خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال ۱۳۶۰/کتاب «عبور از بحران»

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی/ سال ۱۳۶۰/کتاب «عبور از بحران»

  • تهران
  • سه شنبه ۵ آبان ۱۳۶۰

 بعد از نماز و مطالعه گزارش‌ها و نوشتن پیامی برای مسابقات قرائت قرآن، به جلسه علنی رفتم. طبق قرار قبلی با امام و رئیس‌جمهور، قبل از رسمیت جلسه، از نمایندگان درباره آقای مهندس غرضی، نظرخواهی کردم. از 184 نفر صاحب‌رأی، 60 نفر موافق و 80 نفر مخالف و 44 نفر ممتنع بودند. به آقای خامنه‌ای اطلاع دادم و ایشان مهندس [میرحسین] موسوی را به مجلس به‌عنوان نخست‌وزیر معرفی کردند. فکر می‌کنم ایشان رأی بیاورند. چند لایحه تصویب کردیم و اعتبارنامه طباطبائی نژاد از اردستان به تصویب رسید. پیشرفت کار مجلس این ‌روزها خوب است. نمایندگان بی‌جهت وقت نمی‌گیرند.

 ظهر، گروهی از نمایندگان آمدند که وسایل مسافرت تبلیغی‌شان به هند را در ایام محرم درست کنم. [غلامعلی شهرکی] نماینده  زابل آمد و می‌گفت چند دفینه طلا سراغ دارد که ایشان را به وزیر فرهنگ و هنر که مسئول این قسمت است، معرفی کردم. استناد به قول رمالی و...می‌کرد؛ فکر می‌کنم حقیقت نداشته باشد و خیال باشد.

 بعدازظهر با فرمانده نیروی زمینی و فرمانده نیروی هوایی صحبت کردم و از بمباران سه روز متوالی آبادان و غرق دو کشتی در خور موسی و سقوط یک هلی ‌کوپتر و یک جت جنگی ‌اف - 4 پرسیدم. بازخواست کردم و تأکید برانجام ‌برنامه‌های طراحی‌شده نمودم. جمعی از مخالفان آقای [محمد] غرضی در وزارت نفت آمدند و خواستار عدم وزارت ایشان بودند. شب‌ به منزل آمدم. آخر شب، احمد آقا آمد و از وضع جامعه مدرسین [حوزه علمیه] قم نگران بود که ‌ممکن است با سمت جانشینی رهبری آقای [حسینعلی] منتظری مخالفت کنند. و از بی‌نظمی ‌اداره مبارزه با منکرات می‌گفت.