خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1368– آرامش بعد از طوفان

خاطرات آیت الله هاشمی رفسنجانی سال 1368– آرامش بعد از طوفان

  • چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۶۸
 

چهارشنبه 26 مهر   |     17 ربیع الاول 1410              18 اکتبر  1989

بعد از نماز، همراه مهدی و محافظان برای سفر به آذربایجان [شرقی] به فرودگاه رفتیم. همراهان آماده بودند و بلافاصله به سوی تبریز پرواز کردیم. نمایندگان استان و تعدادی از وزراء همراه بودند. در فرودگاه تبریز استقبال با شکوهی بود. مصاحبه کوتاهی کردم عازم پادگان تبریز شدیم. در خیابان مردم دو طرف خیابان ابراز احساسات می‌نمودند. مراسم صبحگاه انجام شد و برای آنها صحبت کردم به استانداری رفتم. با دانشگاهیان ملاقات شد. دکتر [سیدمهدی] گلابی رئیس دانشگاه تبریز صحبت کرد و من هم صحبت نسبتاً مفصلی ایراد کردم.

به مسجد جامع تبریز رفتم و در اجتماع روحانیون که خیلی زیاد بودند، شرکت کردم. آقای [مسلم] ملکوتی [نماینده ولی فقیه در آذربایجان و] امام جمعه [تبریز] خیرمقدم گفتند و من هم صحبت مفصلی درباره نقش روحانیت در انقلاب و اداره جامعه نمودم.

به منزل آقای ملکوتی رفتیم. نماز و ناهار و استراحت و مطالعه تا ساعت سه ونیم انجام شد. تعداد زیادی از روحانیون هم بودند. همه جا در شهر، مردم به گرمی استقبال داشتند.

به مصلای [امام‌خمینی] تبریز برای سخنرانی در اجتماع مردم رفتیم. جمعیت زیادی بود، ولی انتظار خودشان بیش از این بود. آقای ملکوتی صحبت کردند و سپس من صحبت طولانی داشتم مصلی وسیع است، می‌گویند حدود شش هکتار.

به استانداری برگشتیم. با نمایندگان استان جلسه داشتیم. آمار و ارقامی از محرومیت و عقب ماندگی استان دارند که برایم تعجب انگیز بود. نظرم این شد علاوه بر میراث شوم رژیم سابق، مشکلات جنگ و ضعف مدیریت‌ها وضع را چنین کرده که استان با این همه منابع طبیعی، در چنین وضعی باشد. در جلسه مدیران استان، همین نظر را به تلخی بیان کردم و خواستار تحول شدم

عقد ازدواج یک جانباز نابینا و مقطوع الاعضاء را بستم. آقای ملکوتی یک قطعه زمین هدیه کرد و من به استاندار گفتم خانه‌ای برایش بسازد. بعد از شام برای استراحت به اتاقم رفتم. اخبار را گرفتم و خاطرات امروز را نوشتم. در اخبار امروز، زلزله سانفرانسیسکو در صدر اخبار خارجی بود.