خانقین و تعدادی از شهرهای شمال عراق آزاد شده و ارتش نتوانسته است در مقابل مردم، کار مهمی انجام دهد. سیاست را تلفنی به تصویب رهبری رساندم. عصر در جلسه هیأت دولت شرکت کردم. در این جلسه، اوضاع منطقه بررسی شد و لایحه نظام هماهنگ پرداخت را تکمیل کردیم و همچنین در مورد تولید و تراز فیزیکی، بحث صورت گرفت.

تا ساعت هشت و نیم شب، در دفترم کار کردم. به خانه آمدم. آقای [محسن]رضایی، [فرمانده‌کل سپاه]، تلفنی اطلاع داد که ارتش عراق، قسمت اعظم شهر بصره را از مردم پس گرفته است.