خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1363- کتاب به سوی سرنوشت

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1363- کتاب به سوی سرنوشت

درخواست حمایت نبیه بری از محضر امام

  • سه شنبه ۷ فروردین ۱۳۶۳

    اخوی محمد، صبحانه را حاضر کرد. تا ساعت هشت صبح، راجع به وضع شیلات در کشورهای پاکستان، هند، کره، ژاپن و... مطالعه می‏کردم. سپس به زیارت امام رفتم. ایشان از وضع زندانیان نگران بودند. قرار شد، برای آزادی آنها که خطری ندارند، توجه بیشتری بشود. من راجع به جنگ و اختلاف ارتش و سپاه صحبت کردم و ایشان با من در اینکه مشکل بزرگ جنگ، همین اختلاف است، هم عقیده بودند و نیز از صدمه‏ای که ملّت دو کشور می‏بینند.

    من، ایشان و احمد آقا، اظهار نگرانی کردیم. روی هم رفته، نتیجه این بود که اگر یک عملیات بزرگ موفق انجام شود، بعد از آن، ما باید پیشقدم برای اتمام جنگ شویم و از آن طریق، برای اسقاط حزب بعث عراق، اقدام کنیم. متفق بودیم که با وضع موجود در جبهه‏ها، نمی‏توایم صلح را بپذیریم. درباره مشکلاتی که نطق‏های پیش از دستورِ انتقادی و تند نمایندگان می‏آفریند، هم صحبت شد. قرار شد در آینده فکری بشود. همچنین قرار شد، امام، فرماندهان سپاه و نیروی زمینی ارتش را احضار کنند و در مورد اختلافات، به آنها اخطار نمایند.

    دکتر معتمدی - پزشک امام - به منزل آمد و از سیاست وزارت بهداری در مورد پزشکان شکایت داشت. سرهنگ [مصطفی] ترابی از دفتر مشاورت امام [در ارتش] آمد و گزارشی آورد. آقای بهزاد نبوی هم از جلسه امشب جامعه روحانیت مبارز [تهران] و احتمال حذف بعضی از همفکرانش از لیست کاندیداهای مورد حمایت جامعه روحانیت مبارز تهران، تلفنی اظهار نگرانی کرد.

    گزارش‏های جبهه را آوردند. مسأله مهم، تأیید هیأت کارشناسان سازمان ملل در مورد کاربرد بمب شیمیائی علیه نیروهای ما است؛ گرچه صریحاً اسم عراق را نبرده‏اند، ولی مطلب روشن است؛ گو اینکه شیاطین از همین عدم صراحت، برای تبرئه صدام استفاده خواهند کرد.

    با جبهه هم تماس گرفتم؛ خبرنگاران را برای بازدید از جزایر مجنون به اهواز برده‏اند. دفترچه رمزی که برای تماس تلفنی با جبهه تهیه شده است، کار را آسان کرده، امّا چون زود به زود عوض می‏شود، وقت‏گیر است. آقای [جلال] ساداتیان و آقای [محمدجواد]اقبالی[پور] آمدند؛ برنامه مسافرت به قم را تنظیم کردیم.