خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی / سال 1360 / کتاب «عبور ازبحران»

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی / سال 1360 / کتاب «عبور ازبحران»

لغو ماموریت هاشمی و آیت‌الله خامنه‌ای *** استفتاء پزشک ایرانی مقیم آمریکا از امام چه بود؟

  • شنبه ۷ آذر ۱۳۶۰

 تا ساعت ده صبح در منزل ماندم. نماز و استحمام و صبحانه و استراحت‏داشتم. درسی ازصرف میر به عفت دادم که به کلاس نرفته بود. خدمت امام رفتم. سئوالی در مورد پیوند چشم کردم. دکتر سجادی، متخصص پیوند قرنیه‏چشم از آمریکا آمده، می‏پرسد که برداشتن چشم‏انسانهای در حال مرگ و پیوندآن به انسانهای دیگر، جایز است یا نه. امام منع نکردند، ولی مایل نبودند تجویزآن هم، به ایشان منتسب شود. ایراد اگر باشد، از جهت لزوم دفن اجزا بدن میت ویا عدم جواز تنکیل مسلمان است.

 مطلب دیگر درباره اعزام هیأت تحقیق به لرستان بود که امام به من و آقای‏خامنه‏ای دستورداده‏ اند و بازرسی کل کشور این کار را کرده و نظریه هم داده؛دیگر لزومی ندارد و امام اجازه دادند که نفرستیم. حال امام خوب بود. دکترهاهم آمدند و فشار خونشان را گرفتند.

 ظهر سرهنگ بابائی فرمانده پایگاه [هشتم شکاری] خاتم اصفهان آمد که عدم دفاع‏قوی‏نیروی هوائی از آبادان را برایم توجیه کند. عصر از [وزارت] مسکن و شهرسازی‏تهران وگروهی دیگر آمدند، برای مشورت درباره خانه‏های فراوانی که بعد ازانقلاب، بدون مجوزقانونی ساخته‏اند، یا نیمه ساز است. هم اکنون به خاطرنداشتن سند یا جواز ساختمان کارشان‏گیر کرده است.

 سپس شورای عالی دفاع تشکیل شد. ظهیرنژاد از بی توجهی نیروها به ایشان،گله داشت. ازجبهه‏ها خبر درستی نداشت. فرمانده نیروی دریایی، توضیحاتی ازعملیات نجات ناو میلانیان داد و نیروی هوایی اجازه بمباران شهرهای عراق رامی‏خواست، که ندادیم.

 شب در مجلس ماندم. نیمه شب با خوزستان تماس گرفتم. آماده حمله به‏عراقیها، در جبهه بستان بودند. باران می‏آید. حمله شروع شد و با امید خوابیدم.آقای صیاد شیرازی از مقرفرماندهی در جبهه تلفنی خبر داد؛ برای پیروزی دعاکردم.