خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1362/ کتاب «آرامش و چالش»

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال 1362/ کتاب «آرامش و چالش»

جلسه کمال خرازی با هاشمی درباره تبلیغات عملیات *** حضور محسن هاشمی در سازمان انرژی اتمی

  • یکشنبه ۲۶ تیر ۱۳۶۲

    بعدازنماز، در حیاط منزل، مشغول مطالعه و تنظیف استخر شدم. آب را کلر زده‏ام، تمیز شده است. بعد از صبحانه، محسن، برای کار به سازمان انرژی اتمی رفت. دانشگاهش موافقت کرده که یک ماه کار در حین آموزش را در موسسات ایران بگذراند. ساعت سه ونیم به مجلس رفتم. آقای طاهری خرم‏آبادی به دفتر آمدند. درباره کیفیت برگزاری جلسه [مجلس] خبرگان و تصمیم ایشان مبنی برانتقال آقای نمازی نماینده امام در سپاه اصفهان به تهران، برای کمک و هم حل مشکل اصفهان، صحبت شد. گفتند آقای فاکر دیگر همکاری نمی‏کنند.

    ساعت چهار، جلسه [مجلس] خبرگان [رهبری] شروع شد. مایل بودم، آقای مشکینی، خودشان اداره کنند؛ مقدور نشد. ناچار کمک کردم. هشت ماده از آیین نامه را تصویب کردیم. شب در مجلس ماندم. آقای بهرامی آمد و از اینکه مورد تعرض قرار گرفته، وحشت داشت و کمک می‏خواست.

    شخصی به نام حصاری از نیشابور آمد؛ طرحی برای حفاظت از مرزها با یک اسلحه اتوماتیک داشت. ایشان را به دفتر مشاورت [ارتش] معرفی کردم. آقای [جلال]ساداتیان اطلاع داد، تانکچه اتوماتیک آقای طهماسبی را در اصفهان، با موفقیت آزمایش کرده‏اند. گزارشها را خواندم و کارهای اداری را انجام دادم. می‏خواستم شام را با میهمانان صرف کنم؛ اطلاع دادند، آنها شام خورده‏اند. با دفتر امام تماس گرفتم. وقت ملاقات [اعضای مجلس] خبرگان با امام را تنظیم کردم. آقای کمال خرازی [سرپرست تبلیغات جنگ] آمد و از حمله قریب‏الوقوع [رزمندگان اسلام] خبر داد؛ محور تبلیغات را تعیین کردیم.