خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال ۱۳۶۰/کتاب «عبور از بحران»

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال ۱۳۶۰/کتاب «عبور از بحران»

  • شنبه ۹ آبان ۱۳۶۰

 تا عصر، در منزل ماندم و استراحت و مطالعه داشتم. احمد آقا هم آمد و در مورد مسائل چندی بحث کردیم. قرار شد فاتحه‌ای برای مرحوم لاهوتی بگیریم. چون خانواده ایشان به خاطر نارضایتی شدید از جریان، حاضر نشد، اعلان فاتحه کند. روابط عمومی مجلس شورا، برای ایشان و دو نفر دیگر از نمایندگان مجلس که اخیراً در تصادف اتومبیل فوت کرده‌اند، آقایان [فتحعلی] صاحب‌الزمانی و [علی‌اکبر] اصغری بنابی، یکجا فاتحه‌ای اعلام کرد.

 اول شب، با کادر مرکزی انجمن حجتیه قرار داشتیم. دیر آمدند، قرار عمل نشد. جلسه‌ای در دفتر ریاست‌جمهوری با حضور رئیس‌جمهور، نخست‌وزیر، بهزاد نبوی و [حبیب‌الله] عسکر اولادی برای بحث درباره اختلافاتی که بین آقایان عسکر اولادی و نبوی درباره انحصاری کردن خریدوفروش برنج و سایر موارد تجارت پیش‌آمده، داشتیم.

 ستاد بسیج اقتصادی، تصمیم گرفته دولت خریدار انحصاری برنج از کشاورزان باشد، ولی تصمیم خامی است، نه امکانات انبار و حمل‌ونقل و نه نیروی انسانی برای خرید و توزیع دارد و نه فکری برای چندین هزار کاسبی که بیکار می‌شوند، کرده‌اند. آقای عسکر اولادی وزیر بازرگانی مخالف است. آقای بهزاد به همین دلیل، نمی‌خواهد در کابینه شرکت کند، ناراحت است، فکر می‌کند این بینش، مانع تحول در امر اصلاح تجارت و خلع ید سرمایه ‌داران‌است.

 سپس جلسه‌ای با حضور رئیس بانک مرکزی و سازمان برنامه بودجه داشتیم. می‌خواهند اسکناس چاپ کنند و پشتوانه اسکناس [را] باید تأمین کنیم. طلاهای ‌ما، به قیمت هر اونس 42 دلار تقویم شده و قمیت واقعی 430 دلار است؛ مجلس باید رسماً قیمت جدید را اعلان کند، ولی صلاح نیست، در جلسه علنی ‌مطرح شود، چون دلیل ضعف اقتصادی به حساب خواهد آمد. تصمیم گرفتیم جور دیگری عمل شود.