خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال ۱۳۶۰؛ عبور از بحران

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال ۱۳۶۰؛ عبور از بحران

- بررسی عزل صیاد شیرازی در محضر امام - نظر هاشمی درباره آینده بنی صدر

  • شنبه ۸ فروردین ۱۳۶۰

هشت ونیم  صبح به اتفاق آقای خامنه‌ای به زیارت امام رفتیم. در دفتر امام، دکتر[ابراهیم]یزدی و استانداران ایلام و همدان را ملاقات کردیم. در زیارت امام، گزارش‌خوزستان را تقدیم داشتم و از امام خواستم که به مسؤولیت فرماندهی کل قوا، توجه بیشتری بفرمایند و از عدم تحرک در جبهه‌ها - که نیروهای ما را به ستوه آورده است - شکایت کردم و اینکه به ارتش، در آبادان، توپ 175 داده نمی‌شود که بتوانند حمله به شهرها را تلافی کنند.

 از امام درباره راه حل مشکل تعیین تکلیف زمین و تجارت و صنایع و... در مجلس کمک‌خواستم؛ راهنمایی مؤثری نفرمودند.

 آقای خامنه‌ای از اینکه طبق قانون نمی‌توانند در ارتش نظارت مؤثری داشته باشند، ازخود سلب مسؤولیت کردند و از امام خواستند که خودشان توجه بیشتری در هدایت جنگ وارتش، مبذول دارند. امام از ایشان خواستند که اطلاعات کافی در اختیار امام گذارده شود که‌بتوانند تصمیم مقتضی را بگیرند. آقای خامنه‌ای، بار دیگر ضرر عزل سرهنگ [صیاد]شیرازی‌را گوشزد کردند، ولی امام مطلب  را بی‌اهمیت تلقی کردند.

 آقای [فخرالدین]حجازی و پسر مدیر شرکت فیات از ایتالیا - که مسلمان شده است - به‌زیارت امام آمدند و از نیازهای دانشجویان اسلامی خارج از کشور، مطالبی گفتند.

 سپس با احمد آقا صحبتهایی داشتم. احمد آقا می‌خواست بفهمد که بالاخره با آقای‌بنی‌صدر چه خواهیم کرد. گفتم ایشان اگر قانع باشد که رئیس جمهور در حد قانون اساسی باشدو از مقام ریاست جمهوری، علیه ارگانهای قانونی، سوء استفاده نکند، می‌توانیم ایشان راتحمل کنیم و سیاست کلی ما حرکت در جهت اسلام است  و هر کس که صلاحیت اسلامی‌داشته باشد، می‌تواند همکار ما باشد. از اینکه نیروهای انقلابی نسبت به ایشان بد بین هستند، نگران بود. گفتم لازم است موضع روشنی اتخاذ کنند.

 در مراجعت از خانه امام به مجلس با آقای [محمود]دعائی همراه بودیم. از مشکلات مالی‌روزنامه اطلاعات صحبت داشت، بنا است پنج ریال به قیمت اضافه کنند.

 سفیر جدید فلسطین برای ملاقات به مجلس آمد و پیشنهاد همکاری بیشتر با ما داشت. ازایشان خواستم انقلابی‌تر حرکت کنند و با ارتجاع سازش نکنند. از وضع جنوب لبنان، خائف‌ بود.