خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ١٣٦٧ - پایان دفاع ، آغاز بازسازی

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال ١٣٦٧ - پایان دفاع ، آغاز بازسازی

  • دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۶۷

دوشنبه 24 بهمن   |   6 رجب 1409                             13 فوریه 1989

اول وقت به مجلس رفتم . برف سنگینی می‌بارید. گزارش‌ها راخواندم. در جلسه علنی از حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن تشکر کردم و در مورد آزادی زندانیان سیاسی با عفو امام حرف زدم.

ساعت نه و نیم برای شورای بازسازی به مقر ریاست جمهوری رفتم. وزرای صنایع و معادن و بازرگانی و رئیس [سازمان]  امور اداری و استخدامی هم آمدند. درباره ادغام وزارتخانه‌های صنایع و معادن بحث بود. آقای [سید منصور] رضوی [رئیس سازمان امور اداری و استخدامی کشور]  از ادغام دفاع کرد و [آقای مجید قاسمی] رئیس بانک مرکزی و بقیه مخالفت کردند و سرانجام قرار شد در اعلان سیاست‌ها، فقط از لزوم ادغام سازمان‌های مکرر و حذف زایدها گفته شود و اسمی از نهادی برده نشود. درباره آزاد شدن ورود مواد اولیه صنایع هم بحث شد و ادامه بحث به جلسه بعد موکول کردید.

برای استراحت به مجلس رفتم. عصر آقای آقازاده وزیر نفت و مدیران پتروشیمی آمدند و گزارش مذاکرات با ژاپن درباره پروژه پتروشیمی ایران - ژاپن را دادند. ژاپنی‌ها از ادامه مشارکت منصرفند و قبول کرده‌اند که از کل سرمایه خود صرف نظر کنند و تصفیه حساب شود که پس از محاسبه، معلوم شد حدود سیصد میلیون دلار باید بابت بدهی‌های گذشته بپردازند. گفته‌اند وامی به مبلغ یک میلیارد دلار هم خواهند داد. قرار شد برای ادامه کار به منظور گرفتن امتیاز بیشتر اصرار شود. آقای آقازاده گزارش پیشرفت صنایع گاز و نفت را داد. گفتم به [محسن] کنگرلو [مشاور نخست وزیر] بگوید سند تعهدهای شیراک برای آزادی [انیس] نقاش را بیاورند، چون شیراک منکر شده است. تا ساعت هفت شب در دفترم کار کردم.

چکی برای بنیاد مستضعفان بابت اجاره چند ساله منزل جماران کنار بیت امام  فرستادم. مبلغی هم خرج تعمیر منزل و ساخت محل پاسداران کرده ام.

به جلسه سران قوا و شورای عالی قضایی رفتم. امام دستور داده‌اند که درباره تقسیم وظایف اعضای شورا تصمیم‌گیری شود. من با تقسیم مخالفم و طرفدار تمرکز وظایف و اختیاراتم. بالاخره طرح تقسیم تصویب شد ولی به اتفاق آرا نظر داده شد که تمرکز با حق وتوی رئیس شورا ارجح است. به منزل آمدم. برف سنگینی باریده و باز هم می‌بارد.