خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • آخرین حرفهای هاشمی و آیت الله خامنه ای

آخرین حرفهای هاشمی و آیت الله خامنه ای

آمار شهدای انفجار بمب در نماز جمعه تهران

  • جمعه ۲۴ اسفند ۱۳۶۳

    بعد از نماز [صبح]، با جبهه تماس گرفتم. آقای روحانی گفت، پل بین جزیره مجنون و شرق دجله وصل شده که مهم است. دیشب، جز انهدام نیروی دشمن، کار مهمی نداشته‏ایم. وضع افراد متواری شده از قرارگاه نجف، معلوم نیست. آقای صیاد نسبت به آینده امیدوار است و گفت با وصل کردن پل، امکانات را تا پای کار برده‏اند.

    با رئیس جمهور صحبت کردم. قرار شد [در خطبه‏های نماز جمعه] در مورد مقابله‏به‏مثل، مسئله زدن شهرها وکشتی‏ها و موشک و به کار گیری سلاح شیمیائی عراقی‏ها را به هم مربوط کنند و در نماز جمعه از موضع قدرت حرف بزنند.

    در اثر تهدیدات و شایعه‏ها، انتظار می‏رفت که عراق دیشب در تهران بمب‏اندازی کند؛ [روشنایی] شهر را خاموش کرده بودیم و آماده‏باش داده بودیم. اما خبری نشد. پیش از ظهر، احمد آقا آمد. راجع به جنگ و زدن موشک دیگری به بغداد، بحث شد. با جبهه تماس گرفتیم. عراق، بمب شیمیائی استعمال کرده که نشان استیصال عراق می‏دانند. نگرانی عمده‏ای نداشتند.

    نماز جمعه را آیت‏الله خامنه‏ای اقامه کردند. در اثنای خطبه دوم، در بین مردم نمازگزار، انفجار عظیمی رخ داد که 13 نفر شهید و حدود یکصد نفر مجروح شدند. مختصری خطبه قطع و سپس آیت‏الله خامنه‏ای، خطبه را ادامه دادند و تصادفاً در همان لحظه ضدهوائی‏های تهران، شروع به شلیک کردند؛ منظره جالبی پیش آمد.

    مردم در حالی که خیال می‏کردند، انفجار [ناشی] از بمب‏های [پرتاب شده از] هواپیما است، با رشادت ایستادند و شعار دادند و بقیه خطبه و نماز همراه با غرش ضدهوائی‏ها برگزار شد. [این جریان] یک حادثه تاریخی و [موضوع یک] فیلم تاریخی [می‏تواند باشد].

    معمولاً بعد از هر عملیات و شکست عراق، ضدانقلاب داخلی که به عنوان ستون پنجم دشمن عمل می‏کند، دست به چنین جنایاتی می‏زند. ارتکاب جنایت انفجار در صفوف نمازجمعه، نشان اوج خشم و درماندگی دشمن و لاصفتی ضدانقلاب است. همانگونه که استفاده شرورانه از سلاح شیمیایی در جبهه‏ها.

    شب، عملیات داریم و قرار است از [رودخانه] دجله عبور کنند. قرار شد که واحد موشکی سپاه، دستور شلیک موشک دیگری را به مناطق نظامی بغداد صادر کند. عراق هم تهدید کرده [است که شهرهای] اصفهان، شیراز، همدان و تبریز را با موشک خواهد زد.

    آقای ناصر کمره‏ای آمد و از برادرش که منزل قولنامه‏ای را که به او فروخته است و حالا می‏خواهد پس بگیرد، شکایت کرد.

    وصیت نامه‏ای براساس خواست حاجیه والده نوشتم؛ یک سوم اموالش را برای امور خیریه، وصیت کرد و بقیه را به طور عمری، به خواهرانمان دادند. مجموعاً چیز مهمی نیست؛ در حدود دو جریب باغ پسته [است].

    شب هم به احتمال حمله هواپیماها[ی عراقی]، مدتی [روشنایی‏های] تهران خاموش شد و ضدهوائی‏ها کار کردند.