خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال / سال 1362 / کتاب «آرامش وچالش»

خاطرات روزانه آیت الله هاشمی رفسنجانی سال / سال 1362 / کتاب «آرامش وچالش»

رد پیشنهاد صیاد شیرازی توسط فرماندهان نظامی *** گزارش هاشمی به آیت‌الله خامنه‌ای از قرارگاه نجف

  • شنبه ۶ اسفند ۱۳۶۲

    صبح خیلی زود بیدار شدیم. بعد از نماز، از قرارگاه نجف اطلاع گرفتیم. معلوم شد که دیشب عمل الحاق انجام نشده است؛ به خاطر اینکه در طلائیه، میدان مین را نتوانسته‏اند باز کنند. از داخل جزیره [مجنون] هم عمل نکرده‏اند. در کنار دجله، نیروهای شمال و جنوب ما، توانسته‏اند ملحق شوند ولی عُزیر را پس نگرفته‏اند. در مجموع کار مهمی انجام نشده است. مراتب را به آقای خامنه‏ای اطلاع دادم.

    قرار شد در [قرارگاه] نجف، جلسه مشورت برای حل مشکل داشته باشیم. خبر دادند که یکی از دو هواپیمای ما که برای زدن بعقوبه رفته بودند، مورد اصابت قرار گرفته و در خاک خودمان سقوط کرده است. برای بررسی وضع جبهه‏ها و اتخاذ تصمیمات به قرارگاه نجف رفتیم. آقای صیاد [شیرازی] هم آمد.

    در بین راه از منطقه بارگیری و پرواز هلی‏کوپترها بازدید کردم؛ وسعت و عظمت کار، مرا تحت تأثیر قرار داد. سرهنگ جلالی را تحسین کردم. یک سایت هاگ را برای فعال کردن سایت دیگر، تعطیل کردیم؛ به خاطر کمبود قطعات.

    در قرارگاه نجف، وضع نیروهایمان در جزایر [مجنون] و کنار دجله را بررسی کردیم. اعتماد به نفس بهتری به دست آورده‏اند. آقای صیاد [شیرازی] برای عملیات شب آینده که به منظور ایجاد راه زمینی به جزایر و رخنه در دشمن، طراحی شده است، شرطهای غیر قابل حصول پیشنهاد می‏کرد که آقایان موسوی و لطفی - افسران گمارده شده خودش - رأی برخلاف او دادند.

    تصمیم برای عمل شب آینده گرفته شد و مرحله بعد از آن به عنوان عبور از خط تا پل نشوه، به قرارگاه کربلا واگذار شد. آقای صیاد پس از [اتخاذ] تصمیم، نظامی وار می‏پذیرد؛ گرچه در عمل، دلسردانه عمل می‏شود.

    آقای فخرالدین حجازی هم آمد. برای تقویت روحیه رزمندگان به جزایر [مجنون] رفت. یکی از فرماندهان در لشکر نصر از تنگه عُزیر آمد و گزارش خوبی داد. فرمانده نیروی دریایی هم امکاناتی را برای کمک در هور در اختیار گذاشت. خبر اینکه دوگردان از نیروهای عمل کننده دیروز، هنوز مقاومت می‏کنند، از غصّه ما کاست؛ چون خبر از تلف شدنشان رسیده بود. گفتند شش هلی‏کوپتر دشمن را هم زده‏ایم و تعداد اسرای دشمن از مرز 800 نفر گذشته است.

    بعد از نماز به طرف قرارگاه آمدیم؛ از طرف هویزه آمدیم که آنجا را ببینیم و از خطر توپهای دشمن دور باشیم. ساختمانها بیش از حد منطقه لوکس است. تلفنهای شخصیتهای مرکز، حاکی از شایعه تندی مبنی بر عقب‏نشینی از مراکز تصرفی و دادن تلفات زیاد است که صحیح نمی‏باشد.

    آقایان خرازی و قاسم‏زاده که به دیدن جزایر رفته بودند، گزارش از وضع آنجا دادند. دشمن با آتش از راه دور، اذیت می‏کند. آقای [عباس] بابایی - خلبان - آمد و گفت، چند شهر عراق را زده‏ایم و یک هواپیما از دست داده‏ایم. از فرمانده نیروی هوایی گلایه داشت. قرار گذاشتیم که امشب به تهران بروم؛ برای اینکه خیلی از صحنه مملکت غایب نباشم که منشأ شایعات شود و در جلسه مجلس شرکت کنم.