خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • مذاکره خصوصی هاشمی با امام درباره عربستان

مذاکره خصوصی هاشمی با امام درباره عربستان

گزارش فرمانده سپاه به هاشمی از دو عقب نشینی

  • شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۶۲

    صبح زود با جبهه تماس گرفتم. آقای محسن رضایی [فرمانده سپاه پاسداران] از دست دادن تپه‏های 142 و 145 را با مقداری تلفات و دادن حدود 25 اسیر تایید کرد. وی گفت در مقابل، در جای دیگر ضربه زده‏ایم و بنا است از تپه 112 هم عقب‏نشینی کنند. به زیارت امام رفتم. نظرم را در باب مذاکره غیر رسمی با عربستان سعودی گفتم و راجع به اینکه اگر آنها از تظاهرات ما در حج جلوگیری کنند، چه کنیم؟ نظر دادم که بهتر است، سرسختی نکنیم و مقررات داخلی آنها را بپذیریم. ابتدا ایشان حاضر نبودند که چنین امتیازی به عربستان سعودی بدهیم. اما پس از بحث و استدلال به اینکه در مقابل تعهد آنها به همکاری در امر نفت و عدم کمک به صدام و همکاری در مسأله فلسطین، ارزش دارد که بپذیریم به عنوان دولت و امام و به صورت رسمی، مردم را تحریک به تظاهرات نکنیم و از آنها بخواهیم که مقررات را رعایت کنند؛ تا این حد پذیرفتند.

    خبرهای جبهه را و اینکه به قولی دوهزار شهید داده‏ایم و سه چهار تپه را هم از دست داده‏ایم، به ایشان گفتم. قبلا آقای خامنه‏ای تلفنی اصرار داشتند که بگویم. دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] هم قبل از من، نتیجه مذاکراتش را با سوریها درباره شوروی به امام گفته بود.

    پیش از ظهر، دو نفر از دادستانی اوین آمدند و اعترافات یکی از متهمان درباره همکاریش با [مسعود]کشمیری در انفجار نخست وزیری را گفتند. در تمام این مدت بازداشت بود و اعتراف نکرده بود. این اعتراف باعث کشف چیزهای دیگری هم خواهد شد. ضمناً از موضع جدید منافقین گفتند و نگران تضعیف دادگاههای انقلات بودند. همچنین از ضعف امکانات اطلاعاتی شاکی بودند. عصر کمی تب داشتم؛ دوا خوردم. بچه‏ها خبر آوردند، فرزند آقای جوادرفیق دوست در جبهه شهید شده است. اطلاع آمد که زخمیهای زیادی آورده‏اند. آخر شب با جبهه تماس گرفتم؛ آقای رحیم صفوی گفت تقریباً به حال قبل از حمله برگشته‏ایم.