خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۵ – اوج دفاع

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۵ – اوج دفاع

  • یکشنبه ۲۱ دی ۱۳۶۵
یکشنبه 21 دی 1365  ساعت دو بامداد آقای سنجقی بیدارم کرد و گفت برای انتقال مجروحان، نیاز به هواپیمای بیشتر داریم. آقای دکتر روحانی را بیدار کردیم. مذاکره شد. چون هوا در فرودگاه اهواز مساعد نیست، قرار شد آنها را به امیدیه ببریم و از آنجا منتقل کنیم. بعد از نماز صبح و استحمام، گزارش جبهه را از آقای رضایی گرفتم. راضی و خوشحال بود و اطلاع داد پاتک‌های دشمن در چند محور با نیروهای تازه نفس گارد مخصوص شروع شده است. مرتباً وضعیت قرمز و آژیر خطر به صدا در می‌آمد. عراق حمله به شهرها را شروع کرده و با وسعت ادامه می‌دهد. ما هم مقابله به مثل می‌کنیم. نزدیک ظهر، آقای رضایی اطلاع داد که پاتک دشمن دفع شده و در محور جنوب که به سوی جزیره بوارین پیش می‌رویم، موفقیت‌های خوبی داشته‌ایم. از تاخیر دو روزه عملیات ارتش، اظهار شکوه کرد. به نخست وزیر در جلسه هیأت دولت تلفنی گفتم، اعتبار سپاه را بدهند و خبر موفقیت‌های دیشب را دادم. احمدآقا هم تلفنی از اوضاع جنگ پرسید و جواب گرفت. اطلاع داد که آیت‌الله منتظری نامه‌ای به امام نوشته و از احتمال تبعید آسیدهادی اظهار نگرانی کرده و گفته چون کمک کار نخواهند داشت، اگر بناست او تبعید شود، پس به ایشان اجازه داده شود که منزوی شوند. اطلاع رسید که امروز صبح اعضای سپاه پاسداران توانسته‌اند، موشک اسکاد ـ بی به بغداد شلیک کنند. خوشحال شدیم، چون مأموران لیبی اخیراً از همکاری استنکاف کرده‌اند و معلوم نبود که خودمان بتوانیم عمل کنیم. مخصوصاً وقتی که خبر گزاری‌ها از شنیده شدن انفجار در بغداد خبر دادند، اطمینان کامل پیدا شد. این توفیق نیروهای خودمان در راه اندازی سایت موشکی، فتح مهمی است.بعد از ظهر، اطلاعات بیشتری از موفقیت در محور جنوبی شلمچه و درگیری در جبهه غربی آن گرفتیم. برای تفرج به بیرون اهواز رفتیم. کاهو خوردیم و اسلحه‌ام را آزمایش کردم. اول شب درباره محل سایت موشکی هاک تصمیم‌گیری کردیم. با آقای خامنه‌ای، تلفنی درباره فرمانده نیروی هوایی صحبت کردم. امروز عصر هم عراق به باختران و ایلام موشک زده؛ نشان ضعف و استیصال است. با آقای رضایی، آخر شب تماس گرفتم. معلوم شد نیروها در منطقه عملیاتی کربلای پنج از چند محور پیشروی را آغاز کرده‌اند و راجع به ادامه عملیات و عملیات آینده ارتش صحبت کردیم. تلفنی با عفت در منزل حرف زدم. گفت مردم خیلی از پیروزی‌ها خوشحالند و گفت که نقل شد من مجروح شیمیایی شده‌ام. گفتم دروغ است. لابد خبر مصدوم شیمیایی شدن مهدی در عملیات گذشته هم به این صورت درآمده است. آمار شهدا و مجروحان را گرفتم. تا ساعت نه صبح تعداد 931 شهید و 6010 مجروح داشته‌ایم.