خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • بازدید هاشمی از بازسازی خرابی‏های جنگ

بازدید هاشمی از بازسازی خرابی‏های جنگ

استقبال گرم مردم گیلانغرب و سرپل ذهاب

  • چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۳۶۹

 

دیشب باران آمده و امروز نیز بارش ادامه دارد. ساعت هفت صبح به فرودگاه مهرآباد رسیدم. بلافاصله با جمعی از وزرا، معاونان، محافظان، خبرنگاران و نمایندگان مجلس، برای بازدید از جریان بازسازی شهرهای مخروبه به سوی باختران[= کرمانشاه]، پرواز کردیم.

در فرودگاه باختران، استقبال رسمی بود. بلافاصله با ماشین به سوی شهر سرپل‌ذهاب حرکت کردیم. به خاطر بارندگی از هلی‌کوپتر استفاده نکردیم؛ طبعاً برنامه‌ها به‌هم خورد. از شهرهای اسلام آباد و کِرِند گذشتیم. در بین راه، [آقای نکویی]استاندار و [آقای‌زرندی]، امام جمعه باختران که در ماشین با من بودند، گزارش‌ و توضیحات می‌دادند.


در شهر سرپل ذهاب، حدود 25 هزار نفر از مردم بازگشته‌اند و بازسازی ادامه دارد، ولی شهر نیمه مخروبه است. قبلاً  22 هزار نفر جمعیت داشته و پیش‌بینی می‌شود که جمعیت به 50 هزار نفر برسد. مردم استقبال گرمی کردند. گشتی در شهر زدیم. در شهرداری با مسئولان شهر مذاکره کردم. برای مردم در مقابل ساختمان شهرداری، صحبت کوتاهی کردم. مردم خواستار تسریع در بازسازی هستند. درخصوص اعتبار و مصالح ساختمانی، کمبودی به نظر نرسید؛ گرچه مردم بیشتر می‌خواهند.


از آنجا به سوی قصرشیرین حرکت کردیم. در راه از روستاها و اردوگاه‌های نیمه‌مخروبه مهاجران‌گذشتیم. رودخانه الوند که آب زیادی دارد و به عراق می‌رود، نظرم را جلب کرد. در کنار جاده، لشکرهای ارتش از زمان جنگ مستقر هستند. در شهر قصرشیرین، هیچ ساختمانی از گذشته نمانده و کلِ شهر، به‌جز یک مسجد، با خاک یکسان شده است. هنوز کار بازسازی مردمی شروع نشده و ساخت زیربناها توسط دولت، در حال انجام است. انبار برای مصالح ساختمانی آماده شده است. جمعی از مردم آمده بودند. به جمع آنها رفتم. انتقاداتی ساده‌ داشتند؛ از کم بودن بهای خسارات که به مردم پرداخت می‌شود تا مشکل تردد، به خاطر سخت‌گیری ارتش.

 از نهالستان مرکبات که برای ترویج کشاورزی منطقه، توسط وزارت‌کشاورزی تأسیس شده است، بازدید کردیم. بناست توسعه شهر در آن‌سوی رودخانه باشد. از آنجا به پادگان ابوذر رفتیم. بعد از نماز،  ناهار  مهمان ارتش بودیم. این پادگان در اواخر جنگ مورد نفوذ عراقی‌ها و منافقین قرار گرفت و صدمات زیادی دید. بخشی از پادگان در اختیار سپاه است. تیمسار جوادیان در گزارشی، از مراجعت نیروهای سپاه بدر به کشور خودشان، برای کمک به مردم عراق خبر داد.


از آنجا به سوی منطقه گیلان غرب حرکت کردیم. باران می‌بارید. مردم در روستاهای مسیر به‌گرمی ابراز احساسات می‌کردند. نزدیک ساعت پنج و نیم به گیلان غرب رسیدیم. امام جمعه و فرماندار، دربارة بازسازی توضیحات دادند و خواسته‌ها را مطرح کردند. با مردم در ورزشگاه ملاقات و برایشان صحبت کردم. استقبال گرمی داشتند. آنها از صبح، زیر باران منتظر بودند. 

به خاطر حذف هلی‌کوپتر، برنامه تغییر کرده بود. در شهر گشتی زدیم. بازسازی در حال انجام است. خانه‌های خوبی می‌سازند و خیابان‌ها را وسیع‌تر کرده‌اند. به سوی ایلام حرکت کردیم. در دره‌های اطراف شهر، آلونک‌های ساخته شده در زمان آوارگی مردم، برای فرار از بمباران‌ عراق موجود است؛ هنوز تعدادی از مردم، در آنجا زندگی می‌کنند.


ساعت هفت و نیم شب به شهر ایلام رسیدیم؛ بنا نبود به ایلام برویم. قرار بود شب را در دهلران باشیم. مردم مطلع نشدند. جلسه‌ای با مدیرانِ دو استان باختران و ایلام داشتیم. گزارش‌ها، نیازها و اقدامات مطرح شد. به نظر رسید اعتراضی به پیشرفت بازسازی نیست.

 

اعتبار بیشتر و توجه بیشتر به روستاییان و کمک به مجروحان خواسته می‌شد. مشکلات، نسبت به سفر قبل، خیلی کم شده و کارها روبه‌راه است.