خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه /آیت الله هاشمی رفسنجانی / سال 1363/ کتاب «به سوی سرنوشت»

خاطرات روزانه /آیت الله هاشمی رفسنجانی / سال 1363/ کتاب «به سوی سرنوشت»

  • جمعه ۵ مرداد ۱۳۶۳

 جمعه 5 مرداد 1363

    بعد از نماز، تا ساعت ده‏ونیم صبح در منزل مطالعه می‏کردم. نماز جمعه [تهران] را اقامه کردم.در مورد تظاهرات ضدبی‏حجابی در هفته گذشته و برخورد آنها با کمیته [انقلاب اسلامی] و وزیر کشور، مطالبی گفتم و یک خطبه نیز درباره زندگی امام صادق(ع) [صحبت کردم]. بعد از نماز جمعه به مجلس رفتم و ناهار را آنجا خوردم و استراحت کردم.

    ساعت چهار بعد از ظهر، جلسه‏ای با فرماندهان ارتشی و سپاهی تشکیل شد. آقای خامنه‏ای هم [به جلسه] رسیدند؛ به روال دیروز بحث‏ها ادامه یافت. مسئولان جهاد سازندگی، توضیحات خوبی درباره تهیه امکانات برای عبور از آب دادند. ابتکارات جالبی در تعمیر پل‏های پی.ام.پی و ساحل‏سازی و استفاده از طراده‏ها و کانال‏کشی دادند. [با ارائه این ابتکارات]، بخشی از اشکالات مهم جلسه دیروز را رفع کردند. بعد از رفتن آنها، باز مخالفان طرح، از افسران ارتش و فرماندهان سپاه، مشکلات جدیدی را مطرح کردند. عجیب این بود که آقای [محسن] رضائی و آقای موسوی قویدل که خودشان طرح را تهیه و امضاء کرده بودند، به شدت با طرح مخالفت کردند و تقریباً هیچ کس در موافقت صحبت نکرد. آقای صیاد[شیرازی] تنها موافق طرح است که ایشان نیز دفاعی از طرح نکرد.

    گویا آقای رضائی و مشاور ارتش، طرح دیگری در نظر دارند و نمی‏خواهند فعلاً آن را بگویند، چون غافلگیری عنصر مهم در موقعیت عملیات سپاه است و گفتن طرح، خطر افشا شدن را دارد و من هم رازداری در این مورد را قبول دارم و فشاری وارد نمی‏کنیم که بگویند.

    اواخر شب با مسئولان قرارگاه‏ها، جلسه دیگری گذاشتیم. برای جمع‏بندی نظرات، پیشنهادات دیگری در اجرای عملیات در منطقه، مطرح و قرار شد ظرف چهل و هشت ساعت بررسی کنند و نظر نهائی را روز دوشنبه بیاورند.

    شام را با هم در مجلس خوردیم و متفرق شدیم. یکی از فرماندهان سپاهی به طور خصوصی گفت که چون فرماندهان اصلی سپاه مخالفند، نمی‏گذارند موافقان سپاهی در جلسات، نظر خودشان را بدهند؛ حتی افسران ارتش را هم [از اظهار نظر موافق] منع می‏کنند. دیر وقت به خانه آمدم.