خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ١٣٦٧ - پایان دفاع ، آغاز بازسازی

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ١٣٦٧ - پایان دفاع ، آغاز بازسازی

  • سه شنبه ۲۴ خرداد ۱۳۶۷
 

سه‌شنبه 24 خرداد   |   29 شوال 1408                         14 ژوئن 1988

 

بعد از نماز تا هفت ونیم صبح، گزارش‌های خبرگزاری‌ها را خواندم و به رادیو آمریکا و انگلیس گوش دادم. دنبال این هستند که نتیجه عملیات بیت‌المقدس 7 را  پیروزی عراق در شکستن تهاجم ایران معرفی کنند و به اسم صدام که در منطقه حضور داشته، تمام کنند.

 

آقای آستانه از قرارگاه جلو آمد. گزارشی داد که مطلب تازه‌ای نداشت. به آقایان [علیرضا] افشار و اخوی محمد [رئیس سازمان صداوسیما] و [آقای محمد علی رحمانی] مسئول بسیج گفتم که برای اعزام بسیج در ماه تیر، تبلیغات گسترده داشته باشند. به آقای بهزاد نبوی [وزیر صنایع سنگین] در مورد سرعت در تولید مهمات از کارخانه‌های وزارت [صنایع سنگین] تأکید کردم. با دکتر روحانی درباره شرایط جاری و برنامه‌های رسیده جنگ مذاکره کردیم. پیش از ظهر مصاحبه‌ای درباره عملیات [بیت‌المقدس 7] با تلویزیون داشتم.

عصر تا آخر شب با فرماندهان یگان‌های عمل کننده در عملیات بیت‌المقدس 7  مذاکره کردم. هر یک از آنها را جداگانه پذیرفتم. شرح عملیات و نظر خود آنها را خواستم و به آنها میدان دادم که هر چه می‌خواهند بگویند.

همگی از اصل عملیات راضی بودند و همگی مدعی بودند که باعث تقویت روحیه رزمندگان شده و می‌گفتند که اگر نیروی کافی بود می‌توانستیم بمانیم و بیشتر هم پیش برویم و اکثراً از عملکرد قرارگاه کربلا ناراضی بودند. می‌گفتند قدرت اداره و هماهنگ کردن را نداشته است.

آخر شب با آقای محسن رضائی، مذاکره  و عملیات بیت‌المقدس 7 را ارزیابی کردیم. نظر این شد که اگر نیروی کافی بود، می‌توانستیم پیروزی عمده‌ای بدست بیاوریم. آقای رضائی خواست که به جای او، آقای شمخانی در ستاد کل باشد و هم فرمان مسئولیت فرماندهی جبهه را صادر نکنیم و به همین صورت فعلی، در جنگ شریک باشد.

مسئولان جهاد سازندگی آمدند وگزارش سمینار را دادند و برای اطاعت از فرماندهی به هرگونه که تشخیص دهد، اظهار آمادگی کردند. گفتم بنا داریم آقای [غلامرضا] فروزش را جانشین معاونت مهندسی در ستاد کل قرار دهیم.

خبر رسید که امروز دشمن ارتفاعات کوچار و شیخ محمد را پس گرفته است. برنامه ریختیم که برای بررسی کار آنها به جبهه شمال غرب برویم. به جهاد سازندگی گفتم که برای تکمیل خطوط پدافندی در حلبچه همکاری کنند.