خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1362 – کتاب آرامش و چالش

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1362 – کتاب آرامش و چالش

  • سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۶۲

 سه شنبه 11 بهمن 1362

    قبل از دستور، در جلسه علنی درباره دهه فجر و ورود امام به ایران از پاریس صحبت کردم. لایحه انتخابات در دستور بود. مشکلی درباره تصویب ماده‏ای در شرایط هیأت اجرایی [انتخابات] - که با پیشنهادی به تصویب رسیده بود - داشتیم که آیین‏نامه [داخلی مجلس] مراعات نشده بود.

    ظهر در دفترم چند ملاقات داشتم. آقای احمد توکلی وزیر سابق کار آمد و از موضع جناح خود حمایت می‏کرد؛ از موضع تندروها انتقاد داشت. از حذف همفکران خود از وزارت کار و بازرگانی و صداوسیما گله‏مند بود. آقایان عبدالحمیدفرمد، محمود زاده، اخباری و فرزین - از دانشجویان مسلمان قبل از انقلاب در انگلستان - آمدند و مطالبی از دانشجویان آنجا گفتند؛ مهم و تازه نبود. آقایان [اسدالله] بیات و درّی [نجف آبادی] و [حسن]روحانی و [رسول]منتجب‏نیا آمدند و چاره‏جویی برای اصلاح بیت آیت‏الله منتظری داشتند. این یکی از مسائل مهم ما است. عده‏ای از مسئولان از اداره بیت ایشان ناراضیند و خط سه را نافذ می‏دانند. خود آیت‏الله منتظری هم از سعایتها و تفتیشهایی که در این خصوص می‏شود، ناراضی است. سپاه و حزب جمهوری اسلامی و عناصر راست‏گرا را مقصر و مدعی می‏دانند. به هر حال باید با لطافت و ظرافت، مسأله را حل کرد. دو طرف در این خصوص، شکایت پیش من می‏آورند.

    [آقای حسین منتظری] امام جمعه بندر دَیَّر [بوشهر] آمد و مقداری پول و طلای اهدایی مردم این شهر را برای جبهه آورد. با احمدآقا تلفنی صحبت کردم. گفت، امام به آقای مهدوی کنی و نامه [جامعه]مدرسین [حوزه علمیه] قم که خواهان اجازه دخالت در انتخابات سراسر کشور بودند، جواب رد داده‏اند و تقاضای ملاقات [جامعه]مدرسین [حوزه علمیه] قم را هم نپذیرفته‏اند. گفته‏اند اینجا برف آمده و هوا خیلی سرد است. معلوم است که امام تصمیم دارند، یک طرف را که دست بالا در انتخابات دارند، محدود کنند تا طرف دیگر با امید فعال شود. جناح چپ و خط سه آن را تقویت دموکراسی می‏دانند و جناح مقابل آن را تضعیف دموکراسی و محدود کردن آزادیها؛ ولی در مقابل اراده امام، همه تسلیم هستند.

    عصر مسئولان هلال‏احمر آمدند. خواستار دلجویی از صلیب‏سرخ بین‏المللی بودند که حضور بیشتری در ایران پیدا کنند. گفتم در حد عمل متقابل در بغداد و مراعات بی‏طرفی موافقیم. قرار شد راجع به مفقودان و خانواده‏های اسیران، بیشتر توجه شود. آقای مقصودی مسئول ستاد [برگزاری] نماز جمعه و عضو شورای سرپرستی حج آمد. از عملکرد آقای موسوی خوئینی‏ها [نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی] و [آقای سید محمد خاتمی] وزیر ارشاد [اسلامی] در امر حج شکایت داشت؛ مدعی انحصارطلبی و طرد نیروهای غیر هم خط خود بود. برای استعفا، مشورت کرد؛ مخالفت کردم.

    [آقای عصمت بیرسید] سفیر [جدید] ترکیه آمد. مدعی تلاش برای توسعه روابط بود. همکاری ما را در امر کردها می‏خواست. از تجزیه‏طلبی کردها و ارامنه نگرانند و می‏ترسند که جای پایی برای دخالت شوند. ترکها از لحاظ اقتصادی و سیاسی به ما نیازمند هستند. من هم تأکید بر عدم موافقت با تجزیه‏طلبی کردها کردم و باج دهی صدام به کردها را به رخ ترکها کشیدم که در گذشته در سرکوبی کردها با او همکاری کردند. تا ساعت هشت در دفترم کار کردم.