خاطرات
  • صفحه اصلی
  • خاطرات
  • خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال ۱۳۶۰؛ عبور از بحران

خاطرات روزانه آیت‌الله هاشمی رفسنجانی؛ سال ۱۳۶۰؛ عبور از بحران

تکمیل مقاله "نهج ‏البلاغه و سیاست"

  • دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۶۰

 اول صبح، مقداری در تکمیل مقاله "نهج‏البلاغه و سیاست" کار کردم و سپس به مجلس‏رفتم. پس از مطالعه گزارشها و امضای نامه‏ها، جواب نامه رئیس مجلس الجزایر "رابح بیطاط" را تهیه کردم و ایشان را به ایران دعوت نمودم.

 آقای دکتر [علی اکبر]ولایتی نامه اعتراضی به رادیو تلویزیون در خصوص برخوردنادرست با مجلس نوشته بود، تأیید کردم.

 آقایان [یاسر]عرفات، هانی‏الحسن  و همراهان - که با هیأت میانجی "کنفرانس اسلامی‏طائف" به ایران آمده بودند - به ملاقاتم آمدند. از خطر حمله اسرائیل به جنوب لبنان، نگران‏بودند. ایشان را تسلیت دادم و گفتم این حمله به ضرر آمریکا است، منطقه را منفجر می‏کند وبیش از همه، آمریکا خسارت می‏برد. از ایشان [یاسرعرفات]، خواستم انقلابی‏تر عمل کنند.ایشان به فرودگاه رفت. هانی‏الحسن تنها ماند و مطالب مفیدی از وضع عراق و ضعف صدام ونظر هیأت داد؛ مثل اینکه کم کم دارند موضع ضد عراقی می‏گیرند. از اینکه بعضی ازانقلابی‏های ایران، مخالف عرفات شده‏اند، نگران بود.

 بعدازظهر، مصاحبه مطبوعاتی و [رادیو]تلویزیونی انجام دادم و برای شرکت در اردوی‏انجمنهای اسلامی سیستان و بلوچستان به کرج رفتم. در باغ مصفای ایروانی در حدود پانصد نفر جوان، مرد و زن با شور و با حال و طرفدار روحانیت بودند، برایشان سخنرانی کردم وجواب سئوالاتشان را دادم و در اردوی بسیج هم شرکت کردم. سرودی خواندند و تشویقشان کردم. سپس به مرکز تربیت معلم - که پانصد معلم ممتاز جمع شده [بودند] و سمینار جالبی‏داشتند - رفتم. شامشان آش‏رشته بود، صرف کردیم و سخنرانی نمودم و تا ساعت ده شب جواب سئوالهای آنها را دادم. خیلی با روح و انقلابی بودند. سرود خیلی جالبی با مطلع»روحانی مبارز، آیم بسویت« خواندند.