خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • ابراز نگرانی به هاشمی از تصفیه ارتش

ابراز نگرانی به هاشمی از تصفیه ارتش

جلسه شورای مرکزی حزب در دفتر آیت‌الله خامنه‌ای

  • یکشنبه ۲۰ شهریور ۱۳۶۲

    صبح زود به مجلس رفتم. آقای ربانی املشی و برادرش صادق آمدند؛ اعتراضات به رئیس سازمان انرژی [اتمی] مطرح بود. حرف مهمی نداشت؛ تکراری بود: تکروی و عدم توجه به خودکفایی و تغییر عقیده و روش.

    چند نفر از اعضای جامعه کمک دندان پزشکان تجربی آمدند و از جامعه دندان پزشکان - که آنها را تحقیر می‏کنند - و چند مورد مشکلات قانونی، گله داشتند. سرهنگ ایزدی، مسئول خرید نیروی زمینی [ارتش جمهوری اسلامی] آمد و از کارهای خودش دفاع می‏کرد. پیشنهاد کناره‏گیری داشت. مسئولان خرید اسلحه، در کارشان وحشت دارند؛ چون در مظان اتهّامند.

    آقای صبحی طفیلی از اعضای شورای لبنان آمد و از آقای [علی اکبر] محتشمی و مشکلات کارشان در لبنان، شکایت داشت. تصمیمات دیروز عصر را به ایشان ابلاغ کردم و خواستم که تفاهم و همکاری داشته باشند. مرد شجاع و تندی است؛ خواهان انقلابی عمل کردن در لبنان است و معتقد است آقای [علی اکبر] محتشمی تحت تأثیر سوریه، محافظه‏کاری می‏کند.

    آقای [حسین] بنکدار سرپرست شهرداری تهران و جمعی از مسئولان شهرداری آمدند. گزارشی از کارهای شهرداری دادند و راهنمایی و کمک تبلیغاتی و مالی می‏خواستند. درباره مترو، شرکت واحد [اتوبوس رانی]، راهنمایی[و رانندگی]، پارکها، زباله‏ها، فاضلاب و غیره صحبت کردند. سرهنگ غفراللّهی با جمعی از [مسئولان] نیروی زمینی [ارتش] آمدند. گزارشی دادند و از عقیدتی سیاسی گله داشتند. آقای بهرامی از دوستان دوران طلبگی آمد. طبق معمول وحشت از پاکسازی مجدد دارد. حق با اوست.

    عصر، کمی استراحت کردم. جلسه کمیسیون اصلاح مواضع [حزب جمهوری اسلامی] داشتیم و سپس شورای مرکزی حزب [جمهوری اسلامی] و شب در دفتر آقای خامنه‏ای جلسه شورای داوری حزب برگزار شد. فشار بی‏مورد بر اعضای هیأت مدیره شرکت فرش مطرح بود. از طرف بازرسی کل کشور پرونده درست شده و مقامات قضایی بر آن اساس، اذیت می‏کنند. گفتم، برنامه‏ای برای مسافرت به سیستان وبلوچستان تنظیم کنند. آخر شب، به خانه آمدم. استاد علی داوری از نوق آمده بود. مقداری پسته و نان خشک و کشک و... آورده بود. یک کارتن پسته تازه، به منزل امام دادیم.