خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • در ملاقات هاشمی و آیت‌الله خامنه‌ای با امام چه گذشت؟

در ملاقات هاشمی و آیت‌الله خامنه‌ای با امام چه گذشت؟

آزادی واردات ۸ قلم کالا

  • دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۶۷
 

دوشنبه 3 بهمن   |  15 جمادی الثانی 1409                23 ژانویه 1989

ساعت هشت و نیم صبح همراه آیت‌الله خامنه‌ای، خدمت امام رفتیم. دکترها انگشتان شصت پاهایشان را پانسمان می‌کردند؛ چون ناخن در گوشت فرو می‌رفته، درآورده‌اند. درد هم دارند و مسکن مصرف می‌کنند. آقای خامنه‌ای، پیش نویس سیاست‌های مصوب شورای عالی بازسازی را به امام دادند. درباره کمبودها و نیاز به ارز و متخصصان خارجی برای برخی از صنایع پیچیده و لزوم تسریع در مشخص کردن آینده ارتش و سپاه، با امام صحبت کردیم؛ بنا شد فکر کنند.

 

نمونه‌ای از پاسخ به درخواست مردم

 

من درباره لزوم تقویت شورای عالی قضایی و شخص آقای موسوی اردبیلی [رئیس قوه قضائیه] ازسوی امام، بعد از انتقادهای اخیرشان از قوه قضائیه، صحبت کردم. امام گفتند هنوز زود است؛ گویا نظرشان این است که انتقادات اثر خودش را در به حرکت آمدن دستگاه قضایی بکند و سپس اقدام به جبران شود.

در ماشین آیت الله خامنه‌ای با هم به مقر ریاست جمهوری رفتیم. در راه درباره نیروهای مسلح مذاکره شد. قرار شد بحث را ادامه دهیم. برف می‌بارید و این بارش تا عصر به طور متناوب ادامه داشت. [در جلسه شورای بازسازی] با حضور وزیر دارایی و رئیس بانک مرکزی درباره سیاست‌های پولی و مالی و مالیات‌ها صحبت شد و با حضور وزیر بازرگانی، لیست جدیدی برای اعلان آزادی ورود آنها تصویب شد. خبر ایجاد تسهیلات در صادرات صنایع دستی را دادند. بعد از ناهار به مجلس رفتم. استراحت کردم و کارهای دفتر را انجام دادم.

عصر دکتر سجادی آمد. از کمبود امکانات جراحی چشم گفت و چاره‌جویی کرد. گفت تاکنون هفتصد عمل پیوند قرنیه انجام داده و چهارنفر را برای جراحی پیوند قرینه تربیت کرده و از اینکه به جای وارد کردن ابزار عمل، مریض به خارج اعزام می‌شود، گله داشت. گفت به خاطر کمبود ابزار و امکانات، در هفته فقط دو روز عمل جراحی می‌کنند و به خاطر کمبود پرسنل، کارهای اداری را انجام می‌دهد. او خواست که برای معاینه چشم به بیمارستان بروم.

[آقای علی محمد بابا خاصی] نماینده پاوه آمد.از نیازهای منطقه و لزوم بکارگیری نیروهای بومی و توجه به روحانیون کُرد گفت. آقای فخر روحانی نماینده منتخب کردکوی آمد. از احتمال رد شدن اعتبار نامه‌اش نگران است؛ استمداد کرد. آقای وکیلی از ستاد امداد و درمان آمد و‌‌ خدمات خود به مجروحان جنگ را گفت. از عدم توجه به ایشان در اداره جانبازان شاکی است.